پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٢,١٣٨)

بازدید
٢٩,٧٥١
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

واوزِرز - - - 🔸 معادل فارسی: وای! / اوه! / عجب! / چه باحال! - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – واکنش ) :** ابراز شگفتی، هیجان یا تعجب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: نزدیک ماندن / اطراف چیزی پرسه زدن / در حوالی بودن و ترک نکردن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( ادبی – توصیفی ) :** اشاره به کسی یا چ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: سندرم لارون / کوتاه قدی ناشی از عدم حساسیت به هورمون رشد - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – ژنتیک ) :** اختلال نادر ارثی که د ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: زنده کردن موضوع قدیمی / بالا آوردن تاپیک مرده / احیای رشته ی قدیمی 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – انجمن ها ) :** وقتی کاربری یک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

Original Poster ( OP ) 🔸 معادل فارسی: نویسنده ی اصلی / آغازگر بحث / کسی که اولین پست را گذاشته - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – انجمن ها ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: آغازگر رشته / شروع کننده ی بحث / کسی که موضوع را باز می کند - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – انجمن ها ) :** کاربری که اولی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: زیرانجمن / بخش فرعی انجمن / تالار فرعی - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – ساختار انجمن ) :** بخشی از یک انجمن اینترنتی که به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: ذهن جمعی / ذهن کندویی / تفکر گروهی یک دست - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اجتماعی – گروهی ) :** وضعیتی که افراد یک گروه مثل یک ذهن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: حمله ی انکار سرویس / حمله ی محروم سازی از سرویس در زبان محاوره ای: حمله سایبری که باعث میشه سایت یا سرویس از کار بیفته - - - ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: شرایط استفاده / قوانین استفاده / مقررات خدمات - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – رسمی ) :** مخفف *Terms of Service*؛ مجموعه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: انسجام درونی / همبستگی داخلی / وحدت درونی - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اجتماعی – گروهی ) :** وضعیتی که اعضای یک گروه یا جامعه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"cloud - seeding" به عنوان یک تکنیک اصلاح آب و هوا است که شامل افزودن مواد خاص به ابرها برای تحریک و افزایش بارش می شود. ### تعریف کلی - بارور کردن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: پرحرفِ بی محتوا / وراجِ بی وقفه / کسی که مدام حرف های بی معنی می زند - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رفتاری – گفتاری ) :** فردی که ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: ورّاج / پرحرف / کسی که بی وقفه و بی محتوا حرف می زند - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رفتاری – گفتاری ) :** فردی که مدام و بی وقفه ح ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: پایان دادن / خداحافظی کردن / تأیید نهایی / قطع ارتباط - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رسانه ای – ارتباطی ) :** پایان دادن به یک برن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

این اَب سِنشیا 🔸 تعریف ها: 1. ( حقوقی – رسمی ) : وقتی حکمی یا تصمیمی درباره ی فردی صادر می شود در حالی که او در جلسه یا دادگاه حضور ندارد. مثال: ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به گونه ای از حیوانات وحشی گفته می شود که برای شکار، معمولاً به منظور استفاده از گوشت، پوست، پر یا به عنوان تفریح و ورزش شکارچیان، شکار می شوند. این ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

همه چیزخوار یا omnivore به موجوداتی گفته می شود که قادر به استفاده از منابع غذایی گیاهی و حیوانی هستند. این موجودات برخلاف گوشت خواران ( که تنها گ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه "slinker" به معنای کسی است که به آرامی و به طور مخفیانه حرکت می کند یا می خزد. این واژه از فعل "slink" گرفته شده است که به معنی راه رفتن یا حرکت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

pouncer یعنی فرد یا حیوانی که با سرعت و غافلگیری به چیزی حمله می کند یا غرش می زند. این واژه می تواند به معنی شکارچی یا کسی که خیلی سریع فرصتی را ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: پرسه زن مشکوک / مزاحم / دزد شبانه / کسی که بی اجازه پرسه می زند - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( امنیتی – پلیسی ) :** فردی که بی اجا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: سرگردان / پرسه زن / آواره - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رفتاری – حیوانات/انسان ها ) :** کسی یا موجودی که آزادانه و بدون مقصد مش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

صفت 🔸 معادل فارسی: کند و سنگین / آهسته و خسته کننده / بی روح و یکنواخت - - - 🔸 تعریف ها: ( رفتاری – حرکت ) :** حرکت آهسته، سنگین و بدون ان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: خیلی کُند / لاک پشتی / آهسته و بی حرکت - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رفتاری – سرعت ) :** توصیف چیزی یا کسی که با سرعت بسیار پایین ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: آدم کُند / تنبل / کُندکار / بی حال - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رفتاری – کاری ) :** لقبی برای کسی که کند، بی انرژی یا تنبل است و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

### 🔸 معادل فارسی دریایی از احساسات / غرق در احساسات / موجی از عواطف - - - ### 🔸 تعریف ها 1. ** ( ادبی – استعاری ) :** اشاره به وضعیتی که ف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٧

🔸 معادل فارسی: غیررسمی / راحت / ساده / بی تکلف - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( لباس – سبک پوشش ) :** اشاره به پوششی ساده، غیررسمی و راحت، در مقاب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تفاوت اصلی بین Banker و Bank teller در نقش و مسئولیت های آن ها است: - Banker معمولاً به افرادی اطلاق می شود که در بانک نقش کلی تر و مدیریتی یا مشاو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ای وای! / آخ! / اه! / لعنتی! ( اما با بار ملایم تر و غیر توهین آمیز ) - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – جانشین ناسزا ) :* ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

صفت 🔸 معادل فارسی: داغون / ویران / خراب و فرسوده / از کار افتاده - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اشیاء ) :** چیزی که ظاهرش فرسوده، آس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: تمرکز افراطی / غرق شدگی ذهنی / اشتغال ذهنی شدید - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( روان شناختی – عمومی ) :** وضعیتی که فرد به طور افر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: حمله ی روان پریشی / رویداد روان پریشی - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – بالینی ) :** یک دوره ی مشخص و محدود از روان پریشی که ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی هم تجربه / همیار بهبودی - - - ### 🔸 تعریف ها 1. ** ( اجتماعی – حمایتی ) :** فردی که تجربه ی شخصی از اعتیاد و بهبودی دارد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی بهبودی نسبی / فروکش کردن علائم / دوره ی خاموشی بیماری - - - ### 🔸 تعریف ها 1. ** ( درمانی – اعتیاد ) :** مرحله ای که فرد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دی لَپیدهِیت - - - 🔸 معادل فارسی: ویران کردن / خراب کردن / فرسوده ساختن / از بین بردن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( ساختمانی – فیزیکی ) :** ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: مربی پرهیز / مربی هوشیاری / راهنمای پرهیز از مصرف ( حرفه ای – تمرکز بر پرهیز ) : فردی که به طور تخصصی افراد را در حفظ پرهیز از مصرف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: مربی بهبودی / راهنمای بهبودی ( حرفه ای – راهنمایی ) : فردی که با استفاده از مهارت های مربی گری، افراد در حال بهبودی را برای تعیین اه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

( حرفه ای – حمایتی ) : فردی که با استفاده از تجربه ی شخصی خود در مسیر بهبودی از اعتیاد، دیگران را در مسیر مشابه همراهی می کند. مثال: Peer recovery ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: زیاد حرف زدن / پرچانگی کردن / کسی را با حرف خسته کردن در زبان محاوره ای: مغزشو خورد، هی حرف زد - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: فوری می رسم / الان میام / در یک لحظه حاضر می شم - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( زمانی – خیلی سریع ) :** قول دادن به حضور یا انجام ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: پرسه زدن / بی هدف گشتن / ول گشتن / این طرف و آن طرف رفتن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( حرکتی – بی هدف ) :** وقتی کسی بدون مقصد مش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: رقصیدن / خوش گذرانی کردن / با موسیقی تکان خوردن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( موسیقایی – رقص/پایکوبی ) :** وقتی کسی با موسیقی ( ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: راهنمایی کردن / نشان دادن / دور و بر را معرفی کردن در زبان محاوره ای: چرخوندن، دور و بر رو نشون دادن، راه انداختن - - - 🔸 تع ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ناگهان وارد شدن / سر زدن / سریع وارد شدن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( حرکتی – ورود ) :** وقتی کسی یا چیزی ناگهان وارد مکانی می ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به بازداشت و حبس فرد توسط دولت بدون رسیدگی قضایی، محاکمه یا اعلام اتهام گفته می شود. این نوع بازداشت معمولاً برای دلایل امنیتی، مبارزه با تروریسم، کن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: مورد بازخواست قرار دادن / سرزنش کردن / مسئول دانستن / به حساب کشیدن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( انتقادی – رسمی ) :** وقتی کسی ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: سرجایش نشاندن / ادب کردن / محدود کردن / نشان دادن حد و مرز - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( انتقادی – اجتماعی ) :** وقتی کسی با رفتا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: به شدت سرزنش کردن / دعوا کردن / توبیخ شدید / حسابی پرخاش کردن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( انتقادی – شدید ) :** وقتی کسی با کلما ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: سرزنش کردن / دعوا کردن / توبیخ کردن / حسابی گوشمالی دادن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( انتقادی – رسمی ) :** وقتی کسی ( معمولاً مق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: انتقاد کردن / صریح گفتن / اعتراض کردن / حرف دل را رک گفتن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( انتقادی – منفی ) :** وقتی کسی با عصبانیت ...