پیشنهاد‌های بهروز بهرامی (٧٣)

بازدید
٣٨٦
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تشویق کردن ( جرات , شهامت و شجاعت دادن به کسی ) I dared him to cross the river

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پر درآمد a rewarding job

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مفعول حرف اضافه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حسابگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آماده she pronounced herself fit for the match

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منفعت طلب ( عبارت چند کلمه ای یا multi - word expression )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

someone who is hard to deal with

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناراحت , افسرده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چند کلمه ای multi - word expression

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوال انعکاسی سوالی است که تمام یا بخشی از کلمات گوینده را تکرار می کند، معمولاً برای تأیید اینکه آن کلمات واقعاً گفته شده اند مثال : A : I've lost ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abbreviation for figure

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"abbreviation for "meeting

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به جرمی متهم شدن he has been charged with burglary

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لطفا دقت کنید abbreviation و acronym دو چیز جدا نیستند که بخوایم مقایسه کنیم و تفاوت هاشون رو بگیم. ما به شکل کوتاه شده یک کلمه abbreviation میگیم. پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

لطفا دقت کنید abbreviation و acronym دو چیز جدا نیستند که بخوایم مقایسه کنیم و تفاوت هاشون رو بگیم. ما به شکل کوتاه شده یک کلمه abbreviation میگیم. پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعلا ( یعنی فعلا بای تا فرصت بعدی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= text messages

پیشنهاد
٠

دستگاه تنفس زیر آبی خودکار ( نیازی به دستگاه های دیگر ندارد و کامل هست )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار کشیدن Our boss works us really hard

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وضعیت سلامت عمومی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

making a suggestion

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abbreviation for rest and recreation

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= have a wide choice

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شماره گذاری شده ( adjective )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اعلام کردن it has been proposed that the crash was the result of pilot error

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

= audience

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= get away نکته : برای فرار کردن از جایی که محبوس بودی یا جایی که خطری داشته از escape یا run away استفاده میشه ام اگه بعد از ارتکاب جرم فرار کنی او ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوضاع , وضعیت It was clear from the outset that the setup would cause problems

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش بینی The outlook for tomorrow is good, sunny in most places

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= hard copy

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

= person who rejects society فردی که به انتخاب خودش از جامعه طرد شده و عقاید و نحوه رفتار نرمال در جامعه را نمی پذیرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعدیل نیرو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= reduction

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= checkout

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرار از زندان ( معمولا به صورت گروهی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هزینه های عمومی ( بودجه ای که به بخش های مختلف دولت و سازمان ها اختصاص داده میشه )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی به صورت سر هم ( walkout ) نوشته بشه یک اسم مرکب هست ( compound noun ) به معنی اعتصاب و معادل strike می باشد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحویل دادن جایزه مثال از دیکشنری Oxford The Mayor will make the presentation ( = hand over the gift ) herself

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به چیزی توجه کردن give consideration to, is a correct and usable phrase in written English. It can be used to indicate that one should think careful ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوند های خونی ( از طریق تولد به وجود میاد نه با ازدواج )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سابقه کار For this job you need at least two years' experience

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

to become aware of

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

ثروتمندان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود خواه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلو باز , پنجه باز

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای ترجمه بهتر گاهی اوقات are به معنی " عبارتند از" هست مثال : . . . , The most common prefixes are "in, im, un, mis, re رایج ترین پیشوندها عبارت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سطوح بالا corruption in high places

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به غیر از معنی به صورت فیزیکی به مدرسه رفتن معنی دیگش میشه تحصیل کردن she went to a very small private school

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

deport مال زمانی هست که یک فرد خارجی از کشوری که تابعیت اونجا رو نداره اخراج میشه پس معنی تبعید کردن اشتباه هست برای تبعید باید از exile استفاده کرد. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شرکت کننده ( در آزمون خاصی برای خوانندگی, بازیگری و . . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

= bring into force = come into force به اجرا درآوردن, لازم الاجرا شدن ( قانون, سیاست, . . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ای هست به معنی place و put یعنی قرار دادن , گذاشتن postpone : به تعویق انداختن خود post هم یک پیشوند هست به معنی after پس اگر چیزی رو بزاریم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

A : I know i'm always complaining that my house is small, but it's very convenient for work B : Yes, it must be handy living so close to your office ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رابطه she is still on good terms with her ex - husband

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشوند ex در اینجا به معنی out of هست. communicate هم یعنی ارتباط داشتن. وقتی پیشوند بهش اضافه بشه به معنی خارج از ارتباط هست که همون طرد کردن میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرده برداری کردن ( برای اولین بار چیزی رو به صورت عمومی نمایش دادن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخلیه کردن ( بار از کامیون, کشتی و . . . , مسافران از اتوبوس, مترو و . . . , گلوله ها از اسلحه و . . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

please unfold the tablecloth لطفا رومیزی/سفره ( که قبلا تا شده ) رو باز کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باز کردن ( چیزی که بسته شده, گره خورده یا پیچیده و بسته بندی شده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان پیشوند به معنی not enough undercooked نپخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازنویسی کردن ( به منظور اصلاح متن یا افزودن چیز جدیدی به آن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دو معنی داره که با هم متفاوت هستند 1 - خواب ماندن ( مثلا قرار بوده ساعت 7 بیدار شی اما ساعت 8 بیدار شدی و به برنامه هات نرسیدی , مترو یا اتوبوس رو ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف deceive lead به معنی هدایت کردن هست. پیشوند mis در اینجا به معنی wrongly هست. یعنی به طور اشتباه هدایت کردن که میشه همون گمراه کردن یا فریب دا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مسائل, موضوعات مورد بحث But leaving aside the economic and medical questions, the hospital is obviously being closed for political reasons

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت شدید I would like to express my strong opposition to the proposal

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

= the very moment at the same time همزمان مثال : She was entering ( at ) the very time I was leaving

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفاوتی که با lose داره اینه که در lose چیزی گم شده که ممکنه خودمون گمش کرده باشیم یا کس دیگه ای برداشته باشه اما در mislay خودمون یه جایی گذاشتیمش و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لکه کردن , لکه انداختن Put a mat under the teapot in case you mark that table منبع: کتاب English Vocabulary in Use - Upper - intermediate

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

از روی سطحی خارج شدن He stepped off the sidewalk از پیاده رو خارج شد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بیکاران

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

سالخوردگان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیران ، سالخوردگان