پیشنهادهای عرفانه ص (٨١)
Resuming calls will give you short - term pleasure, but it will likely cost you long - term dignity, calm, and self - trust. It’s a bad trade ( به ...
در کارتون سیپمسون ها قسمت اولش میگه So you got dragged out here too تو را هم به زور اوردن اینجا ؟
?Do you have your keys کلید هات دستته ؟
can’t read your cursive — print it, please. من نمیتونم خط پیوسته تون را بخونم ، لطفا حروف را به صورت جداگانه بنویس
چه بلایی سرم اوردی
هر چیزی که مربوط باشه به. . در کارتون کایو Now probably you know that Caillou loves anything to do with cars, buses and trucks
I came in first place من اول شدم
شخصی که در باغ وحش وظیفه ش رسیدگی کردن به غذای حیوانات و تمیز کردن جای آنهاست
Hey, wait for me صبر کن منم بیام
اینجوری همه سود می کنند اینجوری همه برد میکنن
درد داره؟
چیزیم نمیشه
هوش متبلور، یادگیری از تجربیات و آموزه های پیشین است. وضعیت هایی که به هوش متبلور نیاز دارند شامل امتحان خواندن و درک مطلب و امتحان واژگان است. این ن ...
هوش سیال و متبلور ( انگلیسی: Fluid and crystallized intelligence ) در سال ۱۹۶۳ توسط روان شناس ریموند کتل معرفی شدند. [۱][۲] بر اساس نظریه روان سنجی ک ...
بی دل و جرات و بی اراده
a feeble - minded or contemptible person
وقتی میخواهید بگید نمیدونید چرا یه نفر کار احمقانه ای انجام داده What on earth possessed her to do it
شیر گاو
در کارتون سیمپسون ها هومر میگه : Look at me, my clothes are just hanging off me منو ببینید، لباسام واسه م گشاد شده
In teaching, I found not just a career, but a calling—one that has taught me as much about myself as I have taught my students
When it's time for my students' parents to pay for my services, their gestures are not marked by reluctance, but rather by a palpable sense of satisf ...
The satisfaction of my students' families speaks volumes
خط رو خط افتادن تلفن
قول الکی
Take years off sb ≠ put years on someone
Take years off sb ≠ Take years on sb
a princely amount of money is very large – often used humorously to mean a very small amount of money
اعتراف کردن به اشتباه یا شکست خود اعتراف کردن
عفریته شیطان
وجه اشتراک مخرج مشترک
خانم جوون خانم کوچولو خانم جوان
کسی که اهل جشن و عیاشی است
عوام
چیزهایی ناخوشایندی که واسه شما اتفاق میفته و تقصیر شما نیست. طبق دیکشنری Collins
هیچکس نمیدونه! کسی چه میدونه! خدا میدونه!
از کسی خواستن تا بهتون رحم کنند
اَه خیلی حوصله سر بر= very boring The debate was a mockery. A big yawn. خمیازه خمیازه کشیدن
در برخی موارد که فعل باشه به معنی tilt هم هست You try to tip the bus on sharp turns
A post= ( as ) deaf as a post informal completely deaf: Grandad's as deaf as a post.
Let's play school بیا مدرسه بازی کنیم Play school = مدرسه بازی
مگه سر آوردی!!!
adjective Something that is flesh - colored is yellowish pink in color.
علاوه بر آبنبات Goody gumdrops یه اصطلاح قدیمه که به معنی یه شخص سرخوش است
در کارتون سیمپسون ها میگه : I hope this experience will not sour you on the student exchange program. امیدوارم این تجربه شما را از برنامه تعویض دا ...
در کارتون سیمپسون ها میگه : Your paper thin commitment to your children sends shivers down my spine تعهدِ خیلی کمِ تو به بچه هات چهار ستون بدنمو ب ...
اینجا به معنی خیلی ناچیز یا خیلی کم در کارتون سیمپسون ها میگه : Your paper thin commitment to your children sends shivers down my spine تعهدِ خیلی ...
وضعیت خانوادگی
در کارتون سیمپسون ها میگه : Which cosmic force brought us together, Marge کدوم نیروی کیهانی ما را به هم رسوند، مارج
در کارتون سیمپسون ها میگه : Which cosmic force brought us together, Marge کدوم نیروی کیهانی ما را به هم رسوند، مارج
در کارتون سیمپسون ها میگه: Come in, my captivating one. بیا توو، دلربای من
یکی از معانیش احساس شرم و خجالت خیلی زیاد است در کارتون سیمپسون ها میگه Oh, don't squirm on my account
توی کارتون سیمپسون ها میگه : This will be a breeze if we all pitch in اگه با هم همکاری کنیم مثل آب خوردنه.
توی کارتون سیمپسون ها میگه: Does the time always drag like this? زمان همیشه اینقدر کُند میگذره؟
گروهی از مردم که شخصی را بدون محاکمه قانونی به دار آویزان میکنند. طبق دیکشنری لانگمن
در کارتون سیمپسون ها قسمتِ The telltale head میگه Let's take the head thing back to the authorities بیا این سرِ رو به مسئولین برگردونیم
با Hadi Es موافقم معنی تشویق کردن و حمایت کردن هم میدهد. چرا وقتی از جواب چیزی مطمئن نیستید دیس لایک میکنید. این کار شما دیگران را به اشتباه میندازه
صاحب میخانه میخانه چی مهمانخانه چی
Basically, a vessel is anything that can float and can be steered/moved, either by own means or by other means ( for example – if it is towed ) . o A ...
You come up against him at all اصلا باهاش برخورد داشتی؟
Her voice had become brittle صداش ضعیف و شکننده شده بود
His voice was dripping with sarcasm صداش آغشته به طعنه بود
His voice was dripping with sarcasm صداش آغشته به طعنه بود
It's a good few degrees colder here than London اینجا چند درجه بیشتر سردتر از لندن است.
a shearling gilet
Self conscious = کسی که خیلی نگران دیدگاه و قضاوت دیگران درباره خودشه Self conscious ≠Unselfconscious
کسی که خیلی نگران دیدگاه و قضاوت دیگران درباره خودشه
a never ending litany of indignities and health problems یه فهرست بلند بالای بی پایان از حقارت و بیماری
a never ending litany of indignities and health problems یه فهرست بلند بالای بی پایان از حقارت و بیماری
a never ending litany of indignities and health problems یه فهرست بلند بالای بی پایان از حقارت و بیماری
I� held� you� so� gently , �up� close� to� my �chest خیلی آروم بغلت کردم و نزدیک سینه ام نگه داشتم.
I busied myself by the log burner, stoking the fire and sorting through the basket for logs of the right size خودم را با بخاری مشغول کردم، چوب ها را ...
I busied myself by the log burner, stoking the fire and sorting through the basket for logs of the right size خودم را با بخاری مشغول کردم، چوب ها را ...
I busied myself by the log burner, stoking the fire and sorting through the basket for logs of the right size خودم را با سبد هیزم مشغول کردم، چوب ها ...
I busied myself by the log burner, stoking the fire and sorting through the basket for logs of the right size خودم را با سبد هیزم مشغول کردم، چوب ها ...
I busied myself by the log burner, stoking the fire and sorting through the basket for logs of the right size خودم را با سبد هیزم مشغول کردم، چوب ها ...
I felt a **fleeting** gratitude that I wasn't just me he looked at like that یه حس قدرشناسی زودگذر بهم دست داد که من تنها کسی نبودم که او اینجوری به ...
Her eyes darting towards the corridor چشمهایش مستقیم به راهرو دوخته شد.
? How many books do you have None چند تا کتاب داری؟ هیچی
I spoke ad lib من به صورت بداهه صحبت کردم اینجا قید است. Ali had to ad - lib because. he'd forgotten his script علی مجبور بود بداهه بگه چون متن فیل ...
بعید میدونم که عزیزِ من معنی بده