sort through

پیشنهاد کاربران

🔸 تفاوت مهم با sort out
sort through = بررسی کردن / جستجو کردن در میان چیزها
sort out = حل و فصل کردن / سامان دادن
مثلا:
I need to sort through these papers.
باید این کاغذها را بررسی و مرتب کنم.
اما:
I need to sort out this problem.
باید این مشکل را حل و فصل کنم.
🔸 معنی:
چیزهای زیادی را بررسی کردن تا چیزی را پیدا کرد
چیزها را بررسی و دسته بندی یا مرتب کردن
از میان مجموعه ای از اطلاعات، مدارک یا اشیا، موارد موردنظر را پیدا و جدا کردن
🔸 مثال ها:
I need to sort through these old documents and find the ones I need.
...
[مشاهده متن کامل]

باید این مدارک قدیمی را زیر و رو کنم و آنهایی را که لازم دارم پیدا کنم.
She spent the afternoon sorting through her clothes.
او بعدازظهر را صرف بررسی و مرتب کردن لباسهایش کرد.
The researchers are sorting through thousands of documents.
پژوهشگران در حال بررسی هزاران سند هستند.
We need to sort through the available information before making a decision.
باید پیش از تصمیم گیری، اطلاعات موجود را به دقت بررسی کنیم.

دنبال چیزی گشتن درمیان چیزهای شبیه به آن
بخصوص زمانی که در حال ترتیب دادن و سامان دادن به آنها هستید ( مثلا دنبال یک فایل خاص بین یک سری فایل، یا دنبال یک کتاب درمیان یک سری کتاب بگردید و درعین حال ترتیب هم بهشون بدید )
...
[مشاهده متن کامل]

to look for something among a lot of similar things
especially when you are arranging these things into an order:
Vicky sat down and sorted through the files.

I busied myself by the log burner, stoking the fire and sorting through the basket for logs of the right size
خودم را با بخاری مشغول کردم، چوب ها را به آتش اضاف کردم و توی سبد دنبال هیزم هایی با سایز مناسب گشتم.
I busied myself by the log burner, stoking the fire and sorting through the basket for logs of the right size
خودم را با سبد هیزم مشغول کردم، چوب ها را به آتش اضاف کردم و توی سبد دنبال هیزم هایی با سایز مناسب گشتم.
سر و سامان دادن ( مرتب کردن )
مرتب کردن
سامان دادن
از طریق مرتب سازی دنبال چیزی گشتن
از نظر گذراندن، بررسی کردن، مرتب کردن