پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٥٣٧)

بازدید
٤,٠٣١
پیشنهاد
٣

ضرب المثل او ادعای خدایی میکند، تو به پیغمبری هم قبولش نداری؟ کاربرد: کسی برای رسیدن به هدف خود از هر توجیه و بهانه ای استفاده میکند و اینکه کسی خودش ...

پیشنهاد
٢

لالایی های بندر عباس لالا لالا به جان تو سر و جانم فدای تو فدای دیدگان تو فدای روی ماه تو * لالا لالایی گل انار مادر روز در بغل و شب به کنار م ...

پیشنهاد
١

لالایی های بیرجند قد سبزت الف و لام و میمه لب سرخت مثال سیب دو نیمه میان هر دو ابروی تو فرزند که بسم اللّه الرحمن الرحیمه * لالا لالا به مشهد شی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلوچه سخت ترش مزه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مقدار کم، اندازه کم، کمی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بی صدا، خاموش، ساکت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ژرفاسنج.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

لغت و اصطلاحات مخصوص جنوب، رسوم وآداب جنوب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sobriquet ) لقب، کنیه، لقب خیالی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

چای سیاه چینی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

رب پیازدار، سوس پیاز دار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خادمه، بانوئی که در نمایشات نقش فضولباشی و دسیسه کار را بازی میکند، مسخره.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نجوا، صدای خیلی یواش، آهنگ خیلی آهسته، ملایم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسکوک فرانسه یا سویس مساوی / فرانک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

وابسته به ستاره کلب، وابسته به شعرای یمانی ( dog star ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

رستگاری شناسی، مبحث نجات رستگاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

قرعه کشی، قرعه اندازی، پشک اندازی، تقسیم با قرعه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جور کردن و ادغام.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلید جورسازی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ترشک درختی، درخت ترشک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم رسیدن، همان چشم نظر، عارض شدن زخم چشم. مثال: به شما چشم رسید، که ناخواست ( ناگاه ) بیمار شده ماندید، به پس ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم پریدن، باوری قدیمی که پرش، جنبش و لرزش پلک چشم را گویا علامت رخ دادن واقعه خوش یا ناخوش میدانستند. مثال: ا ...

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم را گرمی بردن، گرم شدن چشم، چُرتی شدن، لحظه ای به خواب رفتن. مثال: چشم را اکنون گرمی برده است که تو آمدی. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشپَن، در اصل همان چشم بند و بصورت نقاب بعنوان حجاب چشم. از جنس توری است که از موی دم اسپ ( اسب ) می بافند و ق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیرکین - Cirkin همان چرک، چرکین و آلوده ( در مورد لباس و بدن ) . مثال: کُرته ام چرکین شده است، های بچه بتون چرک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَرس - Cars، حساس و تُرد. در مورد انسان: آدم حساس، زود خشم و تیز. مثال: شوهرتان خیلی چرس، آدم به گپ زیادی زدن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

دارای هاگهای خوشه ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

عضو انجمن های خواهری وخدمات اجتماعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

خوشه های گرده گیاهی، خوشه هاگی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

موش پوزه دراز، شبیه موش پوزه دراز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ذرت خوشه ای.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sorgho ) ذرت شیرین.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sorgo ) ذرت شیرین.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در دورترین نقطه جنوب شرقی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بسیار، شدید، کاملا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خواب عمیق، کرختی، گیجی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای اثر خواب آور، کرخت کننده، تنبل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خواب کردن، آرام کردن، خنثی کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَرَخسَه - لک و لکه Caraxsa به لک که بر لباس افتاده میگویند. مثال: به لباسم آب آلوبالو چرخسه ( لکه ) کرده است، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاوند در پارسی مخفف خداوند، صاحب و مالک است، خاوند خانه یعنی خداوند خانه و شوهر، هنوز هم زنان پارسی زبان افغان، به شوهر خاوند میگوید.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فال گرفتن، طالع دیدن، پیشگوئی کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sonsy ) خوشبخت، خوشحال، نیک انجام، خوش خلق.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرزند، رابطه فرزندی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فرزند وار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

غزل گروهه، غزلیات دارای موضوع واحد، غزلیات مرتبط.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَن - Capan و چپنی کردن. چَپَن یعنی نااهل و بی تربیت. مثال: یک آدم خواندگی اما کارهایش چپن ها برین ( مثل چپن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَک - Capak کف زدن، دست زدن [دست افشانی] . مثال: بچه ها خوب چپک زدند، بعد باز دو سرود خواند، بسیار چپکزنی ها ...

پیشنهاد
٣

لالایی های نیشابور لالا لالا گل دسته کمرش را علی بسته لالا لالا گل خشخاش الهی تو نشی ناخوش لالا لالا گل هم هم چراع خانۀ مریم لالا لالا گل زیره ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

نانو یا نَنو به معنای جای خواب کودکان و نیز نانا یا ننه است. نانا یا الهه ایشتار، در اساطیر سومری ایزدماه بوده و پس از نفوذ اساطیر عبری به ایزدبانو ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خط تاخیری صوتی.