پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٥١٦
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( صورت جمع کلمه solo ) ، تک نوازان، تنها خوانان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( solfeggio ) نت خوانی، سولفش خوانی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیمی مایع ونیمی ژلاتینی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناحیه آتش فشانی که گازهای گوگردی از آن متصاعد میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مار تیز دندان از نژاد افعی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اثر کف پا ( مثل اثر انگشت ) ، انگشت نگاری از پا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تنهائی، انفراد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای غلط دستوری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هویه، هویه لحیم کاری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سربازخانه، پادگان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سربازی، زندگی سربازی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

soldier ship

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لحیم گر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =sultan ) سلطان، امیر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( شیمیخ ) بصورت محلول درآوردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیاد در آفتاب ماندن وخراب شدن، استفاده کردن از نور آفتاب، درمعرض آفتاب قراردادن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( برق ) باطری آفتابی، باطری خورشیدی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسلیت دهنده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاندانهای بندی Bendi و تدچی Tedeschi از کارگزاران روچیلدها در ایتالیا بودند. گینزبرگ نام این دو مؤسسه را در کنار نام روچیلدها ذکر کرده تا اهمیت نقش ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسلیت، تسلی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جَنگی - Jangi ، قهر کرده، آزرده، رنجیده، ترک رابطه کرده. مثال: برادرم یک سال باز با من جنگی ( قهره ) گپ ( حرف ) نمیزند، د ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جنگ کردن - kardan ang ، بر خلاف فارسی نو، بمعنی نزاع، توپیدن، سرزنش کردن، ملامت کردن، و در مورد مخاصمه و مناقشه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جَنگَرَه - Jangara جنگجو و ستیزه گر، ناسازگار. مثال: دخترش جنگره، با هیچ کس معامله کرده نمیتواند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جَفس - Jafs خیلی بهم نزدیک و چسبیده. ( در فارسی نو جفس بمعنی دیگر، یعنی سست، ضعیف و احمق است ) مثال: هوا خنک بود به یکدیگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جُدا و جِیدا Judo , - jido ، بسیار، نهایت، خیلی ( غیر از معنی معمولی جُدا ) جدا نغز کردید آمدید - دیه چار چشمم بر رهتان ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جُای نماز - جانماز و سجاده Joynamoz زیرانداز مخصوص یا قالیچه ای است منقش که سوزن کاری نموده و سپس استفاده میکنند، ( روی آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نت خوانی، سولفش، سرودن ترانه با نت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( انگلیس قدیم ) فرد ساکن حوضه قضائی لرد یا امیر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اقامت موقتی، موقتا اقامت کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

صلیب جنوب، چهار ستاره درخشان نیمکره جنوبی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چپ دست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( south wards ) بطرف جنوب، متمایل بجنوب، بسوی جنوب.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون خاک.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرک، کثافته، لکه، آلوده سازی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لوله فاضل آب مستراح.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آلودگی، آشغال، علف تازه، علوفه حیوانات.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گزینه نرمافزاری.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نرمافزارگرا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( soft shell ) دارای پوسته ترد وشکننده، دارای عقیده معتدل، حلزون دارای صدف نرم، نرم پوسته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( درموردتخم مرغ ) نیم بند، حساس، احساساتی، دل رحیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ذغال سنگ قیردار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرنده منقار نازک حشره خوار، مرغ مگس خوار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( soffit ) زیر طاق، سقف، قسمت پائین عمارت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بچه بازی، لواط، جماع غیر طبیعی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عضو دسته برادران مذهبی، عضو متحد ویکرنگ.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

همراهی، دوستی، اتحاد، یگانگی، همبستگی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لیموناد فروش.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( soda fountain ) بیسکویت دارای سودا وشیر ترش.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( soda biscuit ) بیسکویت دارای سودا وشیر ترش.