پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)
آبجو بد وکم مایه، ضعیف.
پیچی، چرخشی، گردابی.
کار کردن، زحمت کشیدن، مشقت، رنج زحمتکش.
سخت زدن، قایم زدن، زخم زبان زدن، تلوتلو خوردن، بدور چیزی چرخیدن، لنگر.
نوسانی، نوسان دار، آونگی.
نوسانی، چرخاندنی.
خوک چران، گرازبان.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَر کار - ضرور، ضروری، لازم. مثال: این تبر به من در کار میشود، یعنی ( ابزار دست ) من است و خیلی بهش نیاز دارم، ...
لالایی های قوچان لالا لالا گل آلو دو چشمت مست و خواب آلو لالا لالا گل اسفند بابات رفته رَدِ گوسفند * لالا لالا گل زردم به قربونِ تو میگردم به ...
متمایل به گیجی، فطرتا گیج، گیج، مبهوت.
باله شنا.
قابل شناوری، شناکردنی.
سفرجل هندی، درخت آت هندی.
گل سرخ اروپائی.
گل میخک شاعر، حسن یوسف.
ذرت خوشه ای شیرین.
روغن بادام شیرین، روغن زیتون، روغن شیرین.
مرزنگوش.
ماگنولیای ویرجینیا.
چیزی که جارو میکند، زود گذر، سریع.
( sweeny ) ( در مورد اسب ) از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف، فلج عضله.
( sweeney ) ( در مورداسب ) از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف، فلج عضله.
زندان مجرد.
آدم بد دهان وفحاش.
( اسکاتلند ) آبجو تازه انگلیسی، مشروب الکلی.
ضربت سخت زننده، مگس کش.
پارچه قنداقی.
چمن، مرغزار، دسته علف خشک، سبزه رو.
هیاهو ودعوا کردن، لباس پر زرق وبرق پوشیدن.
تجمع کننده.
( درمورد قیافه ) سبزه مایل به سیاه، دارای صفت زشت، بدصفت، بدطینت، تیره ومبهم، سیاه چرده.
چمن، مرغزار، سطح چمنزار، تبدیل به مرغزار کردن.
علف پازهر ( milkweed ) .
متکبر.
چوب دستی کوچک، باتون.
قالب سوراخ سوراخ.
جاروکش، رفتگر، ( بتحقیر ) کلفت ( kolfat ) .
پارچه قنداقی، قنداق.
باریک اندام، نازک، ظریف، زن با کمال.
حساسیت، استعداد.
درزی، بخیه ای.
حامی، نگهدارنده، محافظ.
اعانت دهنده، کمک کننده به فقرا، نگهدار.
نفس عمیق، آه.
آه کشیدن، نفس عمیق کشیدن.
محلول سریشمی دارای ذرات معلق.
پرونده معلق، پرونده بلاتکلیف.
آویزشی، اندروا پذیری، درحال تعلیق، درحال توقف، تعلیق، معلق.
فروگیر پدیر، حساس، پذیرنده، آماده پذیرش، مستعد.
ابقاء، بقا، برزیستی.