🔸 معادل فارسی:
• بر کسی نازل کردن ( بلا، مجازات، یا رویداد ناخوشایند )
• تحمیل کردن ( چیزی ناخواسته بر کسی )
• وارد کردن ( آسیب یا سختی به کسی )
🔸 مثال ها:
• "The plague was visited upon the city as a punishment. "
... [مشاهده متن کامل]
طاعون به عنوان یک مجازات بر شهر نازل شد.
• "He visited his anger on his innocent family. "
او خشم خود را بر خانواده بی گناهش تحمیل کرد.
• "The consequences of the war were visited on the civilian population. "
عواقب جنگ بر جمعیت غیرنظامی تحمیل شد.
• بر کسی نازل کردن ( بلا، مجازات، یا رویداد ناخوشایند )
• تحمیل کردن ( چیزی ناخواسته بر کسی )
• وارد کردن ( آسیب یا سختی به کسی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
طاعون به عنوان یک مجازات بر شهر نازل شد.
او خشم خود را بر خانواده بی گناهش تحمیل کرد.
عواقب جنگ بر جمعیت غیرنظامی تحمیل شد.
مجازات شدن، رسیدن عذاب ( در انجیل )