پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
به جای گذاشتن : رها کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۹ ) .
به جای آوردن : انجام دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۷۸ ) .
به جان امان دادن : زنهار دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۵۶ ) .
به تیر زدن : شکار کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۰۲ ) .
به تماشا نشستن : مشغول تماشا شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۵۰ ) .
به تعدی برخاستن : تجاوز آغاز کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۸۶ ) .
به تطویل انجامیدن : طولانی شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۲۹ ) .
به ترک. . . گفتن : جدا شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۹۱ ) .
به تحقیق :به حقیقت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۴۹ ) .
brilliant:که فارسی آن بِرِلْیان هست با واژه ی ترکی پارلِّیان به معنی برّاق سنجیدنی است. البته برلیان احتمالا تغییر یافته یbrilliant فرانسوی است. ولی ...
brilliant:که فارسی آن بِرِلْیان هست با واژه ی ترکی پارلِّیان به معنی برّاق سنجیدنی است. البته برلیان احتمالا تغییر یافته یbrilliant انگلیسی است. ولی ...
به تازه:نو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۳۶ ) .
به تاراج شدن:غارت شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۵۳ ) .
به پایان رسیدن:تمام شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۱۵ ) .
به پایان بردن:به آخر رساندن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۶۶ ) .
به بازی:نیک بازی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۰۳ ) .
به بار آمده:میوه دار ، مثمر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۳۴ ) .
به بار آمدن:میوه دادن ، مثمر شدن، به ثمر رسیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۸۵ ) .
به باد . . . بردادن:پراکندن، نابود کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۱۳ ) .
بهائم گونه:حیوان گونه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۷۷ ) .
به انقطاع رسیدن:گسیخته شدن. ( ( از آنگه که حوایل فراق در میان آمده و حبائل وصال به انقطاع رسید ، به گوشه ای از میان همنفسان صادق افتاده ام، … ) ) ...
به انفصام انجامیدن:گسیخته شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۸۷ ) .
به انجاز رساندن:روا کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۰۸ ) .
به انجاز پیوستن:روا گشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۰۸ ) .
به امضا رساندن:اجرا کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۷۰ ) .
به اقامت رسانیدن:به جای آوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۰۶ ) .
به افراط:بیش از اندازه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۹۷ ) .
به استقبال آمدن:پیشواز کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۸۳ ) .
به استحقاق:شایان , سزاوار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۲۸ ) .
به ابرام:استوار ، محکم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۸۹ ) .
بهار نوروزی:منسوب به نوروز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۱۱ ) .
به ادا رسانیدن:انجام دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۳۵ ) .
به اجابت پیوستن:برآورده شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۰۳ ) .
به اتمام پیوستن:تمام شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۷۸ ) .
بهای جمال:ارزش حسن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۲۷ ) .
به آرزو خواستن:پاک کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۸ ) .
به آب شستن:پاک کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۸ ) .
بوم صفت:آنکه صفت بوم دارد، شوم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۳۰ ) .
بواعث نیکو عهدی:انگیزه های درست پیمانی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۷۰ ) .
بواعث رغبت:انگیزه های میل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵ ) .
بواعث تحرض:انگیزه های تشویق. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۰۸ ) .
بوادر قول:سخن های بی اندیشه ی گفتار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۵۱ ) .
بنیاد بر آب داشتن:نا استوار بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۵۹ ) .
بنده ی قدیم: خدمتکار دیرین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۲۷ ) .
بنده ی شهوت: شهوتران. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۱۵ ) .
بنده ی آز:آزمند. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۵۹ ) .
بنای خانه:اساس و بنیاد خانه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۲۹ ) .
بلوغ ِ پرواز: رسایی پریدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۸۷ ) .
بلند رایان:والامنشان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۰۵ ) .
بلبل صفت:بلبل مانند. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۸۱ ) .