to wit

/təˈwɪt//tuwɪt/

معنی: یعنی، بعبارت دیگر
معانی دیگر: به عبارت دیگر، فی المثل

بررسی کلمه

قید ( adverb )
• : تعریف: in other words; that is to say; namely.

- the bane of her life, to wit, her husband's puns
[ترجمه گوگل] فاجعه زندگی او، جناس های شوهرش
[ترجمه ترگمان] بلای جان او، به لطافت طبع، سخنان عاشقانه شوهرش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

یعنی (قید)
namely, to wit, scilicet, videlicet

به عبارت دیگر (قید)
namely, to wit, scilicet, videlicet

انگلیسی به انگلیسی

• that's to say, namely, meaning

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( رسمی ) The report highlights a major problem, to wit, the lack of funding.
گزارش به یک مشکل بزرگ اشاره می کند، یعنی: کمبود بودجه.
( حقوقی ) The contract prohibits certain activities, to wit: gambling, drinking, and fighting.
...
[مشاهده متن کامل]

قرارداد برخی فعالیت ها را ممنوع می کند، مصداقاً: قمار، نوشیدن الکل و دعوا.
( ادبی ) She had one weakness, to wit, her love for expensive shoes.
او یک ضعف داشت، به عبارت دیگر: عشق به کفش های گران قیمت.
( آکادمیک ) The theory has three components, to wit: input, process, and output.
این نظریه سه مؤلفه دارد، یعنی: ورودی، فرآیند و خروجی.

به این معنی که
در واقع
namely
مثلا، یعنی
به عبارتی