تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شخم زدن و زیر و رو کردن خاک تاکستانهای انگور در اوایل بهار را می گویند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

theo : خدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

topo : مکان philia : دوستدار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

topophilia : دوستدار یک مکان خاص ، یک شهر ، یک خانه ، . . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zucchini noodle

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

slam dunk case : در حقوق به نقل از جناب آقای کتابدار : یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به پرونده یا موقعیتی اشاره دارد که بسیار آسان، واض ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنین مدخل های drive a wedge drive a wedge between drive a wedge between somebody

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کون لیسی کردن خودمون

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراجعه شود به مدخل lick into shape

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه : عدد ۹ در انگلیسی نماد کامل و بی عیب و نقص است . مثل ما که می گوییم فلانی ۷ قلم آرایش کرده . ۷ آسمون را بگردی مثل او پیدا نمی کنی . ۷ شبانه روز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریشه : عدد ۹ در انگلیسی نماد کامل و بی عیب و نقص است . مثل ما که می گوییم فلانی ۷ قلم آرایش کرده . ۷ آسمون را بگردی مثل او پیدا نمی کنی . ۷ شبانه روز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چُس پِسّا کردن یه اصطلاحه . معنی آن اینه که از کاه کوه درست کنی وساعتها روی موضوع کوچکی جَرّ و بحث کنی . "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست

پیشنهاد
١

put down to : به حساب چیزی گذاشتن i put it down to experience :معنی تحت الفظی : من آن را به حساب تجربه می گذارم . درس عبرت شد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

antonym of explicit tacit or explicit : ضمنی یا صریح

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pinch : یک معنی : ( وضع ) فوق العاده، ابر روال، ( وضع ) اضطراری، ناچاری، درماندگی، دست تنگی، مشقت، سختی، کمبود، در مضیقه بودن، در تنگنا بودن، کمبود د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pinch : یک معنی : ( وضع ) فوق العاده، ابر روال، ( وضع ) اضطراری، ناچاری، درماندگی، دست تنگی، مشقت، سختی، کمبود، در مضیقه بودن، در تنگنا بودن، کمبود د ...

پیشنهاد
٠

back : یک معنی : به پشت رفتن یا بردن، عقب رفتن یا بردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

fly in the soup : مگس در سوپ هرچیزی که [مثل مگس که در سوپ می افتد ]، ارزش یا کارآیی چیز دیگری را کم می کند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نقل از جناب آقای کتابدار : get off on the wambly foot : یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه در گویش بریتیش ) شروع کردن به اشتباه، از ابتدا در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

crackerjack : معنی: چیز بسیار عالی، ادم بسیار خوب معانی دیگر: ( امریکا - خودمانی ) ماهر، زبده، زبردست، عالی، آدم زرنگ، humdinger : چیز بسیار عالی، ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

pass out : منتشر کردن

پیشنهاد
١

مراجعه شود به مدخل : out of one's hair

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مراجعه شود به مدخل : drink in

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نقل از جناب آقای کتابدار : without equivocation : بدون هیچ ابهامی، صریحاً، بدون دوپهلوگویی یا قاطعانه. این عبارت زمانی استفاده می شود که کسی ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) منفعت شخصی داشتن، نظر داشتن، به فکر جیب خود بودن به نقل از جناب حاجی طرخانی : ( اصطلاح ) : داشتن یک عقیده خشک و بی مدرک شخصی در مورد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) منفعت شخصی داشتن، نظر داشتن، به فکر جیب خود بودن به نقل از جناب حاجی طرخانی : ( اصطلاح ) : داشتن یک عقیده خشک و بی مدرک شخصی در مورد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

high horse : مغرور، پر افاده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

dismount : پیاده شدن high horse : مغرور، پر افاده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از جناب آقای کتابدار : all sewed up : تکمیل شده، مرتب شده، حل شده یا تضمین شده. این عبارت زمانی استفاده می شود که یک کار، پروژه یا توافق ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

sew up : معنی: درز گرفتن، دوختن معانی دیگر: 1 - دوختن و بستن، دوختن و پوشاندن 2 - ( عامیانه ) حتما برنده بودن، با موفقیت به انجام رساندن 3 - منحصر ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از جناب آقای کتابدار : [سوار بر موج موفقیت کسی شدن یا از شهرت و موفقیت دیگری استفاده کردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی به جای تل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نقل از جناب آقای کتابدار : [ ride on someone's coattail : سوار بر موج موفقیت کسی شدن یا از شهرت و موفقیت دیگری استفاده کردن. این عبارت زمانی ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شکل take a toll هم میاد toll : ضایعه ، تلفات، خسارت ( خسارات ) ، زیان، تعداد خسارات ، تعداد تلفات جنگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شکل take its toll هم میاد . toll :یک معنی : ضایعه ، تلفات، خسارت ( خسارات ) ، زیان، تعداد خسارات ، تعداد تلفات جنگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

secretary general : دبیر کل under secretary general : معاون دبیر کل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

baton : یک معنی باتون : میزانه ( که رهبر دسته ی موسیقی در دست می گیرد ) , میله ی فلزی توخالی که پیشگام دسته ی موسیقی مارش نظامی در دست می گیرد و با آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

up one's alley راست کار کسی بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

drawn up in duplicate : تنظیم شده در دو برگ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

replenish the coffer : خزانه را دوباره پر کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

replenish the coffer : خزانه را دوباره پر کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زمانهای قدیم خانم ها برای تجدید آرایش به دستشویی می رفته اند . برای مودبانه سازی عبارت دستشویی رفتن *euphemism* آن را به این شکل تغییر داده اند . ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زمانهای قدیم خانم ها برای تجدید آرایش به دستشویی می رفته اند . برای مودبانه سازی عبارت دستشویی رفتن *euphemism* آن را به این شکل تغییر داده اند . ...