پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,٠٥٢
پیشنهاد
٢

پسودن رکاب و عنان: کنایه ی ایماست از بر نشستن و تاختن. ( ( مرا رفت باید بدین چاره زود رکاب و عنان را بباید پَسود ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

هما: دکتر کزازی در مورد واژه ی " هما" می نویسد : ( ( همای با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است و در اوستا هُمَیّا بوده است. ) ) . ( ( نهاده ز ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

هور: دکتر کزازی در مورد واژه ی " هور" می نویسد : ( ( هور، در معنی خورشید، در پهلوی هوَر hwar ریختی است از خوَر xwar در پهلوی و دری کهن و ریخت همال و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

الماس: الماس با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است این واژه در بنیاد یونانی است. ( ( هوا را تو گفتی همی برفروخت چو الماس روی زمین را بسوخت ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

میغ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " میغ" می نویسد : ( ( میغ، به معنی ابر، در پهلوی مغmeg و در پارتی مگ mēg بوده است. ریختی دیگر از آن "میز"، در پهلوی مز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

شایسته: شایسته در پهلوی شایستگ šāyistag بوده است و بایسته اپایستگapāyistag.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

شبیخون: شبیخون در پهلوی شپیخن šapīxōn بوده است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

چیرگی: دکتر کزازی در مورد واژه ی "چیرگی " می نویسد : ( ( چیرگی در پهلوی چرگیه čēragīh می توانسته است بود. در این زبان، چریه cērīh که ریخت پارسی آن " ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

براعت: کمال فضل و ادب، برتری بر دیگران به علم. برائت:بی گناهی، پاکدامنی و مجازا به معنای دوری، بیزاری. این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. بَرائ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

برائت:بی گناهی، پاکدامنی و مجازا به معنای دوری، بیزاری. براعت: کمال فضل و ادب، برتری بر دیگران به علم. این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. بَرا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

بَدْوی: منسوب به بَدْء و به معنای " آغازی و ابتدایی" بَدَوی: بیابانی، بیابان گرد، صحرا نشین این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. بَدْوی به فتح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بَدْوْ: به معنای" آغاز و ابتدا ". اصل این کلمه در عربی بَدْء با همزه پایانی است، ولی در فارسی از قدیم تا امروز آن را به صورت بَدْوْ [ badv] می نویسند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بدعتگذار: به معنای" آورنده بدعت"یا "بنیاد کننده بدعت". املای آن به همین صورت یعنی با حرف ذ صحیح است و نه به صورت بدعتگزار. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

واژه ی انگلیسی such به معنی مکیدن و دوشیدن، شیردوشی، شیره ی کسی را کشیدن، با واژه ی ترکی ساقماخ به معنی دوشیدن سنجیدنی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

واژه ی انگلیسی study، یک واژه ی هند و اروپایی است و با واژه ی سواد فارسی از نظر ریشه یکی است . ریشه ی این دو " سِو" و "سوات" می باشد . سِو ( سواتِ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

واژه ی انگلیسی stray، با واژه ی سرگردان فارسی سنجیدنی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

واژه ی انگلیسی show، تغییر یافته ی نشان و نشان دادن فارسی می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

stour انگلیسی، همان تغییر یافته ی واژه ستبر فارسی به معنی ستبر، تنومند، استوار فارسی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

واژه ی انگلیسی stand، با واژه ی فارسی ایستادن از یک ریشه میباشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بحبوحه: املای این کلمه به همین صورت صحیح است. گاهی آن را به غلط بهبوهه می نویسند. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۶٠. )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

با این وجود/با وجود این: با وجود این/ با این وجود: با وجود این یعنی "با بودن ِ این ( وضع، حال، امر، شرط. . . ) " ومقصود از آن این است:" که با اینکه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

با وجود این/ با این وجود: با وجود این یعنی "با بودن ِ این ( وضع، حال، امر، شرط. . . ) " ومقصود از آن این است:" که با اینکه چنین چیزی هست ( یا بود، یا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

لاله: دکتر کزازی در مورد واژه ی " لاله" می نویسد : ( ( لاله ریختی کوتاه شده از" آلاله"، در پهلوی الالگalālag، است. ستاک لال در آن به معنی سرخ است و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دهاده: دکتر کزازی در مورد واژه ی "دهاده " می نویسد : ( ( دهاده در معنی گیر و دار و هنگامه و آشوب نبرد است. این واژه از ده ( =بن اکنون از دادن ) / ( = ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

مهره: دکتر کزازی در مورد واژه ی "مهره " می نویسد : ( ( مهره، در پهلوی مدرگmodrag یا متر گ motrag، مهر ه ای بوده است که آن را، به هنگام بر نشستن شاه، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کابُلی: دکتر کزازی در مورد واژه ی "کابلی " می نویسد : ( ( کابلی در پهلوی کاولیگ kawulīg می توانسته است بود. در پارسی نیز ریخت واژه کاوُل، گاه، به کار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

پناه دکتر کزازی در مورد واژه ی " پناه" می نویسد : ( ( پناه در پهلوی با همین ریخت به کار می رفته است و هم در کاربرد اسمی بوده است و هم در کاربرد صفتی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

زَبَر: در پهلوی هچ اپر ( hačapar ) بوده است که واژه ای آمیغی و ساخته شده از دو پاره ی هچ ( از ) /اَپَر ( =بر ) . بخواهم از او کین فرخ پدر کنم پادشا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

up که در زبان انگلیسی به معنی" بر "و" بالا" آمده همان "بَر ِ "فارسی به معنی روی و بالا می باشد واژه ی" بر" در پهلوی " اَپر " آمده است و معنی بر روی و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

رود: دکتر کزازی در مورد واژه ی " رود" می نویسد : ( ( رود که در معنی ساز زهی به کار رفته است، در زبان پهلوی روت rōt بوده است. این واژه همان است که در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

نشیب: در پهلوی نشپ nišēp بوده است. "بدرّد دل و مغز تان از مِهیب بلندی ندانید باز از نشیب" ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، ۱۳۸۵، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دودمان در شاهنامه: "در بینش و منش پهلوانی، دودمان و تبار در شاهنامه، ارزشی بنیادین و بی چند و چون دارد؛ پهلوان، به هر پایه و مایه دلیر و گُرد و تهم ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دکتر کزازی در مورد واژه ی "الان " می نویسد : ( ( الان میتواند بودکه ریختی از اَران باشد که خود ریختی است از اِران ērān پهلوی و" ایران" پارسی ) ) ( ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

تلیمان نژاد:دکتر کزازی در مورد واژه ی "تلیمان نژاد" می نویسد : ( ( تلیمان نژاد ویژگی یکی از پهلوانان منوچهر که از وی با نام " گُرد" سخن رفته است و تل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

افراز: در معنی فراز است و بن اکنون از افراختن. "همی تافت چون مَه میان گروه و گر مهر تابان، بر افراز کوه" ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

واژه ی انگلیسی thin به معنی رقیق کردن، نازک کردن، کم پشت کردن ، تنک کردن، کم پشت کردن یا شدن، به طور نازک یا رقیق، نازک کردن وجین کردن یا شدن، هرس کر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

بانک/بانگ: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. بانک واژه ی فرنگی است به معنای" بنگاه اقتصادی که پول یا چیز دیگر در آن به امانت گذاشته می شود ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بانک/بانگ: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. بانک واژه ی فرنگی است به معنای" بنگاه اقتصادی که پول یا چیز دیگر در آن به امانت گذاشته می شود ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

بالُن: جسم کروی مجوّف، مملو از گازی سبکتر ازهوا، که میتواند به آسمان صعود کند. بالِن: پستاندار دریایی و بزرگترین جانور کره ی زمین. این دو کلمه را ن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

باتَّبَع:در نتیجه بالطَّبع: طبعاً، از روی طبع ای دو قید مرکب در تلفظ و معنی با یکدیگر تفاوت دارند بالطّبع ( bettab ) یعنی" طبعاً، از روی طبع" و بالت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بالطَّبع: طبعاً، از روی طبع باتَّبَع:در نتیجه ای دو قید مرکب در تلفظ و معنی با یکدیگر تفاوت دارند بالطّبع ( bettab ) یعنی" طبعاً، از روی طبع" و بالت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بالاخره: این ترکیب در عربی به کار نرفته است و در فارسی نیز سابقه طولانی ندارد و بهتر است به جای آن آخرالامر، در آخر، سرانجام، عاقبت، گفته شود. با این ...

پیشنهاد
٣

باقیات صالحات: یعنی" کارهای نیک ( که مستحق ثواب اخروی است ) ". صورت اصلی این ترکیب در عربی الباقیات الصّالحات است که در عرف فارسی زبانان معمولاً به ص ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

باغات: واژه باغ فارسی است و جمع بستن آن به" ات" عربی بر خلاف قاعده است. این جمع گاهی در متون کهن نیز دیده می شود. " قزوین. . . باغستان بسیار داشت، بی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

واژه انگلیسی build به معنی ساختن و building به معنی ساختمان با واژه های فارسی بناء ، بنّایی ، و ابنیه ، و بنا کردن و. . . سنجیدنی هستند .

پیشنهاد
٣

تافتن تفسیده آهن: استعاره ی تمثیلی است از انجام کار دشوار و رنج بار و برتافتن آسیب و آزار . ( ( به پادفره آنگه شتابیدمی که تفسیده آهن بتابیدمی ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

تفسیده: تفسیده ریختی از " تفته " است و اسم مفعول از مصدر " تفسیدن " که در پهلوی تپسیتن tapsitan می توانسته است بود . ( ( به پادفره آنگه شتابیدمی ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

پاداَفره: دکتر کزازی در مورد واژه ی "پاداَفره" می نویسد : ( ( پاداَفره به معنی کیفر است و در پهلوی پاتفراس pātifrās بوده است و پاتُفراس pātofrās . پا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

قبا از ستاک کپ kap فارسی گرفته شده و شکل اصلی آن کپا بوده که در عربی ک به ق و پ به ب بدل شده این واژه با واژه های کف ( کپ ) , خفتان ( کپتان ) کفش , ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

Coverage و cover . به معنی پوشاننده با واژه های فارسی خفتان ( کپتان ) , کف ( کپ ) , کپگ , کفش , تفت , نفت ( نپت ) و واژه های قبا و کافر عربی که در اص ...