پیشنهادهای learner (٧,٢١٥)
شخم زدن و زیر و رو کردن خاک تاکستانهای انگور در اوایل بهار را می گویند .
theo : خدا
topo : مکان philia : دوستدار
topophilia : دوستدار یک مکان خاص ، یک شهر ، یک خانه ، . . . .
zucchini noodle
slam dunk case : در حقوق به نقل از جناب آقای کتابدار : یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به پرونده یا موقعیتی اشاره دارد که بسیار آسان، واض ...
همچنین مدخل های drive a wedge drive a wedge between drive a wedge between somebody
کون لیسی کردن خودمون
مراجعه شود به مدخل lick into shape
ریشه : عدد ۹ در انگلیسی نماد کامل و بی عیب و نقص است . مثل ما که می گوییم فلانی ۷ قلم آرایش کرده . ۷ آسمون را بگردی مثل او پیدا نمی کنی . ۷ شبانه روز ...
همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد
همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد
همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد
the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز
ریشه : عدد ۹ در انگلیسی نماد کامل و بی عیب و نقص است . مثل ما که می گوییم فلانی ۷ قلم آرایش کرده . ۷ آسمون را بگردی مثل او پیدا نمی کنی . ۷ شبانه روز ...
چُس پِسّا کردن یه اصطلاحه . معنی آن اینه که از کاه کوه درست کنی وساعتها روی موضوع کوچکی جَرّ و بحث کنی . "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن ...
چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست
چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست
چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست
چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست
put down to : به حساب چیزی گذاشتن i put it down to experience :معنی تحت الفظی : من آن را به حساب تجربه می گذارم . درس عبرت شد
antonym of explicit tacit or explicit : ضمنی یا صریح
pinch : یک معنی : ( وضع ) فوق العاده، ابر روال، ( وضع ) اضطراری، ناچاری، درماندگی، دست تنگی، مشقت، سختی، کمبود، در مضیقه بودن، در تنگنا بودن، کمبود د ...
pinch : یک معنی : ( وضع ) فوق العاده، ابر روال، ( وضع ) اضطراری، ناچاری، درماندگی، دست تنگی، مشقت، سختی، کمبود، در مضیقه بودن، در تنگنا بودن، کمبود د ...
back : یک معنی : به پشت رفتن یا بردن، عقب رفتن یا بردن
fly in the soup : مگس در سوپ هرچیزی که [مثل مگس که در سوپ می افتد ]، ارزش یا کارآیی چیز دیگری را کم می کند
به نقل از جناب آقای کتابدار : get off on the wambly foot : یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه در گویش بریتیش ) شروع کردن به اشتباه، از ابتدا در ...
crackerjack : معنی: چیز بسیار عالی، ادم بسیار خوب معانی دیگر: ( امریکا - خودمانی ) ماهر، زبده، زبردست، عالی، آدم زرنگ، humdinger : چیز بسیار عالی، ( ...
pass out : منتشر کردن
مراجعه شود به مدخل : out of one's hair
مراجعه شود به مدخل : drink in
به نقل از جناب آقای کتابدار : without equivocation : بدون هیچ ابهامی، صریحاً، بدون دوپهلوگویی یا قاطعانه. این عبارت زمانی استفاده می شود که کسی ب ...
( عامیانه ) منفعت شخصی داشتن، نظر داشتن، به فکر جیب خود بودن به نقل از جناب حاجی طرخانی : ( اصطلاح ) : داشتن یک عقیده خشک و بی مدرک شخصی در مورد ...
( عامیانه ) منفعت شخصی داشتن، نظر داشتن، به فکر جیب خود بودن به نقل از جناب حاجی طرخانی : ( اصطلاح ) : داشتن یک عقیده خشک و بی مدرک شخصی در مورد ...
high horse : مغرور، پر افاده
dismount : پیاده شدن high horse : مغرور، پر افاده
به نقل از جناب آقای کتابدار : all sewed up : تکمیل شده، مرتب شده، حل شده یا تضمین شده. این عبارت زمانی استفاده می شود که یک کار، پروژه یا توافق ب ...
sew up : معنی: درز گرفتن، دوختن معانی دیگر: 1 - دوختن و بستن، دوختن و پوشاندن 2 - ( عامیانه ) حتما برنده بودن، با موفقیت به انجام رساندن 3 - منحصر ک ...
به نقل از جناب آقای کتابدار : [سوار بر موج موفقیت کسی شدن یا از شهرت و موفقیت دیگری استفاده کردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی به جای تل ...
به نقل از جناب آقای کتابدار : [ ride on someone's coattail : سوار بر موج موفقیت کسی شدن یا از شهرت و موفقیت دیگری استفاده کردن. این عبارت زمانی ا ...
به شکل take a toll هم میاد toll : ضایعه ، تلفات، خسارت ( خسارات ) ، زیان، تعداد خسارات ، تعداد تلفات جنگی
به شکل take its toll هم میاد . toll :یک معنی : ضایعه ، تلفات، خسارت ( خسارات ) ، زیان، تعداد خسارات ، تعداد تلفات جنگی
secretary general : دبیر کل under secretary general : معاون دبیر کل
baton : یک معنی باتون : میزانه ( که رهبر دسته ی موسیقی در دست می گیرد ) , میله ی فلزی توخالی که پیشگام دسته ی موسیقی مارش نظامی در دست می گیرد و با آ ...
up one's alley راست کار کسی بودن
drawn up in duplicate : تنظیم شده در دو برگ
replenish the coffer : خزانه را دوباره پر کردن
replenish the coffer : خزانه را دوباره پر کردن
در زمانهای قدیم خانم ها برای تجدید آرایش به دستشویی می رفته اند . برای مودبانه سازی عبارت دستشویی رفتن *euphemism* آن را به این شکل تغییر داده اند . ...
در زمانهای قدیم خانم ها برای تجدید آرایش به دستشویی می رفته اند . برای مودبانه سازی عبارت دستشویی رفتن *euphemism* آن را به این شکل تغییر داده اند . ...