پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٤٧٣
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باران سنج، وسیله سنجش میزان بارندگی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارگر راه آهن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش کننده، طعنه زن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موسیقی ضربی، ضرب و رنگ ( reng ) در موسیقی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهنه و ژنده جمع کن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگ را شیار دار کردن، یکی از شیارهای سنگتراشی، ریزه، پاره.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پالتو آستین گشاد سبک و فراخ.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشان گذاری مبنائی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممیز، نقطه مبنا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متمم مبنائی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شعاع انحناء.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بردار شعاعی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( radiotelegraph ) تلگراف رادیوئی کردن، تلگراف بی سیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفن بی سیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استرونتیوم رادیو اکتیو، استرونیتوم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای اضلاع یا شعاع های متقارن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رادیو متر، شعاع سنج، تشعشع سنج.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجه نفوذ اشعه مجهول، نفوذ پذیری اشعه مجهول.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد شده در اثرتشعشع.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توسط رادیو گستردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امواج الکترو مغناطیسی رادیو، موج رادیو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسامد رادیوئی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوند رادیوئی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علامت جذر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بیجا شدن _ خراب شدن معده تا حالت قی کردن. مثال: طعام را خوردم و دلم بیجا شد، تب بچه بلند، دلش بیجا، هیچ چیز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بودن - و دیل بودن. خواهش داشتن، مایل بودن. مثال: از اول دل بود گویید، برای همین به دیدن آن کس آمدید، به این ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بودن - و دیل بودن. خواهش داشتن، مایل بودن. مثال: از اول دل بود گویید، برای همین به دیدن آن کس آمدید، به این ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَکّه خوردن - Dakka . مثال: سرم به ستون دکه خورد، یا: پایش به سنگ سخت دکه خورد. در گویش سمرقندیان دکه خوردن و م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَکّه خوردن - Dakka . مثال: سرم به ستون دکه خورد، یا: پایش به سنگ سخت دکه خورد. در گویش سمرقندیان دکه خوردن و م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دعای بد، دعای ود Duoybad , - duoyvad دعای بد، نفرین، سخت کاهش کردن. مثال: بی سبب دعای بد ( دعای ود ) کرد، الهی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دعای بد، دعای ود Duoybad , - duoyvad دعای بد، نفرین، سخت کاهش کردن. مثال: بی سبب دعای بد ( دعای ود ) کرد، الهی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دسِّیار Dassiyor - یاری دهنده، مددکار، دستیار. مثال: بچه ها کلان ( بزرگ ) شده دسِّیار شدند، کارها خیلی سبک شد، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَسْتَویز - Dastavez ، کادو، هدیه، تحفه و رهاورد. مثال: من به مهمانی بی دستَویز نمیروم، یا: به خانه عروس نو دست ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دستک - Dastak ، گزک، بهانه، دلیل، اساس. مثال: این گپ به وی دستک شد و کار میکردگی اش را کردن گرفت [کاری را که می ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دستِ بچه را حلال کردن - سنت ختنه را ایفا نمودن. در سمرقند کم واقع میشود که والدین جمله: ما توی ( سور ) ختنه م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دررو - Darrau زود، فوری، عاجلاً. مثال: دررو رفته پدرت را بیار، شما همین جا استید، من دررو رفته خبر میگیرم، دررو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( radiation ) تابش، پرتو افشانی، تشعشع، برق، جلا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیروی موجی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجه نشر و تراوش نیروی موجی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( radiance ) شید، تابندگی، تشعشع، درخشندگی، پرتو.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واحد اندازه گیری سطح زاویه دار، رادیان، زاویه مرکزی قوس دایره.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متصدی رادار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کله شق، تق تق، صدای در زدن، تق تق کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه آهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب.

پیشنهاد
٠

لالایی های قاین لالا لالای لالانِ رضا، شاه خراسانِ شفایِ دردمندانِ او ضامنِ غریبانِ * لالا لالایی لالایی همه مرغ و همه ماهی همه مرغا ثنا گوین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جوی آب، نهر، محل عبور سیم برق در ساختمان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشه مانند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بصورت بلورهای خوشه ای در آوردن، با اسید راسمیک ترکیب کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحلیلگر سیستم.