تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

شکست خورده. ناموفق The studio planned to make a movie of the book but the deal fell through

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

کی می خواد با من بجنگه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

قوی a butch woman in a baseball cap

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

دوره ی نقاهت. بهبودی یافتن recuperate he spent eight months convalescing after the stroke

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

خستگی بعد از پرواز به کشوری دیگر و به خاطر اختلاف زمان I’m suffering from jet lag but I’ll feel better after a good night’s sleep

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

جوک کوتاه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

مقدار کمی نمک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

مشکل جزئی. تاخیر برای مدتی کوتاه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

طرحی که به زودی کامل می شود یا در حال آماده سازی است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

شوخی. سبک سری as an attempt to introduce a note of levity, the words were a disastrous flop

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

هرج و مرج. درهم بر هم she had blamed her grogginess on a helter - skelter lifestyle

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

معاشرت با افراد طبقه ی بالای جامعه He spent the first day hobnobbing with the management

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

فرسوده. پیرشده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢١

شبه جرم. ضرر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

زد و بست غیرقانونی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

لکه قرمز یا صورتی رو پوست dappled

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

جن یا روح کوچک بدجنس

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

توجه و مراقبت بیش از اندازه از کسی all her life she'd been cosseted by her family

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

ناخوانا. غیر قابل فهم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

حرکت گروهی و وحشیانه several thousand demonstrators rampaged through the city

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

اشتیاق یا احساس فراوان a letter of fervid thanks

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

پریشان. گیج he was completely flummoxed by the question

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

کار سخت و خسته کننده. مسافرت پیاده و طولانی After a day slogging away at work, I need to relax

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

بدجنسانه a puckish sense of humor

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

اتفاق افتادن. توسعه یافتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دست به کار شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

به خطر انداختن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

سر کسی را بردن. زیاد حرف زدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢١

شجاع و مصمم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

درست نتوانستن فکر کردن به خاطر مشکلی. به چیزی خندیدن She’s so funny. She cracks me up. I was beginning to think I was cracking up!

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

قانون مند و سخت گیر He is a stickler

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

طفره رفتن I always ducked out of history lessons at school.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

فرار کردن. در رفتن. زدن به چاک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

بسیار خسته

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

ابراز عشق واحساسات به طرز مسخره ای

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

پرانرژی. خوشحال. پرانرژی ebullience a sense of youthful exuberance

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

عذاب وجدان داشتن. تردید I had no scruples about eavesdropping

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

احمقانه. بچگانه you're making puerile excuses

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

سنگریزه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خط ناخوانا scrawl

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢١

صداقت داشتن. قانونی certain transactions were not totally aboveboard

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خط خطی کردن some prescriptions are a series of meaningless squiggles

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

آویزان a droopy clock

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

توده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

وقت رفتنه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

حیله گر. متقلب. شارلاتان

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

پرسه زدن. گردش He came sauntering down the road with his hands in his pockets

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

بهم ریختگی a drawer full of letters jumbled together

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

دوباره محبوب شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

با تقلید از کسی او را مسخره کردن Satire a delicious sendup of a speech given by a trendy academic