🔸 معادل فارسی:
• خبر ناخوشایند را به کسی دادن، خبر بد را شکستن
• با ملایمت خبر بد را رساندن
• ( عامیانه ) یه خبر بد رو به کسی گفتن
🔸 مثال ها:
She didn't know how to break it to her children that their dog had died.
... [مشاهده متن کامل]
نمی دانست چطور خبر مرگ سگ را به بچه ها بدهد.
I'll break it to him softly – no need to make it worse.
به آرامی خبر را به او می دهم – نیازی به بدتر کردن نیست.
Someone needs to break it to John that he didn't get the promotion.
یک نفر باید به جان بفهماند که ترفیع نگرفته.
I hate to break it to you, but your secret is out.
از اینکه این خبر بد را به تو بدهم متنفرم، اما رازت فاش شده.
• خبر ناخوشایند را به کسی دادن، خبر بد را شکستن
• با ملایمت خبر بد را رساندن
• ( عامیانه ) یه خبر بد رو به کسی گفتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
نمی دانست چطور خبر مرگ سگ را به بچه ها بدهد.
به آرامی خبر را به او می دهم – نیازی به بدتر کردن نیست.
یک نفر باید به جان بفهماند که ترفیع نگرفته.
از اینکه این خبر بد را به تو بدهم متنفرم، اما رازت فاش شده.
خبر بدی را به کسی دادن
گفتن چیز ناخوشایندی به کسی که او را تحت تأثیر قرار دهد یا ناراحت کند
راز ناخوشایندی رو به سختی گفتن.
to disclose some news or information to someone. ( Often said of unpleasant news. )
I hate to be the one to break this to you, but there is trouble at home