پیشنهادهای کاردۆ / Kardo (١,٥٢٥)
دور از شما، دور از همه، دور از همگی
صیغه: ١. زناشوییِ / همسرگیریِ کوتاەزمان ۲. [نام، صفت، مجازی] زنِ / همسرِ کوتاەزمان ۳. [نام، ادبی، دستورِ زبان] ریخت، شکل، دیسه ۴. ( نام ) ( دینشناسی، ...
آنتراکت: ( نمایشخانه، سینِما ) میانپرده، آرامه
ماضیِ نَقلی: [دستورِ زبان] ( زمانِ ) گذشتەی رسا / پایان - یافته
لَحاظ کَردَن: ١. دیدن، نگاه کردن، درنگریستن، نگریستن ٢. گُنجاندن، جا دادن، آوردن، گذاشتن، نام بردن، به شمار آوردن
١. نشانِ مرزی، مرزنما؛ سنگ چین ٢. راهنما، نشان، نشانه، نشانگرِ زیستگاهی / دست - ساخت، سازەیِ زیستگاهی / دست - ساخت ٣. رویداد برجسته، دگرش بزرگ، چرخشگ ...
واکِشیدەشدگی، ربودەشدگی
اِستِعداد: توانایی، توانش، درونداشت، هوش، تیزهوشی، آمادگی؛ شایستگی
اِطِّلاعات: دادەها، دروندادها، دانشها، دانستەها، خبرها، آگاهیها
حالَت: روال، روند، فرایند، دوره، زمانه، شکل، توان، سروسامان، اَستِش، کنونه، فتن، سان، چونی، چند و چونی، چگونگی
شَخصیَّت: ١. منش، درون؛ کردار، رفتار ٢. چهره، کس، فرد ٣. فرد بودن، فردبودگی
مُعَیَّن: ١. نشان - شده، آشکارشده، نشانزد؛ گزینش - شده، برگزیدەشدە؛ گماشتەشدە؛ هکانیده ٢. [دستورِ زبان] شناختەشده مُعِین: یار، یاور، یاریدهنده، کمککن ...
اِجازه: پروانه، رواداشت، روادید، گذاشتن، هِشتن؛ همسویی؛ توانستن
( خودرو، ترَن، هواپیما، کَشتی و دیگری ) کارگاهِ بازسازی، کارگاهِ نوسازی
سَقف: ١. بام، زیربام، پشت - بام، آسمانه، اُشکوب، پوشش، رویه ٢. تاق، تاقبام ٣. بالاترین، بیشترین
اِعلامیه: بیاننامه، آگاهینامه، بانگنامه، پخشنامه، جارنامه، آگهینامه
سَنَد: گواهی، گواه، برگه، پنچاک، بنچک، پیمان، پیمان - نامه، دستک، دبیزه، تزده
مُحاصِره: ١. فراگیری، پیرامونگیری، دربرگیری، دورگیری، راەگیری، رهگیری، شهربندان، دژبندان، خانەگیری، دشمن - گیری
قُرُق: ( قانونِ ) پیشگیری از رفت - و - آمد
قاطِع: بی - چون - و - چرا، برنده، برا، برشمند، تند و تیز، جداکننده، جداگر؛ دگرناپذیر، دگرش - ناپذیر؛ استوار، پابرجا، بااراده؛ سددرسدی
اِستِطاعَتِ مالی: تواناییِ دارایی، توانایی پولی، توانگری
جِبهه: ١. ( جنگی ) مرزِ جنگ، میدانِ جنگ، آوردگاه، رزمگاه ٢. ( سیاسی ) تودەیِ / گروهِ / سازمانِ پیکارجو ٣. ( هواشناسی ) برخوردگاهِ ( دو تودەیِ ) هوایِ ...
آتی: آینده، درپیش؛ دیگر، دیگری، سپسین
آن: آن، دَم، گاه، هنگام، اندک - زمان، اندک - وخت، لَخت
اِمتیاز: ١. برتری، برجستگی، خوبی، سود؛ نمره؛ بخشش ٢. پروانه، پروانەیِ بهرەبرداری / درآمدزایی / کار ٣. جداگانگی، نایکسانی؛ جداسازی
عَمداً: آگاهانه، خودآگاه، دانسته، دیده و دانسته، خواسته، خودخواست، دستی، دستی دستی
آوانس: ۱. ( بازی، فوتبال ) نادیدەگیری، چشمپوشی، گذشت، بخشش ( از اشتباه و قانونشکنی در بازی ) ؛ زمان ، زماندهی، شانس، شانس - دهی، بخشش ۲. پیشپرداخت، پ ...
ضِدِّآب: آب - ستیز، آبزُدا، پادآب
شهروندی
اِنشا: ١. نوشتۀ ادبی، نوشتار، گفتارنامه ۲. ( نامِ بنواژه ) آموزش نویسندگی؛ نگارش ۳. نویسندگی ۴. ( نامِ بنواژه ) آفریدن، پدید آوردن ۵. ( نامِ بنواژه ) ...
مَدعُوین: مهمانان، میهمانان، مهمان - شدگان، مهمان - شوندگان، فراخواندگان، فراخواندەشدگان
ظَرف: ١. دیگ، در، تشت، کاسه، دوری، تابه، تابَک، باردان؛ گنجه، گنجانه، آوند، ( در آمیختگی ) - دان، - دانی ٢. ( زمان ) بازە
آل: ۱. دوده، دودمان، خاندان، تیره؛ خویشان، خویشاوندان، بستگان؛ تبار ۲. ( از باورهایِ مردمی ) زائوترسان، هستندەای خیالی ۳. سراب، کوراب، شورەزار، آب نم ...
اِرتِکاب: ١. آغازگری، آغازکنندگی، آغازندگی؛ سرگرم - شوندگی ٢. سوارشوندگی ٣. برنشینندگی ۴. سازندگی، فراهم - آوری، فراهم - آورندگی، زایندگی، زایایی ۵. ...
آشغال: ۱. خاشاک، خاکروبه، آخال ۲. به - دردنخور، بنجل، نابه - کار، پرتکردنی، افکندنی، دورریختنی ۳. [ناسزا] ( فرد ) بی - ارزش و پست
عَمَل: ١. کار، کردار، رفتار، کنش ٢. ( پزشکی ) جَرّاحی، کاردپزشکی، تَنشکافیِ درمانی / بیمار، بیمارشکافی، بازسازیِ پزشکی
کامِل: رسا، پُر، همەگیر، فرگشته، درست، پایان - یافته، بیرخنه، بیخرده، بُوَنده، آکنده، آرسته، انجام - یافته، اسپور
تَصادُف: برخورد، برخوردن، برخورد کردن، دچار رویداد رانندگی شدن
شَهوَت: ١. تَنکامگی، زنبارگی، مردبارگی، آمیزشجویی، آمیزشخواهی، آمیزشرانی، آمیزشپرستی، تَنجویی، آرزویِ جنسی، کامجویی ٢. فزونخواهی، افزونخواهی ٣. آزمند ...
مَعاف: [خدمتِ سربازی، سرانه] بخشوده
طَبَقه ١. پله، درجه ۲. ( مردم ) توده، گروه، دسته، رسته، رده ۳. ( خانه، ساختمان، ساختار، سازه ) اُشکوب، اُشکوبه ۴. ( زمین - شناسی ) چینه ۵. دسته، گروه ...
مَنظور: خواست، خواسته، آرمان، نگاه، انگیزه
نَبض: ١. تپشِ دل ٢. تپشِ رگ، رگجُست
فِعل: ١. کار، کارکرد، کردار، رفتار، کنش، کارسازی، کارآیی، هنایش؛ پیشه؛ سرگرمی ٢. [دستورِ زبان] کارواژه، کنشواژه
مُعایِنه: ١. وارسی، بررسی، بازدید، بازرسی ٢. آزمایش، بررسیِ پزشکی ( بیمار ) ، تندرستی - سنجی، سلامت - سنجی، بیماربینی
اُوضاع: روال، کاروبار، روالِ زندگی، همەچیز
لَحن: ١. آوا، آواز، آهنگ، سدا، نوا ۲. شیوەیِ بیان، درونمایەیِ گفتار ۳. ( موسیقی ) [کهنه] آهنگِ خوانش
حُضور: ١. هستی، باشایی، باشندگی، پیشِ - رویی، پیدایی، پدیدیی، پیشگاه، درپیشگاهی، بەپیشگاەآمدگی، بودن، بودش، نزد ٢. آمادگی، فراهم بودن، تیار بودن، ( د ...
آلَتِ قَتّاله: کُشت ابزار
خیانَت: بدپیمانی، بیوفایی، پیمانشکنی، دزدی، دغلی، نادرستی، ناراستی، دغا، دغاکاری، دغاگری، خنجرزنی، ناروزنی؛ نمک - نشناسی، ناسپاسی؛ دشمنیاری