پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,٢٧٠
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

دولمه یک واژه ترکی از مصدر دولماق به معنی پرشدن . دولمه یعنی پر شده . نوعی غذا که داخل برگ مو پیچیده شده یا غذایی که داخل فلفل دولمه پرشده باشد . به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

قانشار یا قنشر در زبان آذری به معنی جلو می باشد .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

قزل اوزن در لغت ترکی طلای شناور و در معنای اصطلاحی یعنی: رود ارزشمند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

گُمش در زبان آذری به معنی نقره می باشد . قزیل گمش یعنی طلا و نقره

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٨

دیلاق یا دایلاخ یک واژه ترکی است . دایلاخ یک نوع شتر ی است با گردنی دراز و کم مو و لاغر که از نوعی شتر ماده که آن هم "اروانه" نامیده می شود متولد شده ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

باتلاق که در زبان ترکی پاتلاق هم تلفظ می شود از مصدر باتماق گرفته شده به معنی فرو رفتن در گل ، لاق در زبان آذری پسوند مکان است هم معنی زار در فارسی . ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

به باند در زبان آذری ساریق گفته می شود از مصدر ساریماق به معنی پیچیدن چیزی به دور چیز دیگر مخصوصا زخم واژه ی فارسی بند به زبان های غربی وارد شده و در ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

در زبان ترکی اوشاق گفته می شود که در فارسی بچه گفته می شود در حیدر بابای شهریار می خوانیم . حیدربابا ، گون دالیوی داغلاسین ( حیدر بابا پشت تو همیشه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

جغد در زبان آذری گئـجه قوشی می باشد به معنی مرغ شب . در حیدر بابای شهریار می خوانیم . بایرامیـدی، گئـجه قوشی اوخوردی، ( به یاد دارم که چه شب خاطره ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

معنی سخن چین در زبان آذری سؤز گزدیرَن یا سؤزچول می باشد .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

به خاکستری در زبان آذری "بوز " گفته می شود . حیدربابا، داغین داشین سره سی، ( حیدر بابا به یاد داری طبیعت سحر انگیز کوه و کمر را ) کهلیک اوخور، دالی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تیکمه داش در زبان آذری به معنی سنگ های چیده شده و یا کاشته شده می باشد . تیکمک یعنی چیدن به شکل عمودی . داش هم به معنی سنگ . تیکمه داش در اینجا اسم خ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣١

کپه داغ در اصل کُـپّه داغ می باشد . یعنی کوهی که بر اثر متورم شدن از دل زمین یا خاک بیرون آمده است. کُـپَّک به معنی باد کردن و بالا آمدن معنی می دهد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

قره قوم در ترکی به معنی ماسه ی سیاه یا شن سیاه می باشد . اما در اصل به شن های نرم اطراف رودخانه گفته می شود . که در فارسی به آن احتمالاً ماسه بادی می ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

در زبان آذری به پررو" اوزلو" می گویند که یک اصطلاح است . معنی تحت الفظی آن به فارسی" رودار " می شود .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

معنی قره آتلو در زبان آذری دارنده ی اسب سیاه می باشد . آت در زبان آذری به معنی اسب و لو هم پسوند نسبت و دارندگی است و قره هم به معنی سیاه . در اینجا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

در زبان آذری به جوانمرد" ایگیت" گفته می شود . حیدربابا، ایگیت امک ایتیرمز، ( حیدر بابا آگاه باش و بدان که جوانمرد هیچ وقت نان و نمک و زحمت کسی را از ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

قیچی یک واژه ترکی است . اما در ترکی به چه معناست سخنان زیادی در مورد آن گفته شده ولی به نظر هیچ کدام درست به نظر نمی رسد . به نظر می رسد که به مرور ز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

"قمیز" ( Kymyz ) نوعی نوشیدنی لذت بخش است که از شیر مادیان تهیه می شود و در میان اقوام ترک کوچدار و نیمه کوچدار ، امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

در زبان آذری به یک خانه در بسته دام گفته می شود . و گاهی به پشت بام خانه هم دام یا دام اوستی می گویند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

دوْلو در زبان آذری به معنی تگرگ می باشد که در اصل دونْلو بوده به معنی یخ زده که از مصدر دونْماخ گرفته شده .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٩

سوغات یک واژه ترکی است اصل آن سؤغات بوده سؤ از مصدر سؤمک ( پسندیدن ) به معنی پسند هست . غات هم یک پسوند ترکی است در فارسی آلات معنی می هد مثل ابزار آ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

چو انداختن یا چو سالماخ یک واژه ترکی است که معادل فارسی آن شایعه یا دروغ پراکنی است. و به کسی که زیاد شایعه پراکنی می کند چوچول یا گُفچول گفته می شود ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

قار در زبان ترکی به معنی برف، قاریاغدی یعنی برف بارید یا محلی که در آنجا برف زیاد می بارد در بالا اسم خاص

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

گدوک یک واژه ی ترکی است که تلفظ ترکی آن گَدیک بوده، از ریشه گیتمک [رفتن] به معنی محل عبور و محل رفتن و فارسی آن گذرگاه است

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

گدیک یک واژه ی ترکی است که تلفظ فارسی آن گَدُوک بوده، از ریشه گیتمک [رفتن] به معنی محل عبور و محل رفتن و فارسی آن گذرگاه است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

کرمَه در زبان آذری به تپاله ها و پشکل ها یی گفته می شود که به مرور زمان روی هم انباشته می شوند و به هم می چسبند سپس آنها را پس از خشک شدن برش داده و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

واژه قلاخ یا قالاق یک واژه ترکی است همریشه با واژه ی قلعه که هر دو از مصدر قالاماخ به معنی روی هم انباشتن . دیوارهای قلعه را چون با چینه هایی روی هم ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

این واژه به کرار در تاریخ بیهقی آمده است. 《 بر تخت نشست و بار داد ، باردادنی سخت بشکوه، و بسیار غلام ایستاده از کرانِ صفه تا دور جای ، و سیاه داران ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

واژه ی بس در تاریخ بیهقی به معنی هر گز هم آمده است . آنچه تقدیر است ناچار بباشد ، در غمناک بودن بس فایده نیست . 《 تاریخ بیهقی دکتر فیاض ص ۵ چ اول ۱۳ ...