پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)
بی علامت، بی نشانه.
همسگالگر، شرکت کننده در سمپوزیم، کسیکه در بزم شرکت میکند، اهل ضیافت.
شبیه محور فرعی، منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری.
کسیکه جلسه ای را اداره میکند، سرپرست.
همرویش، عضو پیوسته، عضو جوش خورده.
پیوسته گلبرگ.
باهم قرینه کردن، متقارن ساختن، هم آراسته کردن.
لیست متقارن.
تقارن، متقارن، هم آراستگی، همسازی.
نشان پرداز، نمادگر.
سیستم دو فلزی مختلط.
نشانگذاری نمادی.
برنامه نویسی نمادی.
منطق نمادی. منطق رمزی.
خیلی عظیم، قوی، بزرگ
شبیه جن هوایی، شبیه سیلف، لاغراندام، زیبا و ظریف.
زبان نمادی
برنامه نویسی نمادی.
جدول نمادها.
نشانی نمادی.
رشته نمادی.
دستکاری نمادها.
وحشی، غیر متمدن، جنگلی.
جنگل، احداث جنگل.
( =silva ) درختان جنگلی یک ناحیه، درخن نامه.
بشکل منطقی درآوردن، صغری وکبری چیدن، قیاس کردن، استلادل منطقی کردن.
جن هوائی کوچک، زن جوان وزیبا وباریک اندام.
قیاسی، کسیکه مهارت در قیاس منطقی دار د.
هجا بندی، تجزیه هجائی.
شاه توت، توت سیاه.
( swoon ) غش کردن.
شمشیر مانند.
فن شمشیر بازی، مبارزه، زور آزمائی.
حشره ای نیم بال.
( گیاه ) سرخس برگ شمشیری.
رقص شمشیر، اجرای رقص در اطراف شمشیر.
نیشکری که بشکل تیغه شمشیر است.
الله بختکی، شانسی.
غش کننده.
موجد خسارت، انفجار دار.
دوپهلو، دوطرفه.
میگسار.
انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر، مشروب مست کننده، آشامیدن، بلعیدن.
درنگ کردن، مردد بودن، تردید.
( =swiss ) سویسی
نظریه راه گزینی.
انباره گزینه ای.
نی بوریا.
گزینه نما.
ایجاد کننده صدای فش فش.