تاریخ
١٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

معصوم

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

Strips of woods ردیف های درختان

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

نه به خدا

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

حرف کسی را قطع کردن، وسط کاری پریدن و وقفه ایجاد کردن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

I breathe نفس راحتی می کشم

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سر به فلک کشیده، سر به آسمان کشیده

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

برای احتیاط

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

در حین پرواز

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

وسط پرواز

پیشنهاد
٠

اعصاب را بهم ریختن

پیشنهاد
٠

برات آشناست؟چیزی رو یادت می آره؟ برات معنای خاصی داره؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه وسایل بازی در فضای باز که در پارک هایا مراکز تفریحی وجود دارن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Birthday suit

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در برخی متن ها به معنای هشیاری است. He would have had more wherewithal throughout the whole thing than me and my parents. تمام مدت او نسبت به من و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدت ها، مدت طولانی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصنعی، ساختگی Put - upon sweetness in her voice شیرینی تصنعی در صدای او

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پررنگ Big presence حضور پررنگ

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حضور پررنگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشته ی mislead

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت قسط

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیم برق لخت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A heads - up یه تبر دادن، یه پیعام دادن، یه هشدار دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

میدان دادن به کسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به حکم غریزه، بنابه غریزه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف نداره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ در خور. . . Air - friendly: در خور سفر هوایی Army - friendly: در خور ارتش Buyer - friendly: در خور خریدار 2⃣ . . . . پسند Buyer - friendly: خری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درخورِ. . . air - friendly در خورِ سفر Armt - friendly درخور ارتش Buyer - friendly درخور خریدار . . . پسند Buyer - friendly خریدارپسند Cigar - frie ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وارد کشور دیگری شدن برای زندگی ( از دیدگاه کشور مقصد )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترک کشور ( از دیدگاه کشور مبدا ) ، مهاجرت از کشور خود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مراتب، بسیار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

۱ - قطعی، مشخص، بی تردید، بی شک ۲ - برخی، پاره ای، چند ۳ - نامی، نامدار، ملروف ۴ - خاص

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مضمونِ به این مضمون که The letter said to the effect that she was no longer needed مضمونِ نامه این بود که دیگر احتیاجی به او نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رواج دهنده ی دوری از مردان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر تقدیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتهام رانندگی در حالت مستی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دشت نعنا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنچه کسی دارد و ندارد، دار و ندار کسی If you help me, I'll give you the shirt on my back اگر کمکم کنید، هرچه دارم و ندارم ( داروندارم ) را به تو می ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱_ تعدادی، برخی، بعضی، شماری از، چند Some books are on the table. چند/تعدادی کتاب روی میز است. ۲_ وقتی بعد از آن، اسم غیرقابل شمارش بیاید: I made s ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاشت ( مصوب فرهنگستان )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کچلِ کچل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مفهومه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مادری که به تغذیه ی سالم خیلی اهمیت می دهد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدَری مسلکی، سرنوشت باوری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The staple diet قوت غالب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر هوا مساعد باشد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر فرصتی دست بدهد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It's a black out برق رفته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To be someone's everything, the reason someone smiles, their favorite person You are my yellow! تو همه چیز منی!