پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٧٢
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

پنجه در پنجه افکندیم ، وارد مبارزه شدیم , درگیر شدیم[ترکی استانبولی]

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

صلح کردیم , آشتی کردیم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

با همدلی ، با عشق و محبت[ترکی استانبولی]

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اوچان در زبان ترکی معنی فرو ریخته، فر و ریزنده، مثل فرو ریختن کوه، فرو ریختن خانه، و همچنین کوه یا زمین و یا خانه ای که قابلیت فرو ریختن را در خود دا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

تماس گرفتن: تماس از مصدر مَسّّ می آید که به معنای" دست مالیدن" و "بر خوردن دو چیز به یکدیگر" است. تماس نیز به معنای "یکدیگر را مس کردن" و سودن" و همچ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تَلَنْگُر/تلنگل: به معنای ضربه ای که با چسباندن نوک انگشت میانین ( یا انگشت اشاره ) به نوک شست و رها کردن آن زده شود". این کلمه مرکب است از تلنگ به م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

تَلَنْگُر: به معنای ضربه ای که با چسباندن نوک انگشت میانین ( یا انگشت اشاره ) به نوک شست و رها کردن آن زده شود". این کلمه مرکب است از تلنگ به معنای ض ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

تفهیم و تفهّم/ تفاهم: تفهیم یعنی "فهماندن" و تفهّم یعنی "فهمیدن". بنابراین تفهیم و تفهّم به معنای" فهماندن و فهمیدن" و توسعاً" ارتباط متقابل" است. غا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

تفهیم و تفهّم/ تفاهم: تفهیم یعنی "فهماندن" و تفهّم یعنی "فهمیدن". بنابراین تفهیم و تفهّم به معنای" فهماندن و فهمیدن" و توسعاً" ارتباط متقابل" است. غا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تَفْریق/ تَفْریغ: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. تفریق به معنای "کم کردن عددی از عدد دیگر" و تفریغ به معنای" فارغ کردن" و" خالی کردن" است ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

تَفْریق/ تَفْریغ: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. تفریق به معنای "کم کردن عددی از عدد دیگر" و تفریغ به معنای" فارغ کردن" و" خالی کردن" است ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

تَفْریق/ تَفْریغ: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. تفریق به معنای "کم کردن عددی از عدد دیگر" و تفریغ به معنای" فارغ کردن" و" خالی کردن" است ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تَفْریق/ تَفْریغ: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. تفریق به معنای "کم کردن عددی از عدد دیگر" و تفریغ به معنای" فارغ کردن" و" خالی کردن" است ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تغییر کردن: در دوران متاخر، فعل مرکب تغییر کردن به عنوان فعل لازم و به معنای "دگرگون شدن" به کار می رود: این استعمال البته اشکالی ندارد، ولی باید دان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تَعْویض/ تعویذ: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. تعویض مصدر ( یا اسم مصدر ) وبه معنای "عوض کردن" است، اما تعویذ اسم است و به دعایی که می نویسند ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

تَعْویض/ تعویذ: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. تعویض مصدر ( یا اسم مصدر ) وبه معنای "عوض کردن" است، اما تعویذ اسم است و به دعایی که می نویسند ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تَعْویض/ تعویذ: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. تعویض مصدر ( یا اسم مصدر ) وبه معنای "عوض کردن" است، اما تعویذ اسم است و به دعایی که می نویسند ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

تصفیه ی حساب/ تسویه ی حساب: در دوران اخیر، بعضی گمان کرده اند که تصویه ی حساب غلط است و به جای آن باید تسویه ی حساب بگویند. بعضی از فضلا ( از جمله سع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تصادف/تصادم: تصادف به معنای" به هم برخوردن" و" با هم روبه رو شدن بر حسب اتفاق" است و تصادم یعنی" به هم کوفته شدن" و" به سختی به هم خوردن" در گفتگوی ر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

تصادف/تصادم: تصادف به معنای" به هم برخوردن" و" با هم روبه رو شدن بر حسب اتفاق" است و تصادم یعنی" به هم کوفته شدن" و" به سختی به هم خوردن" در گفتگوی ر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تصادف/تصادم: تصادف به معنای" به هم برخوردن" و" با هم روبه رو شدن بر حسب اتفاق" است و تصادم یعنی" به هم کوفته شدن" و" به سختی به هم خوردن" در گفتگوی ر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٥

واژگـون معادل ترکی اش می شود "باش گوت" ( سر وته ) یعنی چیزی که سرش ته اش باشد و ته اش سرش ( در زبان ترکی به ته هر چیز کون هم گفته می شود ) . خلاصه یع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تشیید/تشدید: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد تشیید به معنای" استوار کردن، محکم کردن "است و بیشتر در ترکیب" تشیید مناسبات" یا تشیید روابط ( مثلا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تشیید/تشدید: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد تشیید به معنای" استوار کردن، محکم کردن "است و بیشتر در ترکیب" تشیید مناسبات" یا تشیید روابط ( مثلا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٢

تُشَک/توشک/دُشک/دوشک: به معنای" زیرانداز رختخواب ". اصل این واژه ترکی است و در فارسی آن را به این چهار صورت می نویسند ولی امروزه تُشَک رایج تر از بقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تُشَک/توشک/دُشک/دوشک: به معنای" زیرانداز رختخواب ". اصل این واژه ترکی است و در فارسی آن را به این چهار صورت می نویسند ولی امروزه تُشَک رایج تر از بقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تُشَک/توشک/دُشک/دوشک: به معنای" زیرانداز رختخواب ". اصل این واژه ترکی است و در فارسی آن را به این چهار صورت می نویسند ولی امروزه تُشَک رایج تر از بقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

تُشَک/توشک/دُشک/دوشک: به معنای" زیرانداز رختخواب ". اصل این واژه ترکی است و در فارسی آن را به این چهار صورت می نویسند ولی امروزه تُشَک رایج تر از بقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشت/طشت: تشت واژه ی فارسی است و طبعاً املای آن باید به همین صورت باشد، اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طشت آمده است. البته هر دو صورت صحیح اس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

تشت/طشت: تشت واژه ی فارسی است و طبعاً املای آن باید به همین صورت باشد، اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طشت آمده است. البته هر دو صورت صحیح اس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

تشت/طشت: تشت واژه ی فارسی است و طبعاً املای آن باید به همین صورت باشد، اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طشت آمده است. البته هر دو صورت صحیح اس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تسلیت باد: تسلیت به معنای "دلخوشی" است و به کسی تسلیت گفتن یعنی" به کسی جمله های دلخوش کننده گفتن "و کسی را تسلیت دادن یعنی" کسی را دلداری دادن" حال ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تَسَرّی: این کلمه در عربی به معنای "خود را شجاع نشان دادن" یا "ابراز شجاعت کردن است، ولی در فارسی، در چند دهه اخیر آن را به غلط به معنای" سرایت دادن" ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تپیدن/طپیدن: این واژه فارسی است و با حرف "ت" نوشته می شود نه با حرف "ط" به صورت طپیدن. بنابراین بهتر است که همه مشتقات و ترکیبات آن را نیز با" ت" بنو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تپیدن/طپیدن: این واژه فارسی است و با حرف "ت" نوشته می شود نه با حرف "ط" به صورت طپیدن. بنابراین بهتر است که همه مشتقات و ترکیبات آن را نیز با" ت" بنو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تپیدن/طپیدن: این واژه فارسی است و با حرف "ت" نوشته می شود نه با حرف "ط" به صورت طپیدن. بنابراین بهتر است که همه مشتقات و ترکیبات آن را نیز با" ت" بنو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تپانچه/طپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تپانچه/طپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تپانچه/طپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تپانچه/طپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تپانچه: این واژه در قدیم به معنای" سیلی "و" ضربه با کف دست "بوده است و امروزه به معنای" سلاح آتشی کمری" از قبیل ( هفت تیر، ده تیر، شش لول و جز اینها ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تَبَعه: به فتح اول و دوم. این کلمه در عربی جمع تابع است، اما امروزه در فارسی آن را مفرد می گیرند و تقریباً مرادف تابع به کار می برند و هر دو کلمه را ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان ترکی استامبولی به آن" کارا سودا" یا "قارا سودا" گفته می شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٣

طحال که در زبان ترکی به آن طالاخ یا دالاخ گفته می شود و اصل آن دالّاخ بوده به معنی عقبتر. عضوی از اعضای داخلی بدن که نسبت به همه ی اعضای داخلی بدن عق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تالار/تالار: این کلمه عربی نیست و بنابراین بهتر است که با حرف "ت" و به صورت تالار نوشته شود و نه طالار. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

تالار: این کلمه عربی نیست و بنابراین بهتر است که با حرف "ت" و به صورت تالار نوشته شود و نه طالار. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۹۸.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تاس/طاس: در معنی پیاله و کاسه . این واژه فارسی است و طبعاً املای آن بایستی تاس باشد. اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طاس آمده است. البته هر د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تار/ تاری/ تاریک: این سه واژه همگون اند و در جمله ارزش یکسان دارند و در مقام صفت می توانند جانشین یکدیگر شوند. ( ( شب تار است و ره وادی ایمن در پیش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تار/ تاری/ تاریک: این سه واژه همگون اند و در جمله ارزش یکسان دارند و در مقام صفت می توانند جانشین یکدیگر شوند. ( ( شب تار است و ره وادی ایمن در پیش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تار/ تاری/ تاریک: این سه واژه همگون اند و در جمله ارزش یکسان دارند و در مقام صفت می توانند جانشین یکدیگر شوند. ( ( شب تار است و ره وادی ایمن در پیش ...