پیشنهاد‌های صادق محمدی راد (١٦٤)

بازدید
٥١
تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سالن تعمیرات، ، کارگاه آموزشی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Chop in این عبارت به معنی حرف کسی را قطع کردن یا وسط حرف کسی پریدن، ، ، ، ، ، ، کمک کردن یا دست به کار شدن ، ، ، ، مشارکت کردن یا سهم دادن ( معمولا د ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مهره های شطرنج

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مهره های شطرنج

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اعلام ورود ( به هتل، ، ، ، ، هواپیما. . . . . . . )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را متهم به عملی یا کاری کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسلحه را مسلح کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جای خود را با دیگری عوض کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ودیعه، ، ، ، ، سپرده، ، ، پول پیش یا بیعانه

پیشنهاد
٠

غافلگیرش کرد ( روی تخت ) ، ، ، ، ، ، ، مچ کسی را گرفتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غافلگیر کردن کسی

پیشنهاد
٠

چیزی را به رخ کسی کشیدن، ، ، ، ، ، ، ، بی پرده سخن گفتن ، ، ، حقیقت یا اتهام را بی پرده جلوی کسی زدن، ، ، ، با طعنه گفتن چیزی به کسی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به افراط کشاندن ، ، ، ، ، ، زیاده روی در کاری یا چیزی، ، ، ، افراط کردن در

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شور چیزی را درآوردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حرف خود را به کرسی نشاندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به اجرا درآوردن، ، ، ، ، عملی کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

cape hornیا دماغه هورن اسمِ یک دماغه ( پیش آمدگی خشکی به دریا ) در جنوبی ترین نقطه قاره آمریکای جنوبی است؛ در کشور شیلی و در مجمع الجزایر تیِرا دل فو ...

پیشنهاد
٠

انگشت کوچک شماهم نمیشود

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به خدمت سربازی احضار شدن، ، ، فرخواندن به. . . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فسخ معامله

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استثهاد کردن، ، ، ، ، مدرک آوردن، ، ، شاهدی را احضار کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به مناقصه گذاشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باجه تلفن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناسزا گفتن ، ، ، فحش دادن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به گفته ی خودت، ، ، ، ، ، ، ، ، ، بر اساس اعتراف خودت، ، ، ، ، طبق اقرار خودت، ، ، ، ، ، ، ، ، خودت گفتی که

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با لقب ، ، ، ، ، به اسم ، ، ، به نام

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به اتفاق آرا ، ، ، ، به اجماع، ، ، ، ، ، به رای یا نظر عمومی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حتماً ، ، ، ، ، با کمال میل، ، ، ، ، به طور جدی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با هر وسیله ای ، ، ، ، هر جور که شده، ، ، ، هر راه ممکن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فقط به طور تصادفی، ، ، ، ، ، ، ، ، صرفاً از روی اتفاق، ، ، ، به طور کاملاً اتفاقی، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، از قضا / از سر اتفاق

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با سر و صدا/وزوز/همهمه در حرکت بودن، با سرعت، ، ، ، ، ، ، ، ، آرام ولی پیوسته پیش رفتن، ، ، ، ، ، خوب و پیوسته، ، ، ، ، ، ، با انرژی و هیاهو در جریان ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسب و کار پر رونق

پیشنهاد
٠

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد، ، ، ، ، ، کسی که یک بار از چیزی آسیب دیده، بعد از آن از چیزهای مشابه می ترسد یا خیلی محتاط می شود

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خانه روی آب ساختن، ، ، ، خیال پردازی های پوچ و غیر عملی داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خانه روی آب ساختن، ، ، ، ، خیال پردازی های پوچ و غیر عملی داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کارگر مهاجر، ، ، ، ، ، ، ، ، ، اما معادل مناسب برای کارگر فصلی میشه seasonal worker

پیشنهاد
٠

نیودیمیوم یا همون Nd

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نق نقو، ، ، غرغرو، ، ، آدم شکایت کن یا همیشه ناراضی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پول نداشتن ، ، ، ، ، ، ، ورشکست شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روشنفکر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاملا بیدار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دهان را آب انداختن، ، ، "The smell of freshly baked bread brings water to my mouth ( بوی نان تازه پخته شده، دهانم را آب می اندازد. )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به فروش رساندن در حراجی، ، ، ، به حراج گذاشتن، ، ، ، ، در حراج فروختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازخواست کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به هوش آوردن، ، ، سر عقل آوردن ، ، ، متقاعد کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوش شانس بودن، ، ، ، خوش قدم بودن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مطرح کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هدایت یا همراهی بیمار در یک فرایند، ، ، بیماری را از مرگ نجات دادن مثلاBring a patient through a surgeryبیمار را از مرحله عمل جراحی عبور دادن ( یعنی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را سری جایش نشوندن، ، ، ، غرور کسی را کم کردن، ، ، ، از اسب افتخار پایین آوردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عروس آینده، ، ، عروس در شرف ازدواج

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با تمام توان و سرعت زیادبرای انجام کاری یا تمام کردن کاری تلاش کردن، ، ، ، ، ، باسرعت زیاد/تمام نیرو انجام دادن کارییا اتمام کاری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کم رویی را کنار گذاشتن، ، ، سر صحبت را باز کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را از یک عادت بد بازداشتن ، ، ، ، عادتی را ترک کردن مثلا سیگار کشیدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خبر بدی را به کسی دادن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به رابطه پایان دادن ( رابطه عاشقانه )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناگهان شروع به آواز خواندن

پیشنهاد
٠

از هر طرف حساب کنی به نفعشه، ، ، ، همه جوره تامین شده، ، ، نونش توی روغنه!

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زن پررو، ، ، زن گستاخ ، ، ، زن بی پروا و جلب توجه گر، ، ، ، ، زن تند خو و بی ظرافت

پیشنهاد
٠

همه چیز خراب است، ، اوضاع به کلی خراب است، ، ، همه چیز سقوط کرد، ، ، ورق برگشت و اوضاع بدشد، ، ، کف بازار ریخت ( در اقتصاد )

پیشنهاد
٠

حرام زاده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یعنی سفری ماجراجویانه و فلسفی در فضا — چیزی بین علم، تخیل و کشف.

پیشنهاد
٠

مورد لطف کسی قرار گرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روشن و واضح یا آشکار و بدون پرده ( توصیف رفتار ) ، ، ، ، ادم رو راست، ، ، ، کوهی از صداقت، ، ، ، کسی که دلش روی زبانش است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کوره در رفتن، ، ، به شدت عصبانی شدن و نتوانستن در کنترل خود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاش کردن راز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقده دل را گشودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشا به حال کسی که، ، ، سعادت از آن کسی است که ، ، ، ، باید به حال کسی غبطه خورد که

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر در بافت جمله برای ابراز همدلی و مهربانی ( معنای مثبت ) باشد معنی از قبیل:خدا خیرت بده، ، ، عزیز دلمی، ، ، خدا حفظت کنه، ، ، بمیرم برات، ، ، عجب!. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اما ما هستیم/انجامش میدیم، ، ، ، ، با این حال، ، ، ، ، در کل برای کاری که صدرد صد انجام نشده مثلا ۷۰درصد انجام شده و این عبارت تاکید بر انجام کار یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دروغ فریب کارانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ننگ خانواده، ، ، ، مهره سوخته، ، ، عضو فاسد خانواده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تندی و عصبانیت جواب کسی را دادن یا رفتار کردن، ، ، ، مثل برج زهر مار حرف زدن، ، ، با بد اخلاقی چیزی گفتن، ، ، از کوره در رفتن و سر کسی داد زدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه کم لاغره ، نحیفه، کم جونه. . . . . . قابل قبول نیست. . . . . ناقص به نظر می رسد. . . . . . . یه کم ضعیفه. . . . . . کمه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستگی به جمله معنای زیادی داره 1:کمی ضخیم2:کمی غلیظ 3:خیلی خنگه یا گیج هست4:این دیگه زیادیه!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمی مشکوکه، ، ، ، کمی قضیه بو میده، ، ، یه جای کار میلنگه

پیشنهاد
٠

آدم ها با کسی که مثل خودشه میگرده، ، ، آدم ها شبیه خودشان را پیدا میکنن، ، ، جور خودش را پیدا میکنه، ، ، ، کبوتر با کبوتر باز با باز. . . . . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی را به خدا سپردن، ، ، ، خدا پشت و پناهت، ، ، برات آرزوی موفقیت دارم، ، ، ، سفر بی خطر داشته باشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشکارا در مقابل کسی ایستادگی یا مخالفت کردن . . . . . . نافرمانی کردن . . . . . دهن کجی کردن . . . . . کم نیاوردن و رودر رو شدن. . . . . . . . به چال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی شک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل وصف ، ، ، ، ، غیر قابل توصیف ، ، ، با وصف نمی گنجد، ، ، انقدر زیاد عجیب و غریب که با کلمات نمیشود توصیفش کرد

پیشنهاد
٠

بین دو تا راه می مونده آخرش خراب میکند، ، ، ، ، هم خدا را میخواد هم خرما آخرش به هیچ کدوم نمیرسه، ، ، با یک دست دو هندوانه بلند کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاضرم همه چیزمو شرط ببندم که. . . . . . . ، ، ، اونقدر مطمئنم که حاضرم روش شرط ببندم که، ، ، ، ، شرط ندارم که، ، ، ، ، ، مطمئنم که

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستری بودن

پیشنهاد
٠

لیلی را به چشم مجنون باید دید

پیشنهاد
٠

کتک مفصلی به کسی زدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سر کسی چیزی زدن، ، ، پرتاب شی به سر کسی به طور کلی برای زمانی که کسی جسمی گرد شکل ( مثل سیب، توپ تنیس یا هر چیز مشابه ) را به سمت کسی پرتاب می کن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از دست دادن یا قربانی کردن چیزی ( معمولاً ارزش یا حق ) در ازای یک معامله، ، ، ، ، ، واگذار کردن در ازای چیزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک خرید ارزان و مناسب ، ، ، یک معامله خوب، ، ، ، یک توافق سودآور

پیشنهاد
٠

حساب حساب است کاکا برادر، ، ، ، معامله معامله است، ، ، ، مفته مفته بعضی اوقات هم معنی میده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک احتمال ناچیز، ، ، ، ، ، امکان جزیی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به قید کفالت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناسزا گفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک پنی نامرغوب/خراب، ، ، ، ، ، ، شخصی که همیشه دردسر درست میکند، ، ، ، ، ، کسی که نمیتوان از شرش خلاص شد، ، ، ، آدم مزاحم و ناخواسته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این طرف و آن طرف، ، ، ، ، ، رفت و آمد، ، ، ، ، در تردد، ، ، عقب و جلو کردن، ، ، ، بررسی و مرور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حدس غلط زدن، ، ، ، راه غلط رفتن، ، ، ، طرف اشتباه را گرفتن، ، ، ، ، از آدم یا ایده یاجریان اشتباهی حمایت کردن، ، ، ، روی اسب بازنده شرط بستن

پیشنهاد
٠

پشتیبانی کردن از کسی، ، ، ، ، ، روی کسی یا چیزی شرط بستن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رفت و آمد، ، ، ، ، ، در تردد, , , پس و پیش، ، ، ، بالاو پایین ، ، ، بحث و جدل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاضر جوابی

پیشنهاد
٠

دست و پا چلفتی بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برو گمشو!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسیدن به هدف، ، ، به آرزوی خود رسیدن

پیشنهاد
٠

سر بزنگاه ، ، ، در آخرین لحظه ، ، ، ، به موقع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در صدر جدول، ، ، ، ، ، ، ، دارای اکثریت مثلا آرا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش از آنکه دیر شود، ، ، ، ، ، در واپسین لحظات

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گرو، ، ، ، ، ، ، در خطر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ضرر کسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با هزینه خود، ، ، علی حساب خود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفرین پسر!، ، ، ، کارت درسته!، ، ، ، ، احسنت!

پیشنهاد
٠

زمام امور حکومت را به دست گرفتن، ، ، قدرت را در دست گرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق خود را مطالبه کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من چه می دانم!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودش دارد بلا یا دردسر را سر خودش میاورد، ، ، دارد گندش را درمیاورد، ، ، دارد خودش را بدبخت میکند، ، ، خودش دعوت به درد سر میکند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اما در این خصوص ، ، ، در مورد آن، ، ، ، از این بابت، ، ، درباره این موضوع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اما درباره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی مست، ، ، کسی که شدیدا مشروب خوردهو مست حسابی است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل دو تا رفیق صمیمی و نزدیک ، ، ، رفیق فاب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل هر کس دیگری، ، ، مثل هر آدم دیگری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسته به شرایط ، ، ، ، بسته به موقعیت ، ، ، بسته به اینکه چه شود، ، ، هر طور که باشد، ، ، تا چه موردی باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1:سفت و خشک بودن فیزیکی:وقتی بدن به دلیل مثلا سرما یادرد یا عدم انعطاف پذیری سفت و سخت شده و به سختی حرکت میکندمثلا my legs were as stiff as a poker ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اما راجع به

پیشنهاد
٠

کاملا شبیه هم بودن، ، ، مو نمی زند، ، ، ، انقدر شبیه هم هستند انگار از یک قماشی بریده شده اند، ، ، مثل یک سیب دو نیم کرده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از موعد، ، ، ، از زمان، ، ، از تاریخ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اما در خصوص آن، ، ، اما در رابطه با آن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک استدلال ضعیف، ، ، یک بحث و استدلال ناموجه/غیرمنطقی/ناقص

پیشنهاد
٠

کسی را از انجام کاری منصرف کردن

پیشنهاد
٠

کسی را قانع یا وادار کردن به انجام کار یا عملی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متوجه منظورم هستی، ، ، با من هم عقیده ای

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنوز دست از آن برنداشته ای، ، ، ، ، ، هنوز به کارت ادامه میدی، ، ، ، ، هنوز سر کاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا مرتب و منظم و بی نقص بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف مهمل و بی ربط

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایه نفاق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزیز دردانه، ، ، نور چشمی

پیشنهاد
٠

صرف نظر از اینکه واقعیت که، ، ، به جز این واقعیت که

پیشنهاد
٠

به جز این واقعیت که ، ، ، ، ، صرف نظر از این واقعیت که

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر چه باشد

پیشنهاد
٠

افتخار تازه برای کسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

و امثال آن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

و از این قبیل سخنان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه چیز روبراه است، همه چیز ردیفه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهار ساله

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش و خرم و سرحال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای روز مبادا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نصیحت کسی را قبول کردن، ، ، به حرف کسی گوش دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوگند دادن

پیشنهاد
٠

مشغول کاری شدن، ، ، به کاری پرداختن، ، ، همت گماشتن به کاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آتش زدن به مال کسی، ، ، نمک بر زخم پاشیدن

پیشنهاد
٠

کردار نیک بهتر از گفتار نیک است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تکبر و خودکامگی رفتار کردن، ، ، ، مستبدانه رفتار کردن

پیشنهاد
٠

به نفع کسی عمل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سو نیت عمل کردن، ، ، از روی نادرستی عمل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از جانب کسی اقدام کردن، ، ، ، به نمایندگی یا وکالت کسی اقدام کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش درخشیدن، ، ، خود را به خوبی اثبات کردن، ، ، عملکرد خوبی از خود نشان دادن، ، ، به نحوه احسنت انجام دادن

پیشنهاد
٠

وظیفه خود را به نحوه احسنت ( به خوبی ) انجام دادن

پیشنهاد
٠

بر حسب تشخیص یا برداشت خود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در جریان وقایع بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از خود راضی بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد تحمل یا انتظار

پیشنهاد
٠

خارج از فهم شخص

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برابر تقدیر سر تسلیم فرود آوردن

پیشنهاد
٠

به قرارداد خود عمل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار کسی را ساختن، ، ، ، ، آینده کسی را خراب کردن، ، ، ، شانس یا فرصت کسی را از بین بردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوپ چغندر