پیشنهادهای کاردۆ / Kardo (١,٥٣٥)
نَبض: ١. تپشِ دل ٢. تپشِ رگ، رگجُست
فِعل: ١. کار، کارکرد، کردار، رفتار، کنش، کارسازی، کارآیی، هنایش؛ پیشه؛ سرگرمی ٢. [دستورِ زبان] کارواژه، کنشواژه
مُعایِنه: ١. وارسی، بررسی، بازدید، بازرسی ٢. آزمایش، بررسیِ پزشکی ( بیمار ) ، تندرستی - سنجی، سلامت - سنجی، بیماربینی
اُوضاع: روال، کاروبار، روالِ زندگی، همەچیز
لَحن: ١. آوا، آواز، آهنگ، سدا، نوا ۲. شیوەیِ بیان، درونمایەیِ گفتار ۳. ( موسیقی ) [کهنه] آهنگِ خوانش
حُضور: ١. هستی، باشایی، باشندگی، پیشِ - رویی، پیدایی، پدیدیی، پیشگاه، درپیشگاهی، بەپیشگاەآمدگی، بودن، بودش، نزد ٢. آمادگی، فراهم بودن، تیار بودن، ( د ...
آلَتِ قَتّاله: کُشت ابزار
خیانَت: بدپیمانی، بیوفایی، پیمانشکنی، دزدی، دغلی، نادرستی، ناراستی، دغا، دغاکاری، دغاگری، خنجرزنی، ناروزنی؛ نمک - نشناسی، ناسپاسی؛ دشمنیاری
حُقوق: ١. مزد، دستمزد، کارانه، کاربها، ماهیانه ٢. جیره ٣. پاداش ۴. آزادیها، تواناییها، اختیارها، گزیرها؛ دسترسیها ۵. ( رشتەیِ ) قانونشناسی، قانوندانی ...
سَفر: نوشتن سَفَر: ١. سفر، نورد، گشت و گذار، گشت، گردشگری، گردش، گذر، گذار، رهنوردی، رهسپاری، پیمایش، بازەپیمایی، بازەشکنی ٢. مرگ سِفر: [نیز در دینِ ...
طَبَقِ اِخلاص: سینیِ بی - آلایشی، کمکِ بدونِ چشم داشت
حادّ: ١. سخت، دشوار؛ پیچیده، بغرنج؛ ناگوار، مرگبار ۲. برنده، تیز ۳. بی - چون - و - چرا، سددرسد، سددرسدی ۴. رخنەگر، رخنەکننده، کارساز، کارآمد ۵. تند، ...
تَصویر: ١. نما، نقش، نگار، نگاره، سیما، شکل، دیس، فرتور ٢. تندیس، پیکر ٣. نگارکِشی، نگارسازی، نگارگری، نقشنگاری، نماسازی؛ چهرەکِشی، چهرەسازی، چهرەگری
سَدّ: ١. آبگیر، آببست، آببند، بند، بنداب ٢. راەبند، راەگیر، جلوگیر، جلودار، بازدارنده؛ جداگر، جداکننده؛ مرز ٣. بستن، بند آوردن
اِقدامات: ١. گامبرداریها، گامگذاریها؛ گامها؛ کوششها؛ پیشرویها ٢. کنشها، کارها، رفتارها ٣. دلیریها ۴. آغازها، پرداختنها، دست - بەکارشدگیها، پاپیشگذاری ...
آیرودینامیک: ۱. هواپویا، هواپویایی، هواجُنبی ۲. هواپویاشناسی
با کَمالِ مِیل: با دل و جان
شَبَکه: ١. [رادیو و تلویزیون] کانال؛ ایستگاهِ رادیویی / تلویزیونی / رادیو - تلویزیون ٢. تور؛ تورِ شکاری، تورِ ماهیگیری ٣. سازمان؛ گروه ۴. پنجرەیِ تور ...
تَسلیم شُدَن: تن ( در ) دادن، سپر انداختن، وا دادن، گردن نهادن، کوتاه آمدن، لُنگ انداختن
اِملا: گفتارنویسی، گفتەنگاری، درستنویسی
اَعلیحَضرَت: ١. همایون، والاسرور، والاگوهر، سرور، برترِ پیشگاه، بزرگِ پیشگاه، پیشگاهِ والا، والاشهریار ٢. سرورم، سرورِ من، والاگوهر، والاشهریار
اِحاطه: ١. فراگیری، پیرامونگیری، دربرگیری، دورگیری، راەگیری، رهگیری ٢. مهارت، چیرگی
عَمَلیّات: ١. روند، فرایند ٢. لشکرکِشی، سپاەکِشی، سربازکِشی، یورش، تازش، آفند، پیکار، کارزار ٣. راهبرد
جَرّاح، کاردپزشک، تَنشکاف درمانی، بازسازِ پزشکی
مُسابِقه: چالش، بازی، همتازی، همآورد، آورد، زورآزمایی، پیکار، پیشی، پیشجویی؛ آزمون، آزمایش
تَشبیه: مانندپنداری، همگونپنداری، همجورپنداری، برابرپنداری، همشکل - پنداری، یکسان - انگاری، همجورانگاری، برابرانگاری، برابرپنداری، مانندسازی، مانانید ...
وَصله: پینه، پاره، تگل
آلِرژی: زودکُنشی، خدشەپذیری، کارسازپذیری، هنایشپذیری، سُهندگی، سِتُرسایی
باطِل کَردَن: پس گرفتن، براندازی کردن، برانداختن، برافکنی کردن، برافکندن، از - میان - برداشتن، از میان بردن، دور ریختن، نامعتبر کردن، بەهم زدن، بیهود ...
ترافیک: [بەویژه در رانندگی] ١. رفت - و - آمد ٢. راەبندان ٣. تنیدگی
اِستِطاعَت: ١. توانایی، نیرو ۲. سرمایه، توانگری ۳. ( اسلام ) نیرو و توانایی برایِ انجامِ برخی از دستورهایِ دینی
طَفره: ١. خیز برداشتن، جَست، پرش، گریز ۲. کوتاهی، درنگ، دیرکرد، امروزوفرداکاری، این شاخه به آن شاخه پریدن، سردوانی، بهانه، سستی ٣. ترابریِ / گسیلِ / ...
مَصدَر: [دستورِ زبان] بُنواژه، ستاک
تَخفیف: ١. سبک کردن ۲. کاستن، کم کردن، کاهش دادن، کاهش، پایین - آوری، اُفت، کمشدگی ۳. کاهشِ بها، کاهشِ نرخ، بهاکاهی، نرخشکنی ۴. [دبی، دستورِ زبان] کو ...
آمِره: ( جنسِ مادینه ) دستوردهنده، فرماندهنده، فرمانده، فرماینده، فرمانپاد، فرمانبُد، فرمایش - کننده؛ کارفرما
اِسرافکار: وِلهَزینه، گزافکار، گزافەکار، هدردهنده، ریخت - و - پاشگر
تَشویق کَردَن: ١. شوراندن، به شور آوردن، خواهان کردن، آرزومند کردن، انگیزش، انگیزش - دهی، انگیزاندن، انگیزەدهی، نیرو دادن ۲. ستایش و دلگرمی ( دادن ) ...
عَصَبی: ١. وابسته به رگ و پِی ٢. فکری، روانی، درونی ٣. ازکورەدررفته، بەجوش - آمده، آمپرچسبانده، خون - بەجوش - آمده، بەسیمِ - پایان - زده، تندخو، تندم ...
صَلاح: ١. نیک - اندیشی، نیکبینی، نیکخواهی ۲. نیکوکار شدن ۳. [دربرابرِ تباهی] نیکی، خوبی، نیکوکاری، درستی ۴. [کهنه] نیک شدن، نیکو شدن ۵. آشتی، سازش ۶. ...
اِجرا، اِجراء: ١. انجام، انجامدهی، انجامرسانی، پیشبری، پیشبرد، بەجاآوردن، کاربرد، کاربست، بەکاربستن، کارگزاری؛ برگزاری؛ نقش - آفرینی، بازیگری؛ نمایش، ...
جَلبِ تَوَجُّه: آگاه کردن، واکشیدن، واکشی، توی چشم خوردن، به چشم آمدن، به نگر آمدن، چشمگیر بودن/ شدن، خودنمایی
سَفیر: ( سیاسی ) نماینده، فرستاده
آنزیم: ( کیمیا، زیست - شناسی ) زیمایه، کنشگر
اِعتِصاب: پرهیزش ١. دست - ازکارکِشی، کارپَرهیزی، سرپیچی در کار، نافرمانیِ کاری ٢. خوراکپَرهیزی
خُصوصی: فردی، خودویژه، ویژگانی؛ پنهانی، خودمانی؛ نادولتی، مردمی
بی - تَوَجُّه: سربەهوا، بی فکر، ولنگار، سادەانگار، سستکار، فراموشکار، ناهشیار، بی بندوبار؛ شلخته
آلاچیق، آلاچُق: آلونک ۱. سایبان، سراپرده، شاەنشین، تاژ، تارُم ۲. کَپَر، کوخ، کومه، خانەیِ تارُمی، کلبه یِ چوبی ۳. باغ، پرچینگاه
مُشَوِّق: انگیزەدهنده، دلگرمکننده، امیددهنده، آرزومندکننده، بەشورآورنده
اَشخاص: کسان، کسانی ( که ) ؛ مردم، گروه، باشندگان
اِنتِقال: ۱. جابەجاییِ کسی / چیزی ۲. جابەجا شدن ۳. گسترده شدن، پخش شدن، واگیر شدن ۴. ( همزیستگاەشناسی ) جابەجاییِ / واگذاریِ سامانەیِ مردمی ۶. ( ریاض ...