پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
complete انگلیسی تغییر یافته ی" کامل شده"و comple تغییر یافته ی کلمه ی فارسی "کامل" می باشد.
ظاهراً به معنی خرسند شدن و رضا به داده دادن و از جبین گره گشودن است. دست و لب زیر و حکم مبدع کل پنجه سرو ساز و غنچه گل ( حدیقه ۴۸۲ )
لاف پاشیدن: لاف زدن، خودستایی کردن. گفت ویحک چه لاف پاشی تو خود مر این درد را چه باشی تو ( حدیقه ۴۶٠ )
لاشه دَبِر: لاشه به معنی زبون و لاغر و ضعیف مطلق خواه انسان و خواه حیوان و اکثر این لفظ صفت اسب و خر واقع شود ( غیاث ) و دبر به معنی پشت ریش است. بنا ...
ظاهراً به معنی" کار از کار گذشت" و "اختیار کار از دست خارج شد، می باشد. نظیر این مثل است" خر رفت و رسن ببرد، ( امثال و حکم ) اول آن یک نظر نماید خر ...
تمامت/تمامیّت: این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. تمامت در عربی مصدر است به معنای" تمام کردن، کامل کردن "، ولی در فارسی در جای قید و به معنای" هم ...
تماشایی/تماشاگر: تماشا در فارسی به معنای" نظاره کردن" به کار می رود و بنابراین تماشایی به معنای "درخور تماشا" است. اما کلمه ی اخیر در متون قدیم بیشتر ...
تماشایی/تماشاگر: تماشا در فارسی به معنای" نظاره کردن" به کار می رود و بنابراین تماشایی به معنای "درخور تماشا" است. اما کلمه ی اخیر در متون قدیم بیشتر ...
هگزا در زبان لاتین یعنی جادو
[ترکی استانبولی]: ساعت سازی، ساعت فروشی.
[ترکی استانبولی]: شب زنده دار.
[ترکی استانبولی]: صبح، بامداد، صباح، بام.
[ترکی استانبولی]: سباء
[ترکی استانبولی]: صبا.
[ترکی استانبولی]: ساعت ساز.
[ترکی استانبولی] ( نظ ) بمب ساعتی.
[ترکی استانبولی]: کوک کردن ساعت.
[ترکی استانبولی]: ساعت فروشی.
[ترکی استانبولی]: ساعت ساز، ساعت فروش، ساعتچی
[ترکی استانبولی]: ساعت، گاه نما
[ترکی استانبولی]: سعادت، کامرانی، خوشحالی، خوشبختی، برکت.
[ترکی استانبولی] نمی توانند بسازند , نمی توانند ایجاد کنند .
سد ، مانع[ترکی استانبولی]
نمی توانند شما را متوقف کنند ، نمی توانند جلودار شما شوند[ترکی استانبولی]
مثل توفان هستید[ترکی استانبولی]
یک , واحد[ترکی استانبولی]
رجز می خوانید، شعر حماسی می خوانید
شانه به شانه ی هم , در کنار هم[ترکی استانبولی]
در زمهریز زمستان ، در شبهای صاف و سرد زمستان[ترکی استانبولی]
در زیر بارش باران
در زیر بارش برف
هر کسی آن را باور دارد ، آنکه باورش دارد ، آنکه به آن ایمان دارد[ترکی استانبولی]
بگذارید بیاید
باور کنید ، ایمان بیاوید , بپذیرید
راه حق[ترکی استانبولی]
راه مان ، مسیرمان
حق ، برحق[ترکی استانبولی]
بیایند ، بگذارید بیایند[ترکی استانبولی]
انسان ها , جان ها[ترکی استانبولی]
به صحنه ، به میدان[ترکی استانبولی]
متحد شوید ,
به زمین زدیم ، به زمین انداختم , پشتش را به خاک مالیدیم
انگل ها , مزاحم ها[ترکی استانبولی]
به حرامیان، به چپاولگران[ترکی استانبولی]
میدان ، میدان جنگ و مبارزه
به خان ها ، به ارباب ها، به گردن کلفت ها[ترکی استانبولی]
آقا ، ارباب , خان[ترکی استانبولی]
خم نشدیم , گردن فرود نیاوردیم , تسلیم نشدیم[ترکی استانبولی]
با ظلم و شتم
اصلا ، به هیچ عنوان