پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٥٧
پیشنهاد
١

ضرب المثل خدا صدای شکستن گردوها راشنیده است. مردی بارِ گرودیی به خانه آورد و مشغول جدا کردن ریز و درشت آن بود تا برای زمستان ذخیره کنند. در همین هنگ ...

پیشنهاد
١

لالایی های کردستان لالا لالا گُل گردو بابات رفته ردِ اردو لالا لالا گُلِ پونه که دنیا بی تو زندونه لالا لالا گُل آبی بابا رفته صید ماهی لالایی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نمایندگی، فروشندگی، اصلاح فیما بین.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

متقاضی، تشجیع کننده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( صورت جمع کلمه solo ) ، تک نوازان، تنها خوانان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( solfeggio ) نت خوانی، سولفش خوانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمی مایع ونیمی ژلاتینی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ناحیه آتش فشانی که گازهای گوگردی از آن متصاعد میشود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مار تیز دندان از نژاد افعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اثر کف پا ( مثل اثر انگشت ) ، انگشت نگاری از پا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تنهائی، انفراد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای غلط دستوری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

هویه، هویه لحیم کاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سربازخانه، پادگان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سربازی، زندگی سربازی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

soldier ship

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لحیم گر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sultan ) سلطان، امیر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( شیمیخ ) بصورت محلول درآوردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زیاد در آفتاب ماندن وخراب شدن، استفاده کردن از نور آفتاب، درمعرض آفتاب قراردادن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( برق ) باطری آفتابی، باطری خورشیدی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تسلیت دهنده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاندانهای بندی Bendi و تدچی Tedeschi از کارگزاران روچیلدها در ایتالیا بودند. گینزبرگ نام این دو مؤسسه را در کنار نام روچیلدها ذکر کرده تا اهمیت نقش ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تسلیت، تسلی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جَنگی - Jangi ، قهر کرده، آزرده، رنجیده، ترک رابطه کرده. مثال: برادرم یک سال باز با من جنگی ( قهره ) گپ ( حرف ) نمیزند، د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جنگ کردن - kardan ang ، بر خلاف فارسی نو، بمعنی نزاع، توپیدن، سرزنش کردن، ملامت کردن، و در مورد مخاصمه و مناقشه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جَنگَرَه - Jangara جنگجو و ستیزه گر، ناسازگار. مثال: دخترش جنگره، با هیچ کس معامله کرده نمیتواند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جَفس - Jafs خیلی بهم نزدیک و چسبیده. ( در فارسی نو جفس بمعنی دیگر، یعنی سست، ضعیف و احمق است ) مثال: هوا خنک بود به یکدیگ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جُدا و جِیدا Judo , - jido ، بسیار، نهایت، خیلی ( غیر از معنی معمولی جُدا ) جدا نغز کردید آمدید - دیه چار چشمم بر رهتان ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جُای نماز - جانماز و سجاده Joynamoz زیرانداز مخصوص یا قالیچه ای است منقش که سوزن کاری نموده و سپس استفاده میکنند، ( روی آ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نت خوانی، سولفش، سرودن ترانه با نت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( انگلیس قدیم ) فرد ساکن حوضه قضائی لرد یا امیر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اقامت موقتی، موقتا اقامت کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

صلیب جنوب، چهار ستاره درخشان نیمکره جنوبی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

چپ دست.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( south wards ) بطرف جنوب، متمایل بجنوب، بسوی جنوب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بدون خاک.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرک، کثافته، لکه، آلوده سازی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لوله فاضل آب مستراح.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

آلودگی، آشغال، علف تازه، علوفه حیوانات.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

گزینه نرمافزاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نرمافزارگرا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( soft shell ) دارای پوسته ترد وشکننده، دارای عقیده معتدل، حلزون دارای صدف نرم، نرم پوسته

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( درموردتخم مرغ ) نیم بند، حساس، احساساتی، دل رحیم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ذغال سنگ قیردار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرنده منقار نازک حشره خوار، مرغ مگس خوار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( soffit ) زیر طاق، سقف، قسمت پائین عمارت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بچه بازی، لواط، جماع غیر طبیعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

عضو دسته برادران مذهبی، عضو متحد ویکرنگ.