دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٢,٦٨٨
رتبه در دیکشنری
١,٦٦٠
لایک
٢٧٦
دیسلایک
٦١
جدیدترین پیشنهادها
١ سال پیش
٠
واجب - - - در دین
١ سال پیش
٠
معنی دقیقش به فارسی: Noun: کسی که بازارگرمی می کند Verb: بازارگرمی کردن
٢ سال پیش
-٢
از اینا که سربازای اسرائیلی تنشون میکنن
٣ سال پیش
٠
دیر کردن
٣ سال پیش
١
فطرت ، ذات
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.