پیشنهادهای بهروز بهرامی (٧٣)
تشویق کردن ( جرات , شهامت و شجاعت دادن به کسی ) I dared him to cross the river
پر درآمد a rewarding job
مفعول حرف اضافه
حسابگر
آماده she pronounced herself fit for the match
منفعت طلب ( عبارت چند کلمه ای یا multi - word expression )
someone who is hard to deal with
ناراحت , افسرده
چند کلمه ای multi - word expression
سوال انعکاسی سوالی است که تمام یا بخشی از کلمات گوینده را تکرار می کند، معمولاً برای تأیید اینکه آن کلمات واقعاً گفته شده اند مثال : A : I've lost ...
abbreviation for figure
"abbreviation for "meeting
به جرمی متهم شدن he has been charged with burglary
لطفا دقت کنید abbreviation و acronym دو چیز جدا نیستند که بخوایم مقایسه کنیم و تفاوت هاشون رو بگیم. ما به شکل کوتاه شده یک کلمه abbreviation میگیم. پ ...
لطفا دقت کنید abbreviation و acronym دو چیز جدا نیستند که بخوایم مقایسه کنیم و تفاوت هاشون رو بگیم. ما به شکل کوتاه شده یک کلمه abbreviation میگیم. پ ...
فعلا ( یعنی فعلا بای تا فرصت بعدی )
= text messages
دستگاه تنفس زیر آبی خودکار ( نیازی به دستگاه های دیگر ندارد و کامل هست )
کار کشیدن Our boss works us really hard
وضعیت سلامت عمومی
making a suggestion
abbreviation for rest and recreation
= have a wide choice
شماره گذاری شده ( adjective )
اعلام کردن it has been proposed that the crash was the result of pilot error
= audience
= get away نکته : برای فرار کردن از جایی که محبوس بودی یا جایی که خطری داشته از escape یا run away استفاده میشه ام اگه بعد از ارتکاب جرم فرار کنی او ...
اوضاع , وضعیت It was clear from the outset that the setup would cause problems
پیش بینی The outlook for tomorrow is good, sunny in most places
= hard copy
= person who rejects society فردی که به انتخاب خودش از جامعه طرد شده و عقاید و نحوه رفتار نرمال در جامعه را نمی پذیرد
تعدیل نیرو
= reduction
= checkout
فرار از زندان ( معمولا به صورت گروهی )
هزینه های عمومی ( بودجه ای که به بخش های مختلف دولت و سازمان ها اختصاص داده میشه )
وقتی به صورت سر هم ( walkout ) نوشته بشه یک اسم مرکب هست ( compound noun ) به معنی اعتصاب و معادل strike می باشد
تحویل دادن جایزه مثال از دیکشنری Oxford The Mayor will make the presentation ( = hand over the gift ) herself
به چیزی توجه کردن give consideration to, is a correct and usable phrase in written English. It can be used to indicate that one should think careful ...
پیوند های خونی ( از طریق تولد به وجود میاد نه با ازدواج )
سابقه کار For this job you need at least two years' experience
to become aware of
ثروتمندان
خود خواه
جلو باز , پنجه باز
برای ترجمه بهتر گاهی اوقات are به معنی " عبارتند از" هست مثال : . . . , The most common prefixes are "in, im, un, mis, re رایج ترین پیشوندها عبارت ...
سطوح بالا corruption in high places
به غیر از معنی به صورت فیزیکی به مدرسه رفتن معنی دیگش میشه تحصیل کردن she went to a very small private school
deport مال زمانی هست که یک فرد خارجی از کشوری که تابعیت اونجا رو نداره اخراج میشه پس معنی تبعید کردن اشتباه هست برای تبعید باید از exile استفاده کرد. ...
شرکت کننده ( در آزمون خاصی برای خوانندگی, بازیگری و . . . )
= bring into force = come into force به اجرا درآوردن, لازم الاجرا شدن ( قانون, سیاست, . . . )
ریشه ای هست به معنی place و put یعنی قرار دادن , گذاشتن postpone : به تعویق انداختن خود post هم یک پیشوند هست به معنی after پس اگر چیزی رو بزاریم ...
A : I know i'm always complaining that my house is small, but it's very convenient for work B : Yes, it must be handy living so close to your office ...
رابطه she is still on good terms with her ex - husband
پیشوند ex در اینجا به معنی out of هست. communicate هم یعنی ارتباط داشتن. وقتی پیشوند بهش اضافه بشه به معنی خارج از ارتباط هست که همون طرد کردن میشه
پرده برداری کردن ( برای اولین بار چیزی رو به صورت عمومی نمایش دادن )
تخلیه کردن ( بار از کامیون, کشتی و . . . , مسافران از اتوبوس, مترو و . . . , گلوله ها از اسلحه و . . . )
please unfold the tablecloth لطفا رومیزی/سفره ( که قبلا تا شده ) رو باز کن
باز کردن ( چیزی که بسته شده, گره خورده یا پیچیده و بسته بندی شده )
به عنوان پیشوند به معنی not enough undercooked نپخته
بازنویسی کردن ( به منظور اصلاح متن یا افزودن چیز جدیدی به آن )
دو معنی داره که با هم متفاوت هستند 1 - خواب ماندن ( مثلا قرار بوده ساعت 7 بیدار شی اما ساعت 8 بیدار شدی و به برنامه هات نرسیدی , مترو یا اتوبوس رو ا ...
مترادف deceive lead به معنی هدایت کردن هست. پیشوند mis در اینجا به معنی wrongly هست. یعنی به طور اشتباه هدایت کردن که میشه همون گمراه کردن یا فریب دا ...
مسائل, موضوعات مورد بحث But leaving aside the economic and medical questions, the hospital is obviously being closed for political reasons
مخالفت شدید I would like to express my strong opposition to the proposal
= the very moment at the same time همزمان مثال : She was entering ( at ) the very time I was leaving
تفاوتی که با lose داره اینه که در lose چیزی گم شده که ممکنه خودمون گمش کرده باشیم یا کس دیگه ای برداشته باشه اما در mislay خودمون یه جایی گذاشتیمش و ...
لکه کردن , لکه انداختن Put a mat under the teapot in case you mark that table منبع: کتاب English Vocabulary in Use - Upper - intermediate
از روی سطحی خارج شدن He stepped off the sidewalk از پیاده رو خارج شد
بیکاران
سالخوردگان
پیران ، سالخوردگان