تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

دلواپس، نگران

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

میان وعده

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مشت نمونه ی خروار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سراغ کسی را گرفتن Everyone asks about him همه سراغ او را می گیرند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

With Half his/her/tgeir marbles عقلش/عقلشان پاره سنگ می برد یه تخته ش کمه/یه تخته شون کمه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سالمند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جوان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیرخوار Baby

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این یه دسیسه ست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

The past few days have been a blur چند روز گذشته مثل یک چشم بهم زدن گذشت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چند روز گذشته مثل یک چشم بهم زدن گذشت The past few days have been a blur

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست به دعا شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت دهنی تلفن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معصوم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Strips of woods ردیف های درختان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه به خدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف کسی را قطع کردن، وسط کاری پریدن و وقفه ایجاد کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I breathe نفس راحتی می کشم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر به فلک کشیده، سر به آسمان کشیده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای احتیاط

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حین پرواز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وسط پرواز

پیشنهاد
٠

اعصاب را بهم ریختن

پیشنهاد
٠

برات آشناست؟چیزی رو یادت می آره؟ برات معنای خاصی داره؟

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه وسایل بازی در فضای باز که در پارک هایا مراکز تفریحی وجود دارن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Birthday suit

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برخی متن ها به معنای هشیاری است. He would have had more wherewithal throughout the whole thing than me and my parents. تمام مدت او نسبت به من و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدت ها، مدت طولانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصنعی، ساختگی Put - upon sweetness in her voice شیرینی تصنعی در صدای او

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پررنگ Big presence حضور پررنگ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حضور پررنگ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشته ی mislead

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت قسط

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیم برق لخت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A heads - up یه تبر دادن، یه پیعام دادن، یه هشدار دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

میدان دادن به کسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به حکم غریزه، بنابه غریزه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف نداره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ در خور. . . Air - friendly: در خور سفر هوایی Army - friendly: در خور ارتش Buyer - friendly: در خور خریدار 2⃣ . . . . پسند Buyer - friendly: خری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درخورِ. . . air - friendly در خورِ سفر Armt - friendly درخور ارتش Buyer - friendly درخور خریدار . . . پسند Buyer - friendly خریدارپسند Cigar - frie ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

وارد کشور دیگری شدن برای زندگی ( از دیدگاه کشور مقصد )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترک کشور ( از دیدگاه کشور مبدا ) ، مهاجرت از کشور خود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مراتب، بسیار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

۱ - قطعی، مشخص، بی تردید، بی شک ۲ - برخی، پاره ای، چند ۳ - نامی، نامدار، ملروف ۴ - خاص

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مضمونِ به این مضمون که The letter said to the effect that she was no longer needed مضمونِ نامه این بود که دیگر احتیاجی به او نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رواج دهنده ی دوری از مردان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر تقدیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتهام رانندگی در حالت مستی