پیشنهادهای کاردۆ / Kardo (١,٥٣٥)
در دست بررسی/بازبینی بودن
آتروپین: زهرگیاه
آفِل: ۱. فرورونده، فروشونده؛ پایینرونده، اُفترونده ۲. ناپدیدشونده
آسِ عَصّاری: خَراس، آسیابِ روغنگیری
آلَتِ نَقّاله: گوشەسنج
آسپِرین، آسپیرین: دردزُدا، دردبر
تَسلیم بودَن: بنده و بردەیِ / پیروِ / فرمانبردارِ / فرمانبر / گوش بەزنگِ / گوش بەفرمانِ / رامِ کسی بودن
اِرضاء کَردَن: ١. خرسندی، خرسندشدگی، خرسند کردن، خشنودی، خشنودشدگی، خشنود کردن ٢. برآوردن، بەجاآوردن، فراهم کردن ٣. [آمیزشِ جنسی] بیشترین کامجوییِ جن ...
اِرضا کَردَن: ١. خرسند کردن، خشنود کردن ٢. برآوردن، بەجاآوردن، فراهم کردن ٣. [آمیزشِ جنسی] بیشترین کامجوییِ جنسی، رُبوخه، رُبوخەشدگی، رُبوخه کردن، سی ...
مارماهی Aal *geschmeidig wie ein Aal ( sein ) فرز ( بودن ) ، چابک ( بودن ) ، چالاک ( بودن )
آپزمان: فرونشست
( در ورزش ) تیمِ/گروهِ کشوری
آرکاد، آرکِید: بازارچه، تیمچه
مَخصوصاً: ١. بەویژه ٢. آگاهانه، خودآگاه، دانسته، دیده و دانسته، خواسته، خودخواست، دستی، دستی دستی
مُستَقیم: ١. راست، سرراست، یکراست ۲. [مجاز] راست، درست ۳. ( قید ) راست، بدون خمیدگی ۴. ( قید ) بدون ایست / نگهداشتن ۵. ( قید ) [گفتاری، مجاز] بی - می ...
کُمونیست: همبهرگرا
نَفَقه: هزینەیِ خانواده، هزینەیِ زن، هزینەیِ همسر
سازمانِ مِلَلِ مُتَّحِد: سازمانِ کشورهایِ همبسته
مُرَبّی: آموزگار، آموزگارِ ورزش / ورزشی، آموزگارِ سرخانه / خانگی، آموزشگار، آموزشکار، آموزنده، آموزش - دهنده، آموزشگر، دبیر، پروراننده، پرورنده، پرور ...
مَسموم: ١. زهردار، زهرآلود، زهرآگین، زهرناک ٢. زهرخورده ٣. دچارِ آلودگیِ خوراک ۴. زیانبار، زیاندهنده، زیانده
مُلتَهِب: پرجوش - و - خروش، پرخروش، پرتب - و - تاب، پرشور، شوریده، پرهیجان، افروخته، برافروخته، سوزان، سوزنده، فروزان، آشفته؛ زبانەکِش
اَصلی: ١. راستین ٢. کانونی؛ یکمی، نخستی، نخستین، آغازین؛ مهادین، نهادی، گوهری، مادی، معنوی؛ شیرازەای، ریشەای، جمی، پایەای، بیخی، بنیانی، بنیادی، بنی؛ ...
اِقامَت: ١. ماندن، ماندگاری، زیستوری، ساکن شدگی، بودن ۲. پروانەیِ ساکن شدگی ۳. [کهنه] برپا داشتن، برپا کردن، بەجا آوردن
تَعطیلات: ١. ( دورەیِ ) دورازکار، ( دورەیِ ) آسایش ٢. سفرِ آسایشی
طاقِ نُصرَت: تاقِ پیروزی، کمانەبامِ پیروزی، گنبدِ پیروزی
طاقِ کَسریٰ: تاقِ خُسرو، ایوانِ خُسرو
حَصیر: ١. بوریا ٢. فرشِ / زیراندازِ بوریایی ٣. پهلو ۴. تنگنا ۵. زندان، بند ۶. خشن، تندخو، درشتخو
تَجویز: ( پزشکی ) نسخه، دستورِ پزشکی
حَدِّ نِصاب: اندازەیِ نیاز، اندازەیِ بسنده
مُضارِع: [دستورِ زبان] ( زمانِ ) کنون
ماضیِ اِستِمراری: [دستورِ زبان] ( زمانِ ) گذشتەیِ پیوسته
اِستِمراری: [دستورِ زبان] پیوسته، پیوستگی
طَبَقەیِ کارگَر: رستەیِ کارگر، تودەیِ کارگر
آندوسکوپی، اِندُسکُپی: ( پزشکی ) درون - بینی
بیحُوصِلِگی: ١. بیتابی، نابردباری، ناشکیبی، ناشکیبایی ۲. شتابزدگی
تَشویق: ١. شوراندن، خواهان کردن، آرزومند کردن، انگیزش، انگیزش - دهی، انگیزاندن، انگیزەدهی ۲. ستایش و دلگرمی ( دادن ) ، دلگرم کردن ؛ دست زدن برایِ
تَعارُف: ١. خوشامدگویی کردن به همدیگر؛ فراخواندن ۲. رودربایستی کردن؛ شرم کردن ۳. پذیرایی کردن ۴. [کهنه] یکدیگر را شناختن ۵. [کهنه] با یکدیگر آشنا شدن
آچمز: ۱. بازنشدنی، بازنکردنی ۲. پیش مرگ؛ ( در شترنج ) پیش مرگِ شاه، کیش بَست ۳. میخ کوب، میخ کوب شده، بی جنبش مانده ۴. زیرِ فشار ۵. سپر، نگهدار، نگهد ...
آپارتمان: ۱. ساختمان، اُشکوب خانه، چنداُشکوبه، اُشکوبدار، اپرک ۲. یگان، یگان خانه، تک خانه، یکی از خانه هایِ یک ساختمانِ چنداُشکبه
اَمر وَ نَهی: ١. ( دین ) واداشتن و بازداشتن ٢. دستور، فرمان ٣. سرکردەگری، سرپرستگری، آقابالاسری
مَرجَع: ١. سرچشمه، بنمایه، سرآغاز ٢. بازدیدگاه، بازگشتگاه ٣. سرپرست، پاسخگو، کارگذار ۴. دانایِ دینی؛ رهبرِ دینی ۵. دانشنامه
آسترولوژی، اَسترولوژی: ستاره شناسی، اخترشناسی، اخترماری
تَصریف: [دستورِ زبان] کاربرد، گردانش، کارواژەشکافی، کنشواژەگردانی
تا آگاهی دیگر/دوم، تا آگاهی دیگر/دوم در آینده
آشِ عَدَس: نسکبا
مُجَهَّز: با - سازوبرگ، سازوبرگدار، آماده، آراسته، دارنده، دارا، بسیج، بسیجیده، بسیج - شده، با، همراه با
خیابانِ اَصلی: شاهراه، خیابانِ کانونی، خیابانِ چندشاخه، پهنەخیابان
مُقَدَّماتی: یکم، یکمین، نخست، نخستین، آغازین، سرآغازین، پایه، پایەای
مَحال: ١. نشدنی، ناشدنی، انجام - ناپذیر، نبودنی ٢. اندیشه / فکرِ نادرست ٣. جاها، مکانها؛ گسترەها، قلمروها، بخشها ۴. [شهر] برزنها ۵. [کهنه] زشت ۶. [که ...
حَریم: ١. قلمرُو؛ گستره، پیرامون؛ سرا، بارگاه ٢. جایِ مقدس ٣. [کهنه، دین] نارواشده ﴿حرام - شده﴾