پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٧٤
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تَأَثُّر/ تَحَسُّر: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. تاثر به معنای" تأثیر پذیرفتن" است و در تداول امروزه ی فارسی زبانان به معنای" رنج بردن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تَأَثُّر/ تَحَسُّر: این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. تاثر به معنای" تأثیر پذیرفتن" است و در تداول امروزه ی فارسی زبانان به معنای" رنج بردن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهوی حرم: آهویی که وارد حرم می شود. مراد از حرم آن مقدار از اراضی مکه است که در آن صید روا نبود . ( ( کمند سعدی اگر شیر شرزه صید کند تو درکمند نیا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفحات صبح: بادهای ملایم و خوشبویی صبحگاهی. ( ( نفحات صبح دانی زچه روی دوست دارم که به روی دوست ماند که برافکند نقابی ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

آخرالزمان: قسمت واپسین از روزگار و دهر که به روز رستاخیز منتهی خواهد شد، اغلب، مردم هر عصری زمان خود را" آخرالزمان "پنداشته اند . چنانکه سعدی در بیت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

اکسیر: در نظر مردم باستان ماده ای که ماهیت اجسام را دگرگون سازد و کامل تر کند مثلاً جیوه را نقره و مس را زر کند. اکسیر واژه ای است یونانی، کیمیا نیز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

اول نظر: در نگاه نخستین . ( ( من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات عل ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سر شدن: به سر رفتن، کنایه از اینکه با شوق فراوان رفتن. گویی سر از پا نشناختن . ( ( دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست چندی به پای رفتم و چندی به سر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

واژه ی cover انگلیسی تغییر یافته ی کافر عربی و کپر فارسی است. واژه ی کافر به معنی پوشاننده ی حقیقت و انکار کننده ی آن از کپره فارسی به معنی پوشاننده ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

واژه ی cover انگلیسی تغییر یافته ی کافر عربی و کپر فارسی است. واژه ی کافر به معنی پوشاننده ی حقیقت و انکار کننده ی آن از کپره فارسی به معنی پوشاننده ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیکر/ پیکره: پیکر در متون قدیم به معنای متعدد به کار رفته است از جمله:" جسم، کالبد، صورت تصویر، نقش، استخوان بندی، مجسمه، درفش و جز این ها، و امروزه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشینیان: به معنای کسانی که در زمان گذشته زندگی می کرده اند. این کلمه مفرد ندارد و همیشه به صیغه ی جمع استعمال می شود. در متون قدیم برای بیان این معن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

پیشروی/پیشرفت: این دو واژه هر چندکه معنای آنها در اصل یکی بوده است امروزه دیگر مترادف نیستند: پیشروی در معنای حقیقی و پیشرفت در معنای مجازی به کار می ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

پیشروی/پیشرفت: این دو واژه هر چندکه معنای آنها در اصل یکی بوده است امروزه دیگر مترادف نیستند: پیشروی در معنای حقیقی و پیشرفت در معنای مجازی به کار می ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

پیشخان: املای پیشخان به همین صورت صحیح است غالباً آن را به صورت پیشخوان می نویسند و غلط است. ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۹۴.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشبُرد /پیش بُرد: اگر به صورت اسم به کار رود در یک کلمه و اگر به صورت فعل مرکب باشد در دو کلمه نوشته می شود:" در پیشبرد این کار بکوشیم" اما او با کو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

پیشبُرد /پیش بُرد: اگر به صورت اسم به کار رود در یک کلمه و اگر به صورت فعل مرکب باشد در دو کلمه نوشته می شود:" در پیشبرد این کار بکوشیم" اما او با کو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیژامه/پیژاما/بیجامه: اصل این چند کلمه پایْْ جامه ( جامه ای که در پای کنند ) بوده که از فارسی به زبان های هندی رفته و از آنجا به انگلیسی داخل شده و س ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پیژامه/پیژاما/بیجامه: اصل این چند کلمه پایْْ جامه ( جامه ای که در پای کنند ) بوده که از فارسی به زبان های هندی رفته و از آنجا به انگلیسی داخل شده و س ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیژامه/پیژاما/بیجامه: اصل این چند کلمه پایْْ جامه ( جامه ای که در پای کنند ) بوده که از فارسی به زبان های هندی رفته و از آنجا به انگلیسی داخل شده و س ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیرامَن/پیرامون:پیرامن و پیرامون با هر دو املا و هر دو تلفظ صحیح است، جز اینکه در متون قدیم صورت اول بیشتر به کار رفته است. ( غلط ننویسیم ، ابوالحس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٢

پیرامَن/پیرامون:پیرامن و پیرامون با هر دو املا و هر دو تلفظ صحیح است، جز اینکه در متون قدیم صورت اول بیشتر به کار رفته است. ( غلط ننویسیم ، ابوالحس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پشک/پشکل: این دو واژه ی مترادف که به معنای "سرگین گوسفند و بز و بعضی دیگر از چهار پایان" است با "ک"نوشته می شود و نه "گ". بنابراین املای آنها به صورت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پزشک: این واژه با "ک" نوشته می شود و نه" گ " غالباً آن را به صورت پزشگ می نویسند و غلط است . ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۹۱.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

پرسپولیس:. پرسپولیس[persepolis] نام یونانی تخت جمشید، پایتخت هخامنشیان است. بهتر است که به همان نام تخت جمشید خوانده و نوشته شود. ( غلط ننویسیم ، ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦٨

پرچم: این واژه در اصل ترکی و به معنای موی نوعی گاوکوهی بوده که در بالای علم یا نیزه یا بر گردن اسبان می آویخته اند. این کلمه به مرور زمان به حکم اطلا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پرتقال /پرتغال: نام یکی از مرکبات و نیز نام کشوری در اروپای غربی. معمولاً نام میوه را پرتقال با حرف" ق "و نام کشور را پرتغال با حرف"غ" می نویسند . ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

پرتقال /پرتغال: نام یکی از مرکبات و نیز نام کشوری در اروپای غربی. معمولاً نام میوه را پرتقال با حرف" ق "و نام کشور را پرتغال با حرف"غ" می نویسند . ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

پذیرا/ پذیره: این دو واژه را نباید با هم اشتباه کرد. پذیرا، به معنی "پذیرنده، قبول کننده" صفت است اما پذیره اسم است و پذیره کسی شدن یا پذیره ی کسی رف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پذیرا/ پذیره: این دو واژه را نباید با هم اشتباه کرد. پذیرا، به معنی "پذیرنده، قبول کننده" صفت است اما پذیره اسم است و پذیره کسی شدن یا پذیره ی کسی رف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

پدیده: بعضی از فضلا این واژه را ( به ازای phenomene فرانسوی و phenomenon انگلیسی به کار می رود ) غلط می دانند و دلیل می آورند که پدیده نمی تواند از ن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

پایه گذار: املای این کلمه به همین صورت صحیح است. بعضی آن را به صورت پایه گزار با ( حرف ز ) می نویسندو غلط است: . ( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیدق/بیرق: . این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. بیدق به معنی "پیاده" و نیز "مهره ی پیاده در بازی شطرنج" است اما بیرق نخست به معنای "پارچه رنگارنگ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیدق/بیرق: . این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد. بیدق به معنی "پیاده" و نیز "مهره ی پیاده در بازی شطرنج" است اما بیرق نخست به معنای "پارچه رنگارنگ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

Server : واژه Server انگلیسی همان تغییر یافته ی سَروَر فارسی به معنی آقاست . این واژه در عربی به سید و در زبان های غربی به Sir بدل شده است . تغییر یا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

انشاء الله در زبان ترکی می شود : آلّاه قویسا . که ترجمه تحت الفظ آن می شود . اگر خدا اجازه دهد . شهریار در حیدر بابا گفته: ایتنلردن بیتنلردن سوروشد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان ترکی به آقازاده" آقا بالاسی" گفته می شود . آقابالاسی کمین گزمک در زبان ترکی یک کنایه هست . الین جیبینه قویوب آقا بالاسی کمین گزیر ترجمه : ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمع جمع: آنکه در میان جمعیت و مجلس چون شمع می درخشد، مجلس آرا. ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ اول، ۱۳۶۹، ص ۲۳۳. )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بدیع شمایل: دارنده ی چهره بدیع و زیبا، زیبا روی. ( ( چشم خدا بر تو ای بدیع شمایل یار من و شمع جمع و شاه قبایل ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیغ هندی: دکتر حسن انوری در مورد"تیغ هندی " می نویسد: ( ( تیغ هندی شمشیری که در هند ساخته شده باشد. شمشیر هندی در قدیم از انواع معروف شمشیر بوده است. ...

پیشنهاد
٠

گردن بر فلک افراختن: بسیار شادمان و مفتخر بودن ( ( گردن افرخته ام بر فلک از طالع خویش که منم با تو گرفته ره صحرا در پیش ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، ...

پیشنهاد
٠

داد خود ستاندن: حق خود را گرفتن ( ( رها نمی کند ایام در کنار منش که داد خود بستانم به بوسه از دهنش ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات ع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

باغ تفرج: باغی که فقط برای تفرج است و میوه از آن به دست نمی آید ( ( میوه نمی دهد به کس باغ تفرج است و بس جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش ) ) ( گ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیکر مطبوع: اندام دلپذیر ( ( سعدیا پیکر مطبوع برای نظر است گر نبینی چه بود فایده ی چشم بصیر ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایام بقا: روزگار و مدت زندگی ( ( باز گویم نه که ایام بقا این همه نیست سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

حُسن عهد: پایبندی به پیمان، وفاداری ( ( بامدادان که برون می نهم از منزل پای حسن عهدم نگذارد که نهم پای دیگر ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر سرپا: ایستاده، آرام نگرفته، شتابزده. ( ( بر سر پا عذر نباشد قبول تا ننشینی ننشیند غبار ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

خداوند هوش: کوشیار، هوشمند. ( ( برگ درختان سبز پیش خداوند هوش هر ورقش دفتریست معرفت کردگار ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ ...

پیشنهاد
١

سفره بی انتظار: سفره ای که بدون انتظار کشیدن می توان برسر آن نشست و شروع به خوردن کرد. ( ( دولت جان پرور است صحبت آمیزگار خلوت بی مدعی سفره ی بی ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

آنطور که لغت شناسان لاتین میگویند واژه body به معنای بدن که در پیشا - آلمانی به شکل budagan ثبت شده از ریشه آریایی bʰewd ستانده شده که معنای آن بیدار ...