پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٥١٥
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرزند وار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

غزل گروهه، غزلیات دارای موضوع واحد، غزلیات مرتبط.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَن - Capan و چپنی کردن. چَپَن یعنی نااهل و بی تربیت. مثال: یک آدم خواندگی اما کارهایش چپن ها برین ( مثل چپن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَک - Capak کف زدن، دست زدن [دست افشانی] . مثال: بچه ها خوب چپک زدند، بعد باز دو سرود خواند، بسیار چپکزنی ها ...

پیشنهاد
٣

لالایی های نیشابور لالا لالا گل دسته کمرش را علی بسته لالا لالا گل خشخاش الهی تو نشی ناخوش لالا لالا گل هم هم چراع خانۀ مریم لالا لالا گل زیره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نانو یا نَنو به معنای جای خواب کودکان و نیز نانا یا ننه است. نانا یا الهه ایشتار، در اساطیر سومری ایزدماه بوده و پس از نفوذ اساطیر عبری به ایزدبانو ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خط تاخیری صوتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somnolence ) حالت خواب آلودی، حالت خواب وبیداری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شروار، همان شلوار که دوری از خط و زبان پارسی باعث تغییر واژه گردیده.

پیشنهاد
٥

لالایی های شیراز لالاییت میکنم که زنده باشی کنیز حضرت معصومه باشی کنیز حضرت معصومه قم که تا صبح قیامت زنده باشی * لالا لالا گُل نعنا ننه جان ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somnifacient ) خواب آور، خواب آلود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somnambular ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somnambulant ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درمکانی، درمحلی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه پیشوندی است بمعنی راه رفتن در خواب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somewhere ) یک جائی، دریک محلی، درمکانی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در یک وقتی، گاهی، یک موقعی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( =someway ) بطریقی، بیک نحوی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somersault ) شیرجه، معلق، پشتک، معلق زدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تاحدودی، تا اندازه ای، اندکی، نسبتا، متعدد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

گرفته، تیره، حزن انگیز، سیر، پر رنگ.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( somatotype ) نوع جسم، ساختمان جسمی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کشور سومالی واقع در آفریقا، اهل سومالی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

حاصله در اثر خورشید و ماه باهم، خورشیدی وقمری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاک شوره زار زمین های بایر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مهر سلیمان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گوشه نشین، منزوی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک را بجای واژه درز جای دوخت بکار میبرند، هم در لباس، و هم در کورپه و غیره. . . آن جایی که به هم دوخته میشود. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک کردن - بجای برش زدن و پاره کردن استعمال میشود، با کارد یا آلت تیز چیزی را بریدن. در لغت پارسی به معنی دریدن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چسپکِ اوک [پسوند] اوک که در گویش اوق هم گفته میشود، با کلمه همراه شده معنی دارندگی را میدهد. نازوک نه به معنی ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چسپکِ اوق [پسوند] اوق که در اصل اوک است، به کلمه ها همراه شده معنی دارندگی را میدهد. نازوک نه به معنی باریک، بل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پسوند اوک یا اوک در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) معنی دار میدهد، ناز دار، را نازوک با نازوق میگویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) پسوند را چسپکِ میگویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پسوند اوق یا اوک در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) معنی دار میدهد، ناز دار، را نازوق میگویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جُورُوق - Juruq به ترتیب، به نظم، خوشاهنگ، مرتب، منظّم. مثال: این بچه جوروق نمیگردد، به خرد و کلان در می افتد، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جواب Javob - juvob، نه بمعنای پاسخ، بله به معنی رخصت، اجازه، مرخص. مثال: امروز بچه ها را از درس جواب دادیم، اکن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جَفس - Jafs و جفسیدن. خیلی بهم نزدیک و چسبیده. ( در فارسی نو جفس بمعنی دیگر، یعنی سست، ضعیف و احمق است ) مثال: ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( soliloquist ) تک گو، کسیکه باخود حرف میزند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) روئینه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دستگاه حالت جامد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پخش حالت جامد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مولفه ئ حالت جامد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هندسه سه بعدی، هندسه فضائی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای قیافه جامد وبیروح.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زاویه سه بعدی مخروط وامثال آن.

پیشنهاد
١

ضرب المثل خدا وقتی میخواهد مورچه را آواره کند به او بال میدهد. گاهی اوقات آدمیزاد از نداشتن امکانات به خدا شکایت میکند که چرا من ندارم؟ درحالی که غا ...

پیشنهاد
١

ضرب المثل خدا صدای شکستن گردوها راشنیده است. مردی بارِ گرودیی به خانه آورد و مشغول جدا کردن ریز و درشت آن بود تا برای زمستان ذخیره کنند. در همین هنگ ...

پیشنهاد
١

لالایی های کردستان لالا لالا گُل گردو بابات رفته ردِ اردو لالا لالا گُلِ پونه که دنیا بی تو زندونه لالا لالا گُل آبی بابا رفته صید ماهی لالایی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمایندگی، فروشندگی، اصلاح فیما بین.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

متقاضی، تشجیع کننده.