پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٤٢٢
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به فال گرفتن:فرخنده داشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۳۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به فال داشتن:تفأل زدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۷۷ ) . - : نیک دانستن، به فال نیک گرفتن. ( ( شاه از آن گشت شاد و داشت ...

پیشنهاد
١

به غلط افگندن:نادرست انگاشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۰۸ ) .

پیشنهاد
١

به غایت رسیدن: بسیار شدن ، به نهایت انجامیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۸۴ ) .

پیشنهاد
٢

به ظهور رسیدن:آشکار شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۶۳ ) .

پیشنهاد
٢

به صلاح باز آوردن:آشتی دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۳۷ ) .

پیشنهاد
١

به صحرا افتادن: به بیابان رفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۴۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به شوهر دادن: به عقد مردی در آوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۸۲ ) .

پیشنهاد
٢

به شریعت آمدن: گرویدن به آیین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۴۸ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به شرط وفا: مشروط به وفاداری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۰۰ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بهشت باقی: فردوس جاویدان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۰۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به شانه زدن: شانه کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۶۴ ) .

پیشنهاد
١

به شادی کسی خوردن: به سلامت وی نوشیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۸۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به سهو: اشتباهی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۲۰ ) .

پیشنهاد
٢

به سنگ آمدن پای: در افتادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۷۶ ) .

پیشنهاد
١

به سمع رسانیدن: اطلاع دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۹۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سلامت: تن درست ، بی گزند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۹۷ ) .

پیشنهاد
١

به سر کسی دویدن:حمله ور شدن به او . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

به سر در آمدن:در افتادن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۹۷ ) .

پیشنهاد
١

به سر آمدن نوبت:منقضی شدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۶۶ ) .

پیشنهاد
١

به سر بردن کار:به انجام رساندن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۵ ) .

پیشنهاد
١

به سر آمدن نوبت:منقضی شدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۶۶ ) .

پیشنهاد
١

به سر آمدن روزگار:پایان گرفتن زمان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۵۰ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به سرآمدن:پایان یافتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۱۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به زیر آوردن:پایین کشیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۳۶ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به زیرآمدن:پایین آمدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۳۵ ) .

پیشنهاد
١

به زوال رسیدن:افول کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۵۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به زنا گرفتن:به فاحشگی متهم کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۱۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بهره بخشیدن: نصیب دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۳۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به روی. . . آوردن: عارض کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۱۵ ) . به روی آوردن ؛ به بار آوردن. پیش آوردن. ظاهر ساختن. بر سر آ ...

پیشنهاد
١

به رقص گذاشتن: فرصت رقص دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۸ ) .

پیشنهاد
١

به راست گرفتن دروغ کسی: درست تلقی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۱۳ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به دل آمدن: خطور کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۳۸ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

به در شدن: بیرون رفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۴۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به در افتادن: به نتیجه رسیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۶۶ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به در آوردن: ظاهرساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۹۵ ) .

پیشنهاد
١

به در آمدن از پوست: بی رودربایستی شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۱۹ ) .

پیشنهاد
١

به داوری نشستن: حکمیت پذیرفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۶۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به دارو بردن: به طبیب مراجعه کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۸۶ ) .

پیشنهاد
١

به خویشتن آمدن: به هوش آمدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۵ ) .

پیشنهاد
١

به خون تشنه بودن: خواستار مرگ بودن. کینه شدید بر دل داشتن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۱۶ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به خلاف طبع:به رغم میل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۰۵ ) .

پیشنهاد
١

به خدمت پیوستن: حاضر شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۴۳ ) .

پیشنهاد
١

به خاطر راه دادن: مذکور ذهن کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۱ ) .

پیشنهاد
١

به حیرت ماندن: متحیر گشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۹۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به حقیقت: حقیقتاً ، به درستی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۴ ) .

پیشنهاد
١

به حصول پیوستن: حاصل شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

به حسب: برابر مطابق. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۲۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به چشم کردن: منظور داشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۸۱ ) . به چشم کردن: کنایه از انتخاب کردن ، نشان کردن، تند و تیز نگریست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

به چشم دیدن: رویت کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۸۱ ) .