پیشنهادهای صادق محمدی راد (١٦٤)
کسی را سری جایش نشوندن، ، ، ، غرور کسی را کم کردن، ، ، ، از اسب افتخار پایین آوردن
عروس آینده، ، ، عروس در شرف ازدواج
با تمام توان و سرعت زیادبرای انجام کاری یا تمام کردن کاری تلاش کردن، ، ، ، ، ، باسرعت زیاد/تمام نیرو انجام دادن کارییا اتمام کاری
کم رویی را کنار گذاشتن، ، ، سر صحبت را باز کردن
کسی را از یک عادت بد بازداشتن ، ، ، ، عادتی را ترک کردن مثلا سیگار کشیدن
خبر بدی را به کسی دادن
به رابطه پایان دادن ( رابطه عاشقانه )
ناگهان شروع به آواز خواندن
از هر طرف حساب کنی به نفعشه، ، ، ، همه جوره تامین شده، ، ، نونش توی روغنه!
زن پررو، ، ، زن گستاخ ، ، ، زن بی پروا و جلب توجه گر، ، ، ، ، زن تند خو و بی ظرافت
همه چیز خراب است، ، اوضاع به کلی خراب است، ، ، همه چیز سقوط کرد، ، ، ورق برگشت و اوضاع بدشد، ، ، کف بازار ریخت ( در اقتصاد )
حرام زاده
یعنی سفری ماجراجویانه و فلسفی در فضا — چیزی بین علم، تخیل و کشف.
مورد لطف کسی قرار گرفتن
روشن و واضح یا آشکار و بدون پرده ( توصیف رفتار ) ، ، ، ، ادم رو راست، ، ، ، کوهی از صداقت، ، ، ، کسی که دلش روی زبانش است
از کوره در رفتن، ، ، به شدت عصبانی شدن و نتوانستن در کنترل خود
فاش کردن راز
عقده دل را گشودن
خوشا به حال کسی که، ، ، سعادت از آن کسی است که ، ، ، ، باید به حال کسی غبطه خورد که
اگر در بافت جمله برای ابراز همدلی و مهربانی ( معنای مثبت ) باشد معنی از قبیل:خدا خیرت بده، ، ، عزیز دلمی، ، ، خدا حفظت کنه، ، ، بمیرم برات، ، ، عجب!. ...
اما ما هستیم/انجامش میدیم، ، ، ، ، با این حال، ، ، ، ، در کل برای کاری که صدرد صد انجام نشده مثلا ۷۰درصد انجام شده و این عبارت تاکید بر انجام کار یا ...
دروغ فریب کارانه
ننگ خانواده، ، ، ، مهره سوخته، ، ، عضو فاسد خانواده
با تندی و عصبانیت جواب کسی را دادن یا رفتار کردن، ، ، ، مثل برج زهر مار حرف زدن، ، ، با بد اخلاقی چیزی گفتن، ، ، از کوره در رفتن و سر کسی داد زدن
یه کم لاغره ، نحیفه، کم جونه. . . . . . قابل قبول نیست. . . . . ناقص به نظر می رسد. . . . . . . یه کم ضعیفه. . . . . . کمه
بستگی به جمله معنای زیادی داره 1:کمی ضخیم2:کمی غلیظ 3:خیلی خنگه یا گیج هست4:این دیگه زیادیه!
کمی مشکوکه، ، ، ، کمی قضیه بو میده، ، ، یه جای کار میلنگه
آدم ها با کسی که مثل خودشه میگرده، ، ، آدم ها شبیه خودشان را پیدا میکنن، ، ، جور خودش را پیدا میکنه، ، ، ، کبوتر با کبوتر باز با باز. . . . . . .
کسی را به خدا سپردن، ، ، ، خدا پشت و پناهت، ، ، برات آرزوی موفقیت دارم، ، ، ، سفر بی خطر داشته باشی
آشکارا در مقابل کسی ایستادگی یا مخالفت کردن . . . . . . نافرمانی کردن . . . . . دهن کجی کردن . . . . . کم نیاوردن و رودر رو شدن. . . . . . . . به چال ...
بی شک
غیر قابل وصف ، ، ، ، ، غیر قابل توصیف ، ، ، با وصف نمی گنجد، ، ، انقدر زیاد عجیب و غریب که با کلمات نمیشود توصیفش کرد
بین دو تا راه می مونده آخرش خراب میکند، ، ، ، ، هم خدا را میخواد هم خرما آخرش به هیچ کدوم نمیرسه، ، ، با یک دست دو هندوانه بلند کردن
حاضرم همه چیزمو شرط ببندم که. . . . . . . ، ، ، اونقدر مطمئنم که حاضرم روش شرط ببندم که، ، ، ، ، شرط ندارم که، ، ، ، ، ، مطمئنم که
بستری بودن
لیلی را به چشم مجنون باید دید
کتک مفصلی به کسی زدن
به سر کسی چیزی زدن، ، ، پرتاب شی به سر کسی به طور کلی برای زمانی که کسی جسمی گرد شکل ( مثل سیب، توپ تنیس یا هر چیز مشابه ) را به سمت کسی پرتاب می کن ...
از دست دادن یا قربانی کردن چیزی ( معمولاً ارزش یا حق ) در ازای یک معامله، ، ، ، ، ، واگذار کردن در ازای چیزی
یک خرید ارزان و مناسب ، ، ، یک معامله خوب، ، ، ، یک توافق سودآور
حساب حساب است کاکا برادر، ، ، ، معامله معامله است، ، ، ، مفته مفته بعضی اوقات هم معنی میده
یک احتمال ناچیز، ، ، ، ، ، امکان جزیی
به قید کفالت
ناسزا گفتن
یک پنی نامرغوب/خراب، ، ، ، ، ، ، شخصی که همیشه دردسر درست میکند، ، ، ، ، ، کسی که نمیتوان از شرش خلاص شد، ، ، ، آدم مزاحم و ناخواسته
این طرف و آن طرف، ، ، ، ، ، رفت و آمد، ، ، ، ، در تردد، ، ، عقب و جلو کردن، ، ، ، بررسی و مرور
حدس غلط زدن، ، ، ، راه غلط رفتن، ، ، ، طرف اشتباه را گرفتن، ، ، ، ، از آدم یا ایده یاجریان اشتباهی حمایت کردن، ، ، ، روی اسب بازنده شرط بستن
پشتیبانی کردن از کسی، ، ، ، ، ، روی کسی یا چیزی شرط بستن
در رفت و آمد، ، ، ، ، ، در تردد, , , پس و پیش، ، ، ، بالاو پایین ، ، ، بحث و جدل
حاضر جوابی