پیشنهادهای بابک نیکمنش (٨٥)
وابسته، تخصیص گر ( گرامر )
پیش تخصیص گر - پیش تعیین کننده - پیش وابسته
قطعه زبانی، واحد زبانی ( گروهی از واژه ها که معمولاً به صورت یک واحد آماده در ذهن ذخیره و استفاده می شوند. )
احتمالاً نزدیکتر به ( یک مقدار عددی ) ، بلکه بیشتر. . .
بگو تسلیم، بگو باختم ( این اصطلاح در انگلیسی به شدت فارسی "بگو غلط کردم" زننده و تحقیرکننده نیست. )
شکر ( غیرقابل شمارش ) - قاشق شکر ( مقدار ) ؛ قند ( شیرینی موجود در غذاها، میوه ها یا خون ) ( جمع ) - قندعسلم! ( US )
درحال رانندگی و سفر - در تور اجر ا ( تئاتر یا موسیقی ) - مجاز و آماده برای تردد ( خودرو )
خرید، خریدن، خریداری کردن ( به طور رسمی و با سند یا فاکتور قانونی ) - گیرش، گیرایی ( توانایی گرفتن یا چسبیدن با فشار آدورن روی چیزی با حرف اضافه on ...
دسته ( گل یا سبزی ) - خوشه ( موز یا انگور ) - مشت ( گروهی از افراد ) - مدل موی دو بافته ( جمع )
ثروت، مال، دارایی ( غیرقابل شمارش ) - کثرت، وفور، غنا ( برای چیز خوب و مفید ) ( . . . a wealth of )
غذای نفخ دار ، نفخ آور، نفاخ یا گازدار میشه gassy و هرگز windy معنی نمیده
به طور امانی و براساس اعتمادشخصی
سالن تئاتر - تماشاخانه - تالار سخنرانی - هنر تئاتر یا نمایش ( the ) - سالن فیلم ( US ) - اتاق عمل جراحی ( UK ) - منطقه جنگی ( صحنۀ نبرد یا جبهه ) - ...
تکاندن ( لباس، دستمال یا کیف برای ریختن گرد و خاک یا چیزهای کوچک ) ، آرام گرفتن ( اوضاع ) ، حذف کردن عناصر ناکارآمد
سطل، دِلو، دولچه ( ظرف یا مقدار ) - باکت، جام ( در لودر یا بیل مکانیکی ) - به مقدار زیاد
به معنی استادیوم هم معنی میده
قرعه استراحت ( معافیت از شرکت در یک دور مسابقه به علت کامل نبودن تعداد شرکت کننده ها )
معافیت از شرکت در یک دور مسابقه معمولاً وقتی که تعداد شرکت کننده ها کامل نباشد. = bye رفتن به دور بعدی مسابقه در غیاب حریف تعیین شده = Walkover
واکه ها
برکت دادن - متبرک ساختن - دعای خیر کردن ( در حق سلامتی کسی یا کشوری ) - موهبت بودن - ( به معنی آمرزیدن شخص فوت شده نیست. )
در انگلیسی محاوره ای باسن هم معنی میده
نمونۀ بارز و رایج، الگوواره، چارچوب فکری: paradigm
صفحه تصویر ویدیو پروژکتور ، سینما، تلویزیون و مانیتور : screen
جعبۀ لوازم خیاطی ( جمع )
شمردن نرمال و از سمت پایین به بالا
قطعات نصبی پایه دار ( الکترونیک ) : LMD - Leaded Mount Device , توجه شود به THT – Through - Hole Technology قطعات نصب سطحی ( الکترونیک ) : SMD - Surf ...
سرگرمی بی محتوا : mind/brain candy
باز و قلیا باهم متفاوت هستند و هر قلیایی باز نیست. Alkali = قلیا و Alkaline= قلیایی
نماگر ( مصوب فرهنگستان فارسی )
در حالت ادبی و مذهبی مردن یا آرمیدن هم معنی میده
بی رقیب ( بهترین ) ، بلامنازع ( پیروزی )
خط زدن ( حذف یا اصلاح نوشته در حالت رسمی )
عضله سوزی ( بدنسازی )
خشم و خش ( در تن صدا )
با هم کنار آمدن
lawyer: حقوقدان عملی jurist: حقوقدان نظری
peace به معنی و مفهوم دقیق سلام هستش یعنی سلامتی و ایمنی و آرامش
سلام و صلوات بر او باد
رأی دادن ( در مورد چیزی یا راجع به موضوع خاصی ) ( on )
انتخاب شدن به سمت یا قدرتی با انتخابات ( in/into/onto )
رأی ثبت کردن
سوق دادن ( تشویق به خطر یا دردسری محتمل )
مهارت - تَبحر - چیره دستی - زبردستی - کاربلدی
بازفرست ( واژه مصوب فرهنگستان )
در کمترین حالت - در ضعیف ترین حالت - حداقلش - کم کمش ( حداقل چیزی که اتفاق می افتد )
به زودی - طولی نکشید که. . . .
یک نوشیدنی بلند انگلیسی آمریکایی حاوی مقدار کمی الکل مخلوط با مقدار زیادی نوشیدنی غیر الکلی است.
یک نوشیدنی بلند انگلیسی آمریکایی حاوی مقدار کمی الکل مخلوط با مقدار زیادی نوشیدنی غیر الکلی است.
در سن پیری یا کهنسالی
شخص قوی و قدرتمند و گاهی خشمگین - کسی یا چیزی بسیار خوب یا تأثیرگذار
کیف و لذت زیاد - عشق و حال - خوش گذرانی - دلخوشی - میل و رضایت - خوشوقتی - مَسرت و خوشحالی
مجبورکردن کسی به ماندن ( برای بستری در بیمارستان یا تنبیه در مدرسه یا کمک به کسی )
معامله کردن ( به قیمت فلان )
تاخت زدن ( کالای قدیمی با کالای جدید و پرداخت الباقی آن )
دستۀ جغدها: a parliament of owls
کشیدن ( دندان ) یا درآوردن ( قسمتی از بدن با جراحی ) ، حل وفصل کردن ( اختلافات )
داشتن چیزی در جایی یا آوردن کسی برای کاری
بد آمدن یا متنفر بودن ( از کسی به خاطر چیزی ) - اختلاف داشتن ( با کسی به خاطر چیزی )
ابراز علاقه کردن، با علاقه توجه کردن ( به کسی یا جناحی )
ابراز علاقه کردن
واژه مصوب فرهنگستان فارسی: بیمار بر
واژه مصوب فرهنگستان فارسی: به آزمایی
چاپ اول، دوم یا سوم کتاب ( با فاصله کم از چاپ اول ) : 2nd, 3rd, 4th, etc Printing تجدید چاپ کتاب ( با فاصله بسیار زیاد از چاپ قبلی ) : 2nd, 3rd, 4t ...
عملیات ایذایی ( در جنگ ) : harassment operation
حس شاعرانه ( زیبا، باوقار و پر از احساس )
آسیب دیدن یا کشته شدن ( در تصادف رانندگی ) ، ضربه زدن و انداختن، دزدیدن
از یک اتفاق خاص مطلع شدن یا درگیر یک فعالیت خاص شدن
زیر آب کسی را زدن
گندمیان
وادار کردن کسی به ترک جایی یا استفاده نکردن از چیزی، پایین پریدن ( از ارتفاع )
خوب ماندن یا خوب عمر کردن
مردان ( همکار ) ، سربازان ( درحال جنگ )
مشکلات و دشواری ها
حس خاص بودن
زردنبو ( توهین آمیز )
مجازات شدن، رسیدن عذاب ( در انجیل )
در انگلیسی بریتیش: پرداخت فوری، در جا پرداخت کردن در انگلیسی امریکن: کاملا صحیح
sympathy: هم مسلکی ( علوم سیاسی )
خفن ( یعنی همراه با حس ترس و احترام شدید ) : awful
خفن ( یعنی همراه با حس ترس و احترام شدید ) : awful
ناشتا به انگلیسی میشه: fast
شمع خودرو : spark plug
. . . لذت بخش!، . . . خیلی حال میده! ( غیر رسمی )
پیاده یا سرباز ( در بازی شطرنج ) : pawn سرباز ( در ورق بازی ) : jack, knave
حقوقدان یعنی Jurist که مفهوم متفاوتی با وکیل حقوقی دارد در حقیقت نظریه پرداز حقوق یا حقوقدان کسی است که در زمینهٔ دانش نظری حقوق به مطالعه و پژوهش می ...