پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٨٠
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود راستگر، خود بخود تصحیح شونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود ارجاع.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بطور خودکار متعادل شونده، خود بخود تطبیق شونده، خود بخود واکنش کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعادل بدون پایه یا پشیبان، تعادل ناپایدار، موقر، متین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از خود راضی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود کشی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متحرک بطور خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای حرکت خود به خود، دارای حرکت بادی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود افروز، خویشتاب.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود بخود نرم شونده، خود بخود روغن کاری شونده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قفل شونده بطور خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تفنگ خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جامع، شامل.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود بینی، خودستائی، خود را بزرگ شماری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =self taught ) خود آموخته

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تلقین به نفس، هیپنوتیزم خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حکومت بر نفس، خود داری، حکومت خود مختار، حکومت مستقل، حکومت توده مردم، خود فرمانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فداکار، از خود گذشته.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودستائی، غرور.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود ساخته، خود بخود تشکیل شده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قابل گشن گیری، تولید مثل بوسیله گرده خود، بخود بخود گرده افشان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودستائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نفس خود را فراموش کرده، مستغرق در عالم خارج از خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعریف کننده از خود، خودستا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لقاح خود به خود، خود باروری، حاصلخیزی خود به خود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( در مورد قرار داد ) خود به خود والزام آور، دارای ماده لازم الاجرا، عامل فی نفسه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قائمیت بالذات، واجب الوجودی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحریک شده توسط جریان دینام.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجلیل نفس، بخود بالیدن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مولد نیرو در خود، دارای نیروی خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خود آموخته، پیش خود تحصیل کرده، پیش خود درس خوانده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بخود بندی، تصنع.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: خودا زَنَد - xudo ، همان خدا به کمرت بزند به گویش دری. در محاورات این سوگند و تعبیر خودا زَنَد پر کار برد است: مثال: خودا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه خودا - xudo Ba ، همان به خدا به گویش دری، یک نوع زنهار و سوگند است که میان پیر و جوان خیلی معمول است. مثال: بَه خودا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَهار رویه - Bahorruya اول بهار. مثال: بهاررویه به طرفهای دهات رفتنی بودم، بهار رویه تعبیر استعاره ای است، یعنی آن وقتی ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِنی وقت - Benivaqt وقت و بی وقت. مثال: بنی وقت آمده از من خبر میگرفت، اما امروز در وقت ضروری نیامد. این تعبیر در اصل بنا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بود کردن - Bud به آخر رسانیدن، تمام کردن، انجام دادن. مثال: پسرم امسال مکتب را بود کرده آمد، یک کار را که فرمودید، تا بود ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَلاچَه Baloca ، بچۀ بلا و ناقلا، مثال، نسبت به کودکان نوازش کارانه میگویند: هی بلاچه، تو همه چیز را میدانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَلا بَرین، یعنی مثل بلا، مثال: وی بیمار نه، بلا برین ( مثل بلا ) گشته است. در این جا معنی کمی منفی دارد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بیسیاری - Bisyori ، از همان ریشۀ بسیار، اکثر، بیشتر. مثال: امسال بیسیاری در باغ زندگی کردیم، بیسیاریِ بچه ها نغز میخوانند ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَلا - Balo ، معادل ناقلا در گویش محاوره ای فارسی نو. به معنی: زیرک، چست و چالاک، شوخ. مثال: پسرچه اش [پسر بچه اش] بلا هم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَلَب و دَهَن - dahan Balabu ، معادل سر و زبان دار، شخص خوش گفتار و سخن دانی که خیلی خوب و شیرین حرفش را میزند. مثال: دخت ...

پیشنهاد
٠

آلکساندر دوم ( ۱۸۱۸ تا ۱۸۸۱ ) به اصلاحاتی در نظام مالی روسیه دست زد، به دانشگاهها و قوه قضاییه استقلال بخشید، و به ایالتهای امپراتوری پهناور روسیه خو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

توزیع شونده بطور خود کار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

آزاد سازنده نفس خود، رها کننده خویش، خود بخود ترشح کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نفس گرائی، خود رائی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نابود کننده خود، خود ویرانگر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =self reliance ) اتکاء بنفس، اعتماد بنفس

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متکی بخود.