پیشنهادهای محمد حاجی (٥٨٦)
هماهنگی، همزیستی، آشتی
حدود و حدفاصل
مطابقت داشتن، همسان بودن، موافق بودن
به کنار نهادن چیزی یا کسی
بروز پیدا کردن، فراتر رفتن از . . . .
الحاق مجدد، ادغام مجدد، ترکیب مجدد با. . .
طرفدار کس یا چیزی بودن، به نفع چیز یا کسی بودن
شعله ور شدن مجدد، آتش افروزی مجدد، بازشعله ور شدن،
چرخه خشونت، دور باطل خشونت
A spiral of violence چرخه خشونت
پیشبرد، به پیش بردن، پیش رو
نو ظهور
دگرگونی امور یا چیزها، انقلاب ( لاتین )
خطوط، مرزها
درونی شده، نهادینه شده
تا ابتدای . . در آستانه ی . . .
تامل کردن
به این صورت به این شکل به این ترتیب
نظم حقوقی قاعده محور نظم حقوقی مبتنی بر قواعد
درجه یک سطح اول
ترویج دادن ( فعل )
انجامیدن به . . .
علم اصول
علاوه بر این
نه بلعکس، نه برعکس
دیانت، فرامعناشناسی
پیش فرض گرایی
اما همچنین، و نیز. . .
غیرر واقعی
توجه کردن، مد نظر داشتن
رها، بی مهار، بی قید و بند
a rather bold: نسبتا جسورانه
تقریبا جسورانه؛ نسبتا جسوانه
فرضی، ضد واقعی
عملکرد استدلالی
ابعاد یا زوایای پنهانی و ناشناخته یک حوزه فکری یا جغرافیایی
نقطه کور، نقطه خاکستری
استدلال حقوقی
تکراری، کسل کننده
به طور تحقیرآمیز
کسل کننده
کارآموز؛ کارورز
به ضرر یا زیان چیزی
مفروض؛ فرض شده posited principles: اصول فرض شده
نوع متفاوت؛
مرتبط؛ هم ریشه
معتقد بودن به چیزی؛ باور داشتن به چیزی
به این معنی که
پرداختن به چیزی یا کاری