پیشنهادهای کاردۆ / Kardo (١,٥٢٥)
مُبارِزەیِ طَبَقاتی: پیکارِ میان - تودەای
آغا: ۱. آقا، کدبان، مرد ۲. ( نارایج ) زن، بانو، کدبانو ۳. ( نارایج ) خواجه، بیخایه، بیتخم، مردِ نازا/سِتُروَن
مُتِعَجِّب: شگفت - زده، سرگشته، خیرەشده، مدهوش، مات - شده، هاج - و - واج، دهان - دره
دَر شُرُفِ وُقوع بودَن: در آستانەیِ رویدادن، نزدیک به رویدادن، در نزدیکیِ رخداد بودن، در روندِ / فرایندِ رخدادن، در پیش بودن، نزدیک بودن
آکت، اَکت: ۱. ( در سینما، تلویزیون و نمایشخانه ) پرده ۲. کار، فرمان؛ رفتار ۳. پیمان ۴. قانون، دات، فردید
حالی به حالی: دگرگون؛ برانگیخته، داغ
قَطعِ رابِطه کَردَن: پیوندزدایی کردن، از کسی بریدن، همنشینی / دوستی / رفت و آمد نکردن؛ همکاری نکردن، دست از همکاری کشیدن، به همکاری پایان دادن
مُجَهَّز کَردَن: با - سازوبرگ / سازوبرگدار کردن، سازوبرگ دادن، آماده کردن، آمادن، آراسته کردن، آراستن، دارنده / دارا کردن، بسیج کردن، بسیجیدن
چراغی که به خانه رواست، به مزگت نارواست.
وَحشَت - زَده: ترسیده، هراسیده، بیم - زده، دهشت - زده؛ نگران، دلواپس، دچارِ دلهره
اَنتِرن، اِنتِرن: ١. دانش - آموزِ شبانەروزی ۲. کارآموزِ پزشکی
آفِل: ۱. فرورونده، فروشونده؛ پایینرونده، اُفترونده ۲. ناپدیدشونده
آلطونِ عُلیا: زرینه یِ بالا
آلَتِ نَقّاله: گوشەسنج
آپزمان: فرونشست
( در ورزش ) تیمِ/گروهِ کشوری
دَر شُرُفِ مَرگ بودَن: در آستانەیِ / در روندِ / نزدیک به مرگ بودن
اَثاث - کِشی: جابەجایی، باروبنەکِشی، کاچالکِشی، کوچ
آسِ عَصّاری: خَراس، آسیابِ روغنگیری
تَسلیم بودَن: بنده و بردەیِ / پیروِ / فرمانبردارِ / فرمانبر / گوش بەزنگِ / گوش بەفرمانِ / رامِ کسی بودن
آرکاد، آرکِید: بازارچه، تیمچه
آسپِرین، آسپیرین: دردزُدا، دردبر
تَحتِ شَرایِطِ بَرابَر: در زمانِ برابر، در روالِ برابر
حاضِرجَواب: زودگو، زودپاسخ، آمادەپاسخ
مَحَلِ حادثه: رویدادگاه، رخدادگاه، پیشامدگاه
مُعاشِرَتی: انجمن - دوست، مردم - دوست، مردمی، مردمگرا، مردم - آمیز، مردم - زی، مردم - بنیاد، گروەدوست، اهلِ رفت - و - آمد، رفت - و - آمدخواه، رفت - و ...
مُرور کَردَن: ١. دوباره نگاه کردن، دوباره خواندن، بازخوانی / بازنگری / بازبینی کردن ٢. یادآوری کردن، به یاد آوردن ٣. گذشتن، گذر کردن، رد شدن؛ رفت - و ...
غیاب: ١. نهستی، نبود، نبودگی؛ ناپیدایی، ناپدیدی، ناهویدایی، ناباشندگی ٢. پنهان، پنهان - شدگی، نهان، نهفتگی
دَر حالِ اِنقِراض: رو به نابودی، در روندِ نابودی
وارِدِ جَنگ شُدَن: به جنگ رفتن، درگیرِ جنگ شدن، دچارِ جنگ شدن، جنگزده شدن
تَشییعِ جِنازه: ١. همراهیِ پیکر، بدرقەیِ مُرده / درگذشته
تَغییرِ جَهَت: دگرسویی، دگرسو شدن، دگرراهی، دگرراه شدن، دگرشِ راه، دگرشِ سو؛ کجراهەروی، کجروی، کژروی، بیراهەروی، بیراهگی، گمراهی، ازراەبەدررفتگی، چَف ...
آنژیوگرافی، آنژیئُگرافی: ( پزشکی ) رگنگاری
مَقامات: ١. جایگاەها، پایەها، پایەگان ٢. سران، سرپرستان، بلندپایەگان، دولتیان، پاسخگویان ٣. کارها، پیشەها
شیعەیِ اِثناعَشَری: شیعەیِ دوازده - امامی
مُتَّکی - بەخود: خودباور، بەخودباور، باوربەخود؛ خودباوری
آنتیتوکسین، اَنتیتُکسین: پادزهر، زهرستیز
دَر شُرُفِ بازنِشَستِگی: در آستانەیِ بازنشستگی، نزدیک به بازنشستگی، در نزدیکیِ بازنشستگی، در روندِ / فرایندِ رخدادن، بازنشسته شدن
وَعده دادَن: نوید / پیمان دادن، پیمان بستن، سوگند خوردن، پایبند بودن، دلگرمی دادن که
عَمَلیّاتی: ١. روندی، فرایندی ٢. لشکرکِشانه، سپاەکِشانه، سربازکِشانه، یورشبرانه / تازشگرانه / آفندگرانه / پیکارجویانه؛ راهبردی ٣. انجامی، انجامگرایان ...
قَبولاندَن: ١. وادار به پذیرش / پذیرفتن کردن ٢. باوراندن، پذیرفتاریدن، پایبند کردن ٣. پذیرفته / پذیرفته - شده کردن، پذیرش - شده به شمار آوردن
مُعایِنەیِ فَنّی: بازدیدِ فنی
عَقلِ سَلیم: هوشِ سالم، خردِ کامل، خردِ بیخرده
نیروهایِ مُسَلَّح: نیروهایِ تفنگدار، نیروهایِ جنگی
سَلبِ مالِکیَّت: دارایی - ستانی، زمین - ستانی، خانەستانی
وُرود مَمنوع: درون شدن / درون رفتن /درونشد / درونرفت / درونروی / تورفتن روا / قانونی نیست، رفتن به اینجا / آنجا قانونی نیست
قَبضه کَردَن: بەدست آوردن، در دست گرفتن، به دست گرفتن، فرمان به دست گرفتن، خودویژه کردن، ازآن خود کردن
آنِف: ۱. ننگدارنده ۲. فرمانبر، سربەراه، رام ۳. آهسته ۴. کسی که بینی - اش درد کند ۵. زودترین زمان ۶. پیشتر، در گذشته ۷. اکنون، این دَم، این وخت؛ امروز ...
اَز شِدَّتِ: از تندیِ، از سختیِ؛ از زیادیِ، از فراوانیِ، از بس ( کە )
به تأخیر اَنداختَن: به درنگ انداختن، به دیر انداختن، پس انداختن، به دیرتر انداختن، به درنگ واداشتن، به آینده وانهادن