پیشنهاد‌های بابک نیک‌منش (٨٥)

بازدید
٣٤٥
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته، تخصیص گر ( گرامر )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیش تخصیص گر - پیش تعیین کننده - پیش وابسته

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قطعه زبانی، واحد زبانی ( گروهی از واژه ها که معمولاً به صورت یک واحد آماده در ذهن ذخیره و استفاده می شوند. )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

احتمالاً نزدیکتر به ( یک مقدار عددی ) ، بلکه بیشتر. . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بگو تسلیم، بگو باختم ( این اصطلاح در انگلیسی به شدت فارسی "بگو غلط کردم" زننده و تحقیرکننده نیست. )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکر ( غیرقابل شمارش ) - قاشق شکر ( مقدار ) ؛ قند ( شیرینی موجود در غذاها، میوه ها یا خون ) ( جمع ) - قندعسلم! ( US )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درحال رانندگی و سفر - در تور اجر ا ( تئاتر یا موسیقی ) - مجاز و آماده برای تردد ( خودرو )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرید، خریدن، خریداری کردن ( به طور رسمی و با سند یا فاکتور قانونی ) - گیرش، گیرایی ( توانایی گرفتن یا چسبیدن با فشار آدورن روی چیزی با حرف اضافه on ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دسته ( گل یا سبزی ) - خوشه ( موز یا انگور ) - مشت ( گروهی از افراد ) - مدل موی دو بافته ( جمع )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ثروت، مال، دارایی ( غیرقابل شمارش ) - کثرت، وفور، غنا ( برای چیز خوب و مفید ) ( . . . a wealth of )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

غذای نفخ دار ، نفخ آور، نفاخ یا گازدار میشه gassy و هرگز windy معنی نمیده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور امانی و براساس اعتمادشخصی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

سالن تئاتر - تماشاخانه - تالار سخنرانی - هنر تئاتر یا نمایش ( the ) - سالن فیلم ( US ) - اتاق عمل جراحی ( UK ) - منطقه جنگی ( صحنۀ نبرد یا جبهه ) - ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تکاندن ( لباس، دستمال یا کیف برای ریختن گرد و خاک یا چیزهای کوچک ) ، آرام گرفتن ( اوضاع ) ، حذف کردن عناصر ناکارآمد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

سطل، دِلو، دولچه ( ظرف یا مقدار ) - باکت، جام ( در لودر یا بیل مکانیکی ) - به مقدار زیاد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنی استادیوم هم معنی میده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرعه استراحت ( معافیت از شرکت در یک دور مسابقه به علت کامل نبودن تعداد شرکت کننده ها )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

معافیت از شرکت در یک دور مسابقه معمولاً وقتی که تعداد شرکت کننده ها کامل نباشد. = bye رفتن به دور بعدی مسابقه در غیاب حریف تعیین شده = Walkover

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

واکه ها

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

برکت دادن - متبرک ساختن - دعای خیر کردن ( در حق سلامتی کسی یا کشوری ) - موهبت بودن - ( به معنی آمرزیدن شخص فوت شده نیست. )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در انگلیسی محاوره ای باسن هم معنی میده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نمونۀ بارز و رایج، الگوواره، چارچوب فکری: paradigm

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صفحه تصویر ویدیو پروژکتور ، سینما، تلویزیون و مانیتور : screen

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جعبۀ لوازم خیاطی ( جمع )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شمردن نرمال و از سمت پایین به بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قطعات نصبی پایه دار ( الکترونیک ) : LMD - Leaded Mount Device , توجه شود به THT – Through - Hole Technology قطعات نصب سطحی ( الکترونیک ) : SMD - Surf ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرگرمی بی محتوا : mind/brain candy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

باز و قلیا باهم متفاوت هستند و هر قلیایی باز نیست. Alkali = قلیا و Alkaline= قلیایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نماگر ( مصوب فرهنگستان فارسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در حالت ادبی و مذهبی مردن یا آرمیدن هم معنی میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی رقیب ( بهترین ) ، بلامنازع ( پیروزی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خط زدن ( حذف یا اصلاح نوشته در حالت رسمی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عضله سوزی ( بدنسازی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خشم و خش ( در تن صدا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

با هم کنار آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

lawyer: حقوقدان عملی jurist: حقوقدان نظری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

peace به معنی و مفهوم دقیق سلام هستش یعنی سلامتی و ایمنی و آرامش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلام و صلوات بر او باد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رأی دادن ( در مورد چیزی یا راجع به موضوع خاصی ) ( on )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انتخاب شدن به سمت یا قدرتی با انتخابات ( in/into/onto )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رأی ثبت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوق دادن ( تشویق به خطر یا دردسری محتمل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهارت - تَبحر - چیره دستی - زبردستی - کاربلدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بازفرست ( واژه مصوب فرهنگستان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در کمترین حالت - در ضعیف ترین حالت - حداقلش - کم کمش ( حداقل چیزی که اتفاق می افتد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به زودی - طولی نکشید که. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

یک نوشیدنی بلند انگلیسی آمریکایی حاوی مقدار کمی الکل مخلوط با مقدار زیادی نوشیدنی غیر الکلی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک نوشیدنی بلند انگلیسی آمریکایی حاوی مقدار کمی الکل مخلوط با مقدار زیادی نوشیدنی غیر الکلی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در سن پیری یا کهنسالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شخص قوی و قدرتمند و گاهی خشمگین - کسی یا چیزی بسیار خوب یا تأثیرگذار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کیف و لذت زیاد - عشق و حال - خوش گذرانی - دلخوشی - میل و رضایت - خوشوقتی - مَسرت و خوشحالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مجبورکردن کسی به ماندن ( برای بستری در بیمارستان یا تنبیه در مدرسه یا کمک به کسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معامله کردن ( به قیمت فلان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تاخت زدن ( کالای قدیمی با کالای جدید و پرداخت الباقی آن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستۀ جغدها: a parliament of owls

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کشیدن ( دندان ) یا درآوردن ( قسمتی از بدن با جراحی ) ، حل وفصل کردن ( اختلافات )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داشتن چیزی در جایی یا آوردن کسی برای کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بد آمدن یا متنفر بودن ( از کسی به خاطر چیزی ) - اختلاف داشتن ( با کسی به خاطر چیزی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابراز علاقه کردن، با علاقه توجه کردن ( به کسی یا جناحی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابراز علاقه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه مصوب فرهنگستان فارسی: بیمار بر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه مصوب فرهنگستان فارسی: به آزمایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چاپ اول، دوم یا سوم کتاب ( با فاصله کم از چاپ اول ) : 2nd, 3rd, 4th, etc Printing تجدید چاپ کتاب ( با فاصله بسیار زیاد از چاپ قبلی ) : 2nd, 3rd, 4t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عملیات ایذایی ( در جنگ ) : harassment operation

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حس شاعرانه ( زیبا، باوقار و پر از احساس )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آسیب دیدن یا کشته شدن ( در تصادف رانندگی ) ، ضربه زدن و انداختن، دزدیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از یک اتفاق خاص مطلع شدن یا درگیر یک فعالیت خاص شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زیر آب کسی را زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گندمیان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وادار کردن کسی به ترک جایی یا استفاده نکردن از چیزی، پایین پریدن ( از ارتفاع )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خوب ماندن یا خوب عمر کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مردان ( همکار ) ، سربازان ( درحال جنگ )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

مشکلات و دشواری ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس خاص بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زردنبو ( توهین آمیز )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجازات شدن، رسیدن عذاب ( در انجیل )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در انگلیسی بریتیش: پرداخت فوری، در جا پرداخت کردن در انگلیسی امریکن: کاملا صحیح

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

sympathy: هم مسلکی ( علوم سیاسی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

خفن ( یعنی همراه با حس ترس و احترام شدید ) : awful

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

خفن ( یعنی همراه با حس ترس و احترام شدید ) : awful

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشتا به انگلیسی میشه: fast

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمع خودرو : spark plug

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

. . . لذت بخش!، . . . خیلی حال میده! ( غیر رسمی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیاده یا سرباز ( در بازی شطرنج ) : pawn سرباز ( در ورق بازی ) : jack, knave

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

حقوقدان یعنی Jurist که مفهوم متفاوتی با وکیل حقوقی دارد در حقیقت نظریه پرداز حقوق یا حقوقدان کسی است که در زمینهٔ دانش نظری حقوق به مطالعه و پژوهش می ...