break into a song

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ناگهان شروع به آواز خواندن کردن
• یکباره آهنگ یا ترانه ای را خواندن
• ( در تئاتر/فیلم ) ناگهان وارد آواز شدن
• ( محاوره ) پریدن وسط آواز
🔸 مثال ها:
The children were so excited that they broke into a song on the bus.
...
[مشاهده متن کامل]

بچه ها آن قدر هیجان زده بودند که در اتوبوس ناگهان شروع به آواز خواندن کردند.
The actor broke into a song right in the middle of the scene.
بازیگر درست وسط صحنه ناگهان شروع به آواز خواندن کرد.
I was so relieved that I wanted to break into a song.
آن قدر احساس آرامش کردم که دلم خواست یکباره آواز بخوانم.
She broke into a song without any warning.
او بدون هیچ هشداری ناگهان شروع به آواز کرد.

ناگهان شروع به آواز خواندن