پیشنهاد‌های علیرضا بیگدلی (٧٤)

بازدید
٤٩٨
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واجب - - - در دین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی دقیقش به فارسی: Noun: کسی که بازارگرمی می کند Verb: بازارگرمی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

از اینا که سربازای اسرائیلی تنشون میکنن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیر کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

فطرت ، ذات

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

تسخیر ، فتح ، کنترل ( یک کشور )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

a person or organization responsible for keeping records or accounts

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مچ کسی رو گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

People who say "There's nowhere else on earth I'd rather be, " are content being where they are. They do not wish to be in any other place than where ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

[برنامه نویسی]محدود determinate loop حلقه ی محدود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

used to say that one is very surprised, pleased, or excited

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیش بردن ، موفق شدن ، پیشرفت کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

متعجب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

فعال شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

قدیمی ، پیشین

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

بزودی I will see you in a bit بزودی شما رو میبینم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبق معمول

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

صرف نظر از اینکه ، فارغ از اینکه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

کندن ، بریدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

a string conversion function that converts a sequence of character representing an integer into long int.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

( کامپیوتر ) فهرستی از نویسه های قابل پذیرش در کامپیوتر یا وسیله ی ورودی و خروجی خاص

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

a machine with a keyboard used to cut holes or notches in punch cards

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

a typographical convention in which an initial capital is used for the first letter of a word forming the second element of a closed compound, e. g. ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

An underscore, _, also called an underline, low line or low dash, is a line drawn under a segment of text

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

علامت لودینگ ♻️

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

Construction crew تیم سازنده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

The definition of aesthetic is being interested in how something looks and feels. An example of someone who is aesthetic might be an artist. adjective

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

سر و کار داشتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن ( از لحاظ زمان )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

همبستگی یافتن ، متحد شدن ، جور شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوشتیپ به نظر آمدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

تا اینجا ، تا الان

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی رزرو شده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

چند بار ( کم )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

قرار دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

software stack: The term Software Stack refers to the set of components that work together to support the execution of the application

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

گسترده کردن ، توسعه، رشد، تکثیر، ترفیع دادن، توانگر کردن، تکثیر کردن، توسعه دادن، افزودن، زیاد کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

از رده خارج شده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

حالت ، شکل ، قیافه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بازگرداندن ( یک شرکت تجاری یا بخشی از آن که توی کشورهای متفاوتی قرار داشته به کشور اصلیش )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

دقت کردن ، توجه کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

The Sorting Hat was a sentient magical hat at Hogwarts that determined which of the four school Houses each new student belonged most to. These four ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

فردی که تبهکارها رو گیر میندازه ، شکارچی تبهکار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوء برداشت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

همین روزاست که . . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

چِپانده شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدیمی This old - day stuff این وسیله ی قدیمی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

فرم ثبت نام ( برای اقامت در یک هتل ، در یک سایت و . . . )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

آموزشی Clinic دوره آموزشی و تخصصی هم معنی میده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

جهش ( چند سال ، دقیقه . . . ) به جلو

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

شکستن غرور

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

افسرده بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تقدیر مقدر کرده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

چیدن مو ، ابرو

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

التیام بخشیدن ( درد ، غم ، زخم . . . )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

التیام بخشیدن ( درد ، غم ، زخم . . . )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

پولی که به اجبار قرض داده بشود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

درخت بو

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

قانونمداری ، پیرو اصول

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترافیک سنگین

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

Lime: لیمو ترش ( کوچکتر سبز زنگ دایره ای شکل ) Lemon : لیمو شیرین ( بزرگتر و زرد رنگ بیضی شکل )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

Lemon : لیمو شیرین ( بزرگتر و زرد رنگ بیضی شکل ) Lime: لیمو ترش ( کوچکتر سبز زنگ دایره ای شکل )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

گاو صندوق

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

یه نوع بلیت قطاره که میشه باهاش توی زمانی مشخص تو کل اروپا با قطار سفر کرد مخصوصا بین دانشجوها رواج داره همون" بلیت قطار" در نظر بگیرید

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تمام ترجمه هاش داخل لانگمن : صفت ( adjective ) کسل کننده کدر ( آب و هوا ) مه آلود درد خفیف ( مدوام ) صدای ناواضح ( تیغ ، شمشیر ، چاقو ) کُند احمق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کم آوردن ، تغییر نظر پیدا کردن ، تکان دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کشته مرده ی چیزی بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادا درآوردن ، تقلید کردن pose as : ایجاد کردن ( خطر ) بعنوان . . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

مسواک مسواک زدن ، فرچه زدن ( تمیز کردن ) برخورد دو چیز یا دو نفر درختچه ، شاخه های شکسته درختان و بوته ها دُم روباه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

مانع ( ذهنی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

وفق دادن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

انتقال دهنده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

میشه کلمه ی university entrance exam به معنای امتحان ورودی دانشگاه یا همون کنکور

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

نسخ به معنی باطل کردن چیزی و جایگزین کردن چیز دیگر به جای آن است. که بسته به شرایط زمانی و محیطی میتونه مثل یک حکم تغییر کند.