پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٧٥
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

زفر: دکتر کزازی در مورد واژه ی "زفر " می نویسد : ( ( زفر در پهلوی در ریخت زپر zapar بکار می رفته است . به معنی دهان است و تنها برای جانداران اهریمنی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پَدرود کردن :کنایه ی ایماست از " دل بریدن و نا امید شدن از زندگی " و " مرگ را بی چند و چون دانستن" . ( ( مرا کرد پَدرود هر کو شنید ؛ که بر اژدها گر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مات: واژه ی مات در شترنج با واژه های میّت و موت به معنی مردن همریشه می باشد. در اصل مات شدن در بازی شترنج به معنی مردن است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٢

مات: واژه ی مات در شترنج با واژه های میّت و موت به معنی مردن همریشه می باشد. در اصل مات شدن در بازی شترنج به معنی مردن است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٧

واژه ی eye انگلیسی تغییر یافته ی عین و العین عربی می باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٧

واژه بوتیمار ترکی است در اصل این واژه در ترکی هوقّار می باشد که به مرور زمان به بوتیمار بدل شده است. در زبان ترکی آدم های لاغر و نازک اندام را به هوق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

bittern انگلیسی تغییر یافته ی بوتیمار فارسی است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

شب های قمر:شبهای مهتابی که نور ماه هوا را روشن می کند شبهای مُقْمِر. ( ( چه ستم کو نکشید از شب دیجور فراق تا بدین روز که شب های قمر باز آمد ) ) ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل بی خویشتن: دل از خود بیخود شده. ( ( دل بی خویشتن و خاطرش شورانگیزش همچنان یاوگی و تن به حضر باز آمد ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصحاب نظر: صاحبان نظر، اهل ذوق و شناسندگان جمال و زیبایی. ( ( سعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمد مفتی ملت اصحاب نظر باز آمد ) ) ( گزیده غزلیات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

عامیان: جمع عامی، افراد نادان و اندک فهم ( ( همه وقت عارفان را نظر است، وعامیان را نظری مُعاف دارند و دوم روا نباشد ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

خدای بینان: عارفان. ( ( نظر خدای بینان طلب هوا نباشد سفر نیازمندان قدم خطا نباشد ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ اول، ۱۳۶۹، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مُحبِّ صادق: دوستار و عاشق راستین. ( ( به محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت که محب صادق آن است که پاکباز باشد ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، ا ...

پیشنهاد
٠

سودای چیزی را پختن: در اشتیاق و آرزوی آن بودن ( ( سودای عشق پختن عقلم نمی پسندد فرمان عقل بردن عشقم نمی گذارد ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

فراق نامه: نامه یا کتابی که در آن از فراق و هجر یار سخن می رود سعدی غزل های خود را فراق نامه می نامد. ( ( فراق نامه سعدی به هیچ گوش نیامد که دردی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرای عقل: دکتر حسن انوری در مورد " سرای عقل" می نویسد: ( ( جایگاه عقل مثلاً دل یا مغز؛ رخت سرای عقل جمعاً یعنی همان خود عقل. ) ) ( ( رخت سرای عقلم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریقین: دکتر حسن انوری در مورد "فریقین " می نویسد: ( ( دوفریق، دو گروه؛ مراد جن و انس و یا شیعه و سنی و یا مومن و کافر است به مدلول قرآن" فریقٌ فی ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

هوا پختن: هوسی در سر پرورانید ن، عاشق شدن ( ( هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت آخر عمر از جهان چون برود خام رفت ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن ان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بناکام:به خلاف میل، بناچار. ( ( خاطر سعدی به عشق میل نکردی ولیک میْ که فروشُد به کام عقل به ناکام رفت ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشار ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

خاصّان: دکتر حسن انوری در مورد "خاصان " می نویسد: ( ( افراد برجسته و ممتاز، عارفان و فرهیختگان، در مقابل" عام " که عموم مردم است. ) ) ( ( مشعله ای ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

چاه زنخدان: دکتر حسن انوری در مورد " چاه زنخدان " می نویسد: ( ( گودیی که در چانه برخی هست و در زیبایی شناسی قدمایی بسیار مورد توجه بود . ) ) ( ( آ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تنگ عیش:تنگ روزی، تهیدست ( ( جان ندارد هرکه جانانیش نیست تنگ عیش است آنکه بستانیش نیست ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ اول، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

غالیه: ماده ای معطر مرکب از مشک، عنبر، عود و بان و جز آنها. معمولاً زلف را با غالیه می آغشتند ( ( به خواب دوش چنان دیدمی که زلفیش گرفته بودم و دست ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

به جای:در حق، درباره ی ( ( مرا وفا و جفای تو پیشْْ یکسان است که هر چه دوست پسندد به جای دوست، نکوست ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

بِتا: ( صوت ) بِهِل تا، رها کن تا ( ( بتا هلاک شود دوست در محبت دوست که زندگانی او در هلاک بودن اوست ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبع موزون: قریحه ی شاعرانه و هنرمندانه ( ( چنین شمایل موزون و قد و خد که تو را ست به ترک عشق تو گفتن نه طبع موزون است ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جراحت رسیدگان: مجروحان، زخمی ها، زخم دیدگان ( ( و اگر حدیث کنم تندرست را چه خبر که اندرون جراحت رسیدگان چون است ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انور ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

کفایت بیان: شایستگی و رسایی در بیان ( ( این خود چه عبارت لطیف است وین خودچه فایت بیان است ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ او ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

شَکَر: زنی از مردم اصفهان کخسرو پرویز او را به رغم شیرین به زنی گرفته بود. ( ( شیرین به در نمی شود از خانه بی رقیب داندشکر که دفع مگس بادبیزن است ) ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ممسک: آنکه از خرج کردن و بخشیدن مال ناراحت است، بخیل، بخل ورز. ( ( ممسک برای مال همه سال تنگدل سعدی به روی دوست همه روز خرم است ) ) ( گزیده غزلیا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

به اتفاق:به اتفاق آراء، به اجماع، به عقیده ی همگان. ( ( آرام نیست در همه عالم به اتفاق ور هست در مجاورت یار محرم است ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

حسن سیرت:خوش خویی، خوش رفتاری و نیک نفسی. ( ( آن است آدمی که در او حسن سیرتی یا لطف صورتی است دیگر حشو عالم است ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انو ...

پیشنهاد
٠

باد در چنگ بودن:[ از کاری] فایده و نتیجه حاصل نکردن. ( ( چه تربیت شنوم یا که مصلحت بینم مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است ) ) ( گزیده غزلیات س ...

پیشنهاد
٢

برادران طریقت: آنان که راه و روش فکری و عقیدتی یکسان دارند. ( ( برادران طریقت، نصیحتم مکنید که توبه در ره عشق آبگینه و سنگ است ) ) ( گزیده غزلیا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدمی صورت: آنکه از جهت چهره و صورت آدمی است. ( ( آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس آدمی خوی شود ورنه همان جانور است ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن ان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نفس پرستی: به هوا و هوس و خواهش نفس پرداختن، تمایلات جسمی و مادی را دنبال کردن ( ( هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است عشق بازی دگر و نفس پرستی دیگر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

فُقاع: ( مخفّف فُقّاع معرب فوگان ) دکتر حسن انوری در مورد "فقاع " می نویسد: ( ( شرابی که از جو مویز و مانند آنها تهیه می شده است. فقاع از مشروب های ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بَر بار: چیده نشده، میوه بربار: میوه ای که هنوز بر درخت است و چیده نشده. ( ( بسیار توقف نکند میوه ی بر بار چون عام بدانست که شیرین و رسیده است ) ) ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

کمان مهره: دکتر حسن انوری در مورد " کمان مهره" می نویسد: ( ( کمانی که با آن مهره می انداخته اند، کمان گروهه، کمان مهر ه را برای شکار پرندگان به کار م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

فرهاد: دکتر حسن انوری در مورد " فرهاد" می نویسد: ( ( فرهاد سنگ تراشی معاصر خسرو پرویز ساسانی ( ۶۲۸ - ۵۹۱ م ) که داستان عشق او و "شیرین" معروف است. شی ...

پیشنهاد
٢

پای در سنگ آمدن :گرفتار حادثه و دردسر شدن در بیت زیر منظور گرفتار حاثه ی عشق شدن منظور است. ( ( ای عاقل اگر پای به سنگیت برآید فرهاد بدانی که چرا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

هوس باختن:عشق بازی ( ( همه کس عیب هوس باختن ما بکنند مگر آن کس به قید هوسی افتاده است ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ اول، ۱ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

مرغان چمن:بلبلان ( ( خبر ما برسانید به مرغان چمن که هم آواز شما در قفسی افتاده است ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی، چ اول، ۱۳۶۹ ...

پیشنهاد
٠

بار از خر کسی افتادن: کنایه از گرفتار، درمانده، بیچاره شدن. اتفاقم به سر کوی کسی افتاده است که خر و بار در آن کوی بسی افتاده است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

عنبر فشان: دکتر حسن انوری در مورد "عنبر فشان " می نویسد: ( ( فشاننده و پرا کننده ی عنبر؛ پرا کننده بوی خوش. عنبر ماده ای است خوشبو که از معده یا روده ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

انفاس صبحدم: نسیم ملایم و خوش سحرگاه ( ( این باد روح پرور از انفاس صبحدم گویی مگر ز طُرّه ی عنبر فشان توست ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، ان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشمه حیوان:آب حیات، آب حیوان دکتر حسن انوری در مورد "چشمه ی حیوان " می نویسد: ( ( طبق روایات چشمه ای است در جای تاریک به نام "ظلمات"، هرکس از آب آن چ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دکتر کزازی در نوشته های خود واژه " بهانگی نیک" را به جای واژه ی " حسن التّعلیل" به کار برده است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بهانگی نیک: دکتر کزازی در نوشته های خود واژه " بهانگی نیک" را به جای واژه ی " حسن التّعلیل" به کار برده است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

دکتر کزازی در نوشته های خود واژه " بَوَنْده مرد" را به جای واژه ی " انسان کامل" به کار برده است.