پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٥٣٧)

بازدید
٤,٠٣١
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnolence ) حالت خواب آلودی، حالت خواب وبیداری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شروار، همان شلوار که دوری از خط و زبان پارسی باعث تغییر واژه گردیده.

پیشنهاد
٥

لالایی های شیراز لالاییت میکنم که زنده باشی کنیز حضرت معصومه باشی کنیز حضرت معصومه قم که تا صبح قیامت زنده باشی * لالا لالا گُل نعنا ننه جان ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnifacient ) خواب آور، خواب آلود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnambular ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnambulant ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درمکانی، درمحلی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلمه پیشوندی است بمعنی راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somewhere ) یک جائی، دریک محلی، درمکانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

در یک وقتی، گاهی، یک موقعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( =someway ) بطریقی، بیک نحوی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somersault ) شیرجه، معلق، پشتک، معلق زدن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تاحدودی، تا اندازه ای، اندکی، نسبتا، متعدد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

گرفته، تیره، حزن انگیز، سیر، پر رنگ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

( somatotype ) نوع جسم، ساختمان جسمی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

کشور سومالی واقع در آفریقا، اهل سومالی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

حاصله در اثر خورشید و ماه باهم، خورشیدی وقمری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاک شوره زار زمین های بایر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مهر سلیمان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

گوشه نشین، منزوی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک را بجای واژه درز جای دوخت بکار میبرند، هم در لباس، و هم در کورپه و غیره. . . آن جایی که به هم دوخته میشود. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک کردن - بجای برش زدن و پاره کردن استعمال میشود، با کارد یا آلت تیز چیزی را بریدن. در لغت پارسی به معنی دریدن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چسپکِ اوک [پسوند] اوک که در گویش اوق هم گفته میشود، با کلمه همراه شده معنی دارندگی را میدهد. نازوک نه به معنی ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چسپکِ اوق [پسوند] اوق که در اصل اوک است، به کلمه ها همراه شده معنی دارندگی را میدهد. نازوک نه به معنی باریک، بل ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پسوند اوک یا اوک در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) معنی دار میدهد، ناز دار، را نازوک با نازوق میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) پسوند را چسپکِ میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پسوند اوق یا اوک در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) معنی دار میدهد، ناز دار، را نازوق میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جُورُوق - Juruq به ترتیب، به نظم، خوشاهنگ، مرتب، منظّم. مثال: این بچه جوروق نمیگردد، به خرد و کلان در می افتد، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جواب Javob - juvob، نه بمعنای پاسخ، بله به معنی رخصت، اجازه، مرخص. مثال: امروز بچه ها را از درس جواب دادیم، اکن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جَفس - Jafs و جفسیدن. خیلی بهم نزدیک و چسبیده. ( در فارسی نو جفس بمعنی دیگر، یعنی سست، ضعیف و احمق است ) مثال: ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( soliloquist ) تک گو، کسیکه باخود حرف میزند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) روئینه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دستگاه حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پخش حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مولفه ئ حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

هندسه سه بعدی، هندسه فضائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای قیافه جامد وبیروح.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زاویه سه بعدی مخروط وامثال آن.

پیشنهاد
١

ضرب المثل خدا وقتی میخواهد مورچه را آواره کند به او بال میدهد. گاهی اوقات آدمیزاد از نداشتن امکانات به خدا شکایت میکند که چرا من ندارم؟ درحالی که غا ...

پیشنهاد
١

ضرب المثل خدا صدای شکستن گردوها راشنیده است. مردی بارِ گرودیی به خانه آورد و مشغول جدا کردن ریز و درشت آن بود تا برای زمستان ذخیره کنند. در همین هنگ ...

پیشنهاد
١

لالایی های کردستان لالا لالا گُل گردو بابات رفته ردِ اردو لالا لالا گُلِ پونه که دنیا بی تو زندونه لالا لالا گُل آبی بابا رفته صید ماهی لالایی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نمایندگی، فروشندگی، اصلاح فیما بین.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

متقاضی، تشجیع کننده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( صورت جمع کلمه solo ) ، تک نوازان، تنها خوانان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( solfeggio ) نت خوانی، سولفش خوانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمی مایع ونیمی ژلاتینی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناحیه آتش فشانی که گازهای گوگردی از آن متصاعد میشود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مار تیز دندان از نژاد افعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اثر کف پا ( مثل اثر انگشت ) ، انگشت نگاری از پا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تنهائی، انفراد.