تصادم
/tasAdom/
مترادف تصادم: برخورد، تصادف، درگیری
برابر پارسی: برخورد، بهم کوفتن
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱-( مصدر ) بهم کوفتن سخت بهم خوردن . ۲- ( اسم ) بهم کوفتگی برخورد سخت . جمع : تصادمات .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
مترادف ها
برخورد، ضربت، سر و صدا، تصادم
برخورد، تلافی، تصادم
برخورد، تصادم، تصادم شدید کردن
توده، تلاطم، ضرب، ضغطه، لطمه، تصادم، صدمه، تکان، خرمن، هول، تشنج سخت، هراس ناگهانی
سر و صدا، سقوط، تصادم، سقوط کردن هواپیما، صدای بلند یا ناگهانی
تصادم، صدمه
نابودی، تصادم، کاملا خرد شده
ضربه، تصادم، روان زخم، اثر ضربت
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
تقاوت دو واژه تصادف و تصادم؟
۱. تصادف
الف ) برخورد ناخواسته
تصادف خودرو
تصادف قطار
تصادف موتورسیکلت
مثال:
امروز در بزرگراه یک تصادف زنجیره ای رخ داد.
ب ) اتفاقی بودن
به تصادف او را دیدم.
... [مشاهده متن کامل]
این شباهت تصادفی است.
در این معنا، تصادم هرگز به کار نمی رود.
۲. تصادم
تصادم معمولا به معنای برخورد شدید دو جسم، دو نیرو، دو اندیشه یا دو منافع است.
مثال های فیزیکی:
تصادم دو کهکشان
تصادم دو کشتی
تصادم دو هواپیما
مثال های انتزاعی:
تصادم منافع
تصادم فرهنگ ها
تصادم ایدئولوژی ها
تصادم قوانین
تفاوت مهم
اگر دو خودرو به هم بخورند، مردم می گویند:
✅ تصادف خودرو
نه:
❌ تصادم خودرو
اما در گزارش فنی یا گزارش پلیس ممکن است نوشته شود:
تصادم دو وسیله نقلیه منجر به. . .
زیرا تصادم واژه ای رسمی تر است.
در زبان حقوقی و علمی
در حقوق، مهندسی و فیزیک بیشتر از تصادم استفاده می شود:
تصادم منافع ( Conflict of Interest )
تصادم قوانین
تصادم امواج
تصادم ذرات
تصادم کهکشان ها
در زبان روزمره
تقریبا همیشه از تصادف استفاده می شود.
تصادف کردم.
تصادف رانندگی.
تصادف مرگبار.
تفاوت از نظر بار معنایی
تصادف اغلب این مفهوم را نیز دارد که حادثه غیرعمدی یا اتفاقی بوده است.
اما تصادم فقط بر خودِ برخورد یا تقابل تاکید می کند و لزوما درباره عمدی یا غیرعمدی بودن آن چیزی نمی گوید.
خلاصه
تصادف = برخورد یا اتفاق ناخواسته؛ واژه رایج در زبان روزمره.
تصادم = برخورد یا تقابل ( فیزیکی یا مفهومی ) ؛ واژه رسمی تر و پرکاربرد در متون حقوقی، علمی و ادبی.
📌 نکته جالب:
در زبان انگلیسی نیز همین تمایز تا حدی وجود دارد:
Accident ≈ تصادف ( حادثه یا برخورد ناخواسته )
Collision ≈ تصادم ( خودِ برخورد دو جسم، صرف نظر از علت آن )
به همین دلیل، در گزارش های فنی هوانوردی یا دریانوردی، معمولا collision را به تصادم ترجمه می کنند، نه تصادف.
۱. تصادف
الف ) برخورد ناخواسته
تصادف خودرو
تصادف قطار
تصادف موتورسیکلت
مثال:
امروز در بزرگراه یک تصادف زنجیره ای رخ داد.
ب ) اتفاقی بودن
به تصادف او را دیدم.
... [مشاهده متن کامل]
این شباهت تصادفی است.
در این معنا، تصادم هرگز به کار نمی رود.
۲. تصادم
تصادم معمولا به معنای برخورد شدید دو جسم، دو نیرو، دو اندیشه یا دو منافع است.
مثال های فیزیکی:
تصادم دو کهکشان
تصادم دو کشتی
تصادم دو هواپیما
مثال های انتزاعی:
تصادم منافع
تصادم فرهنگ ها
تصادم ایدئولوژی ها
تصادم قوانین
تفاوت مهم
اگر دو خودرو به هم بخورند، مردم می گویند:
✅ تصادف خودرو
نه:
❌ تصادم خودرو
اما در گزارش فنی یا گزارش پلیس ممکن است نوشته شود:
تصادم دو وسیله نقلیه منجر به. . .
زیرا تصادم واژه ای رسمی تر است.
در زبان حقوقی و علمی
در حقوق، مهندسی و فیزیک بیشتر از تصادم استفاده می شود:
تصادم منافع ( Conflict of Interest )
تصادم قوانین
تصادم امواج
تصادم ذرات
تصادم کهکشان ها
در زبان روزمره
تقریبا همیشه از تصادف استفاده می شود.
تصادف کردم.
تصادف رانندگی.
تصادف مرگبار.
تفاوت از نظر بار معنایی
تصادف اغلب این مفهوم را نیز دارد که حادثه غیرعمدی یا اتفاقی بوده است.
اما تصادم فقط بر خودِ برخورد یا تقابل تاکید می کند و لزوما درباره عمدی یا غیرعمدی بودن آن چیزی نمی گوید.
خلاصه
تصادف = برخورد یا اتفاق ناخواسته؛ واژه رایج در زبان روزمره.
تصادم = برخورد یا تقابل ( فیزیکی یا مفهومی ) ؛ واژه رسمی تر و پرکاربرد در متون حقوقی، علمی و ادبی.
📌 نکته جالب:
در زبان انگلیسی نیز همین تمایز تا حدی وجود دارد:
Accident ≈ تصادف ( حادثه یا برخورد ناخواسته )
Collision ≈ تصادم ( خودِ برخورد دو جسم، صرف نظر از علت آن )
به همین دلیل، در گزارش های فنی هوانوردی یا دریانوردی، معمولا collision را به تصادم ترجمه می کنند، نه تصادف.
تصادم=باتصادف چندان فرقی بین این دوگذینه دیده نمی شود؟بلاخره چون بین مردم جوامع ایرانی گذینه تصادف بیشتر رواج پیدا کرده و همواره در تبادل ارتباطات روزمره مردمی گذینه تصادف بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد
تصادم. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) بهم واکوفتن. ( زوزنی ) . برهم زدن و با هم کوفتن و انبوهی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . بهم واکوفته شدن. ( مجمل اللغة ) . بهم واکوفتن. و گاهی مراد از آن انبوه باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . خود را بیکدیگر زدن سواران و انبوهی کردن. ( از اقرب الموارد ) : تصادم الجیشان و اصطدما. ( اقرب الموارد ) . || تصادف. رجوع بهمین کلمه شود.
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
[5/26, 2:23 PM] Masih1141: مسیح الشریف١٨:٤٠ - ١٤٠٣/٠٣/٠١بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم:
تصادف: مواجهه و مماس شدن، لبه های دو شیء، و یا یک شیء، بطور طبیعی و یا با طرح قبلی و یا بدون اراده و طرح قبلی، بطوریکه مابین لبه ها، فرج و فطری نباشد.
... [مشاهده متن کامل]
شاهد قرآنی: استفاده از لفظ "صدفین"
تماس ارادی و غیر ارادی
قرینه قرآنی: اشاره به لغت "شفتین"
تماس طبیعی
تصادم: مواجهه اختیار ی و یا غیر اختیار ی اشیاءاست، که منجر به در هم فرو رفتن و احتمالا تخریب و خسارت برخی یا کلیه طرفین تصادم شود.
مثال غیر اختیاری: خسارات حاصل از برخورد وسائل نقلیه در جاده ها
مثال اختیاری: منازعه اختیاری افراد با هم، و صدمات ناشی از نزاع
با احترام
سلام علیکم:
تصادف: مواجهه و مماس شدن، لبه های دو شیء، و یا یک شیء، بطور طبیعی و یا با طرح قبلی و یا بدون اراده و طرح قبلی، بطوریکه مابین لبه ها، فرج و فطری نباشد.
... [مشاهده متن کامل]
شاهد قرآنی: استفاده از لفظ "صدفین"
تماس ارادی و غیر ارادی
قرینه قرآنی: اشاره به لغت "شفتین"
تماس طبیعی
تصادم: مواجهه اختیار ی و یا غیر اختیار ی اشیاءاست، که منجر به در هم فرو رفتن و احتمالا تخریب و خسارت برخی یا کلیه طرفین تصادم شود.
مثال غیر اختیاری: خسارات حاصل از برخورد وسائل نقلیه در جاده ها
مثال اختیاری: منازعه اختیاری افراد با هم، و صدمات ناشی از نزاع
با احترام
تصادف همراه با صدمه جانی ؛ صدمه میتواند تروما یا مرگ باشد. ( در برخورد های خودرویی و در امر امدادونجات جاده ای کاربرد فراوان دارد ) ۰
رسیدن دو چیز یا دو کس به یکدیگر
بر اثر علل قهری برخورد دو وسیله نقلیه باهم را تصادم گویند.
مانند اینکه کوه ریزش ( قهری ) کند، دو وسیله نقلیه با هم برخورد داشته باشند.
مانند اینکه کوه ریزش ( قهری ) کند، دو وسیله نقلیه با هم برخورد داشته باشند.
در علم حقوق به برخورد دو وسیله با یکدیگر را تصادم و برخورد یک وسیله با یک انسان را تصادف گویند
تصادف/تصادم: تصادف به معنای" به هم برخوردن" و" با هم روبه رو شدن بر حسب اتفاق" است و تصادم یعنی" به هم کوفته شدن" و" به سختی به هم خوردن" در گفتگوی روزمره و در انشای اداری غالباً تصادف را به جای تصادم به کار می برند و مثلا می گویند: اتومبیل به درخت تصادف کرد "و حال آنکه باید بگویند:" اتومبیل با درخت تصادم کرد".
... [مشاهده متن کامل]
( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۱۰۷. )
... [مشاهده متن کامل]
( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۱۰۷. )
برخورد کردن. . . .
برخورد کردم
تصادف کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)