کانتورز
🔸 معادل فارسی:
• ساختار کلی، شکل اصلی، طرح کلی
• خطوط کلی، نقشهٔ کلی
• مختصات اساسی، چارچوب بنیادین
🔸 مثال ها:
"The president outlined the broad contours of his new foreign policy in a speech yesterday. "
... [مشاهده متن کامل]
رئیس جمهور دیروز در یک سخنرانی، چارچوب کلی سیاست خارجی جدید خود را ترسیم کرد.
"We have the general contours of the deal, but the details still need to be worked out. "
ما ساختار کلی توافق را داریم، اما جزئیات هنوز باید مشخص شود.
"Climate change is reshaping the contours of global agriculture. "
تغییرات اقلیمی در حال تغییر شکل اصلی کشاورزی جهانی است.
🔸 معادل فارسی:
• ساختار کلی، شکل اصلی، طرح کلی
• خطوط کلی، نقشهٔ کلی
• مختصات اساسی، چارچوب بنیادین
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
رئیس جمهور دیروز در یک سخنرانی، چارچوب کلی سیاست خارجی جدید خود را ترسیم کرد.
ما ساختار کلی توافق را داریم، اما جزئیات هنوز باید مشخص شود.
تغییرات اقلیمی در حال تغییر شکل اصلی کشاورزی جهانی است.
حدود و حدفاصل
خطوط، مرزها
نمای کلی
بخش بیرونی
جابجایی ( معدن ) ( مکانیک سنگ )