پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٢,١٣٨)

بازدید
٢٩,٧٥٤
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: کج و ناپایدار حرکت کردن / با سرعت و بی تعادل رفتن / واژگون شدن ( در مورد کشتی ) در زبان محاوره ای: لنگ لنگان رفت، کج ومعوج حرکت کر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: یواشکی رفتن / خزیدن / دزدکی حرکت کردن / با خجالت یا ترس عقب کشیدن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( حرکتی – پنهانی ) :** حرکت آرام و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: با سرعت حرکت کردن / شتاب گرفتن / تند گذشتن در زبان محاوره ای: یهو رد شدن، با سرعت گذشتن، تند رفتن، ویراژ دادن - - - 🔸 تعریف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: فرار کردن / ناگهان دویدن / به سرعت گریختن در زبان محاوره ای: زد به چاک، در رفت، یهو دوید، فرار کرد - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: انتقال دانش / اشتراک گذاری اطلاعات / افشای نکته ی مهم - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – آموزشی ) :** وقتی کسی یک نکته ی مه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیکوتومیا - - - 🔸 معادل فارسی: دوگانگی / تقسیم به دو بخش / ثنویت در زبان محاوره ای: دو دسته کردن، دوتا کردن، دو بخش دیدن - - - 🔸 تعریف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیوروپور واژه ی neuropore به معنای دهانه های ابتدایی لوله ی عصبی در جنین مهره داران است؛ این دهانه ها در بخش قدامی ( rostral/anterior ) و خلفی ( caud ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

الگوریتمیک بیاس یا سوگیری الگوریتمی به تمایل سیستم های کامپیوتری و الگوریتم های هوش مصنوعی گفته می شود که به صورت سیستماتیک و تکرارشونده خطاهایی ایجا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: محل دفع / منطقه دفع / ناحیه ی انباشت و دفع در زبان محاوره ای: محل ریختن زباله، جای دورریز، محل جمع آوری آشغال - - - 🔸 تعریف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: کاهش دادن / کم کردن / محدود کردن مصرف یا استفاده در زبان محاوره ای: کم کن، کمتر مصرف کن، یه کم بساز، کمتر استفاده کن - - - 🔸 ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: به خوبی جلوه دادن / مثبت نشان دادن / تصویر مطلوب ساختن / زیبا جلوه دادن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رسمی – توصیفی ) :** وقتی کس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: رنجیدن / دلخور شدن / آزرده شدن / احساس توهین کردن در زبان محاوره ای: بهش برخورد، دلخور شد، ناراحت شد، قاطی کرد - - - 🔸 تعریف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: چشم پوشی کردن / صرف نظر کردن / کنار گذاشتن / گذشتن از حق یا امتیاز در زبان محاوره ای: بی خیال شدن، ول کردن، صرف نظر کردن - - - ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: کناره گیری کردن / خود را کنار کشیدن / بی مسئولیتی نشان دادن / دست شستن از کسی در زبان محاوره ای: دیگه کاری بهش ندارم، ولش کردم، دی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: عصبانی کردن / کفری کردن / روی اعصاب رفتن / حرص کسی را درآوردن در زبان محاوره ای: رو مخشه، داره حرصمو درمیاره، اعصابمو خرد می کنه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: گند زدن / خراب کردن / فرصت را از دست دادن / اشتباه بزرگ کردن در زبان محاوره ای: گند زد، همه چیز را خراب کرد، فرصت را سوزوند، قاطی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منظور از surgeon general در ایالات متحده آمریکا، شخصی است که به عنوان مدیر اجرایی و سخنگوی اصلی مسائل بهداشت عمومی در دولت فدرال آمریکا فعالیت می کند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تروث سوشال ( Truth Social ) یک شبکهٔ اجتماعی آمریکایی است که توسط شرکت **Trump Media & Technology Group ( TMTG ) ** متعلق به دونالد ترامپ راه اندازی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دی لاوس ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: شپش زدایی / پاک سازی از شپش / رفع آلودگی در زبان محاوره ای: شپش هاشو گرفتن، پاک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

🔸 معادل فارسی: یادداشت / توضیح / حاشیه نویسی / شرح کوتاه / توضیح ضمیمه در زبان محاوره ای: یادداشت گذاشتن، توضیح اضافه کردن، حاشیه نوشتن _______ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه mention در زبان فارسی به معنای ذکر کردن، اشاره کردن یا بیان کوتاه چیزی است. در متون علمی و نوشتاری، وقتی که نویسنده یا گوینده درباره موضوعی یا ش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

واژه Referral در فارسی به معنای ارجاع است. واژه ارجاع در زبان فارسی به مفاهیمی مانند فرستادن، راهنمایی کردن یا بازگرداندن اشاره دارد. این واژه به معن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Quotation در نوشته های آکادمیک به معنای بازنویسی دقیق و عین به عین یک عبارت یا جمله از منبعی دیگر است که باید با علامت نقل قول ( " " ) مشخص شود و منب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: - **Bank ( به عنوان فعل ) :** تکیه کردن / اعتماد کردن / حساب باز کردن روی چیزی یا کسی ________________________________________ 🔸 ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اَلتیریِر ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: پنهانی / نهفته / مخفی / پشت پرده / آن سویِ آشکار در زبان محاوره ای: انگیزهٔ پ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بدل، جایگزین ( اسم ) ( استعاری – علمی/پزشکی ) : چیزی که شبیه عملکرد یا اثر چیز دیگری است، اما جایگزین واقعی آن نیست. مثال: Sleeping pills are not ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زونا یا هرپس زوستر یک بیماری ویروسی است که توسط ویروس واریسلا - زوستر ایجاد می شود. این همان ویروسی است که باعث آبله مرغان می شود و بعد از ابتلا به آ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: - **درک کردن / فهمیدن** ( معنای استعاری ) - **گرفتن / چنگ زدن** ( معنای فیزیکی ) در زبان محاوره ای: گرفتن مطلب، فهمیدن، یاد گرف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: چهره ی برجسته / مرجع مهم / رهبر فکری در زبان محاوره ای: آدم سرشناس، صدا یا نظر مهم، کسی که حرفش حسابه __________________________ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نورولوژی یا عصب شناسی نورولوژی شاخه ای از دانش پزشکی است که به بیماری های عصبی و روش درمان دارویی آن ها می پردازد. واژه عصب شناسی در فارسی می تواند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: برگ برنده داشتن / نقشه ی پنهان داشتن / آماده در آستین داشتن در زبان محاوره ای: یه چیز آماده تو آستین داشتن، یه برگ برنده داشتن، یه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نرمی یا انعطاف پذیری ( Suppleness )  به توانایی حرکت آسان و کامل عضلات و مفاصل بدن گفته می شود که یکی از چهار جنبه کلیدی تناسب اندام است. این ویژگی، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: • سستی / ناتوانی / شکنندگی • ضعفِ جسمی یا روحی • آسیب پذیری در برابر بیماری یا فشار 🔸 مثال ها: • "The frailty of the elderly patient ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٨

🔸 معادل فارسی: مقاومت کردن / واکنش نشان دادن / مخالفت کردن / ایستادگی کردن در زبان محاوره ای: جواب دادن، ایستادن جلوی چیزی _____________________ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غذاهای آماده یا غذاهای فوری ( Convenience food ) به غذاهایی گفته می شود که به صورت تجاری آماده و فرآوری شده اند تا سریع و آسان مصرف شوند. این غذاها م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: جرم مستوجب اعدام / جرم سنگین منتهی به مجازات مرگ _______________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( حقوقی – رسمی ) :** ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

Bashert کلمه ای ییدیش به معنای سرنوشت، تقدیر یا نصیب است که معمولاً برای اشاره به همسر یا شریک روحی از پیش تعیین شده و مقدر به کار می رود. این واژه ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

🔸 معادل فارسی: با کسی زندگی کردن / هم خانه شدن / نقل مکان کردن به خانه ی کسی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( روزمر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: درست / صحیح / خیلی / واقعاً در زبان محاوره ای: درسته، خیلی خوب، واقعاً، به جا ________________________________________ 🔸 تعریف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مطالعه روند ( Trend study ) نوعی از مطالعات تحقیقی است که به شناسایی الگوها و تغییرات تدریجی در رفتارها، نگرش ها یا شرایط در طول زمان می پردازد. این ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مطالعه روند ( Trend study ) نوعی از مطالعات تحقیقی است که به شناسایی الگوها و تغییرات تدریجی در رفتارها، نگرش ها یا شرایط در طول زمان می پردازد. این ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه پنل یا مطالعه گروهی ( Panel study ) نوعی مطالعه طولی است که در آن داده ها از یک گروه مشخص و ثابت از افراد ( پنل ) به صورت مکرر و در فواصل زمان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه پنل یا مطالعه گروهی ( Panel study ) نوعی مطالعه طولی است که در آن داده ها از یک گروه مشخص و ثابت از افراد ( پنل ) به صورت مکرر و در فواصل زمان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه کوهورت یا مطالعه گروهی ( Cohort study ) نوعی از مطالعات مشاهده ای است که در آن گروهی از افراد که دارای ویژگی یا تجربه مشترکی هستند در طول زمان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مطالعه کوهورت یا مطالعه گروهی ( Cohort study ) نوعی از مطالعات مشاهده ای است که در آن گروهی از افراد که دارای ویژگی یا تجربه مشترکی هستند در طول زمان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همدلی عاطفی یا همدلی احساسی ( Affective empathy ) به توانایی فرد برای درک و شریک شدن در احساسات دیگران گفته می شود. این نوع همدلی بیشتر به صورت واکنش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همدلی شناختی ( Cognitive empathy ) به توانایی درک دیدگاه، افکار و احساسات دیگران بدون همراهی یا تجربه مستقیم آن احساسات گفته می شود. این نوع همدلی بی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – بالینی ) :** وقتی بیمار پس از درمان یا مراقبت لازم دیگر نیازی به بستری ندارد و مرخص می شود. مثال: We treated his panc ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

سایز میک شیفت 🔸 معادل فارسی: تغییر لرزه ای / تحول بنیادین / دگرگونی عظیم در زبان محاوره ای: تغییر خیلی بزرگ، دگرگونی اساسی ______________________ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مطالعات دوقلویی / Twin studies یکی از معتبرترین روش ها برای بررسی نقش ژنتیک در بروز بیماری ها و اختلالات مانند اختلال کم توجهی - بیش فعالی ( ADHD ) ا ...