پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٤٢٠
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بیخ وجود:ریشه ی هستی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۰۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بیخ و بنیاد: ریشه و اساس. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۷۳ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بی خردان:بی عقلان ، کودن ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۰۴ ) .

پیشنهاد
١

بیخ چیزی را برکشیدن:ریشه کن کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۰۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بیخ بردن: ریشه دوانیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۶۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بی حشو: بی آگین، بدون ضمایم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۱۵ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیت السعاده:خانه خوشبختی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۵۱ ) .

پیشنهاد
٢

بی بهره ماندن: بی نصیب شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۷۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بی التفاتی:بی توجهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بیاض روز: سپیدی روز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۰۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بیاض دیده: سپیده ی چشم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۷۳ ) .

پیشنهاد
٢

به یک سو کشیدن: کناره جستن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۴۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به همین قرار: بر این وضع. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۶۰ ) .

پیشنهاد
١

به کفر برداشتن:کفر تلقی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۱۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به هم رسیدن: تلاقی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۵۰ ) . به هم رسیدن ؛بررسیدن. ( ناظم الاطباء ) : چو تویی را چو منی در ن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به همه حال:در هر صورت، کلا. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۵ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

به هم رسیدن: تلاقی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۵۰ ) .

پیشنهاد
١

به هفت آب شستن: تطهیر کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۵۱ ) .

پیشنهاد
٣

به هزار چشم گریستن: زار زارگریه کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۱۳ ) .

پیشنهاد
٢

به وقوع انجامیدن:واقع شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۵۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به وقت:به موقع. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۳۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به وفا رسیدن:تحقق یافتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۰۲ ) .

پیشنهاد
٠

به نقل برگرفتن:مانند نقل برداشتن ، بوسیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص 468 ) .

پیشنهاد
١

به نفوذ رسانیدن:نافذ ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۰۷ ) .

پیشنهاد
١

به نفاذ رسانیدن: جاری گردانیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۴۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به نظم آمدن: صورت شعرپذیرفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۵ ) .

پیشنهاد
١

به نظام رسیدن: منظم شدم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به نظام:مرتب، منظم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۸۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به نشین: خوش محفل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۸۹ ) .

پیشنهاد
١

به نشانه رسیدن:به هدف خوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۸۲ ) .

پیشنهاد
١

به مشام رسیدن:استشمام شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به گوش آمدن:شنیده شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۵۰ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به گل فرو شدن:واماندن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به گل اندودن:گل مالی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به گزاف:بیهوده، عبث. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۹۳ ) .

پیشنهاد
١

به گرد چیزی رسیدن:دست یافتن به آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۱۰ ) .

پیشنهاد
١

به کفایت انجامیدن:به سر رسیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۹۱ ) .

پیشنهاد
٢

به کفایت رسیدن:تمام شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۸۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به کاری بودن:اشتغال داشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۴۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به کار داشتن:عمل کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۸۸ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به کار آوردن:عمل کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۴۸ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به کار آمده:مفید. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۶۹ ) .

پیشنهاد
١

به قطع رساندن: بریدن ، قطع کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۷۳ ) .

پیشنهاد
١

به قرار باز شدن:رجوع کردن به اصل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۶ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به قدر وسع:به اندازه گنجایش. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۶۶ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به قاعده:علی الرسم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۱۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به قدر امکان:به اندازه ممکن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۷ ) .

پیشنهاد
١

به قایم ریختن:تسلیم شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۰۳ ) .

پیشنهاد
٢

به فعل انجامیدن:تحقق پذیرفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۱۰ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به فعل آمدن:تحقق یافتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۷۱ ) .