تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهت گیری صنعتی داشتن ( به نفع یک صنعت خاص کار کردن یا اقدامی انجام دادن. . . industrial - biased translation market

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

نابرابری اجتماعی

پیشنهاد
٠

عقل سالم در بدن سالم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

محکم چسبین به چیزی مثل رسم و رسوم یا حتی از نظر فیزیکی. حفظ کردن چیزی they held on to their social hierarchies and traditions Hold onto the railing s ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

اجابت دعا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

موفقیتی توی مشت کسی بودن. ( قطعی بودن ) The Democratic Party is behaving as if victory was already in the bag.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

غیر منصفانه بودن

پیشنهاد
١

نقطه ی عطف

پیشنهاد
٦

ساخته ی ذهن کسی بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

گوشمالی دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

مشاوران روابط عمومی ( کسانی که به افراد یا مقامات سیاسی مشاوره می دهند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

she soon tied herself up in knots خیلی زود دست و پایش را گم کرد. ( گیج شدن )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

محال بودن چیزی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

به حق مورد تایید محقّ

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

در مرکز توجه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

روانکاو

پیشنهاد
٠

به ته دیگ رسیدن، دچار کمبود شدن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

شکر گزار نعمت هایت باش.

پیشنهاد
١

سیلی نقد به از حلوای نسیه است.

پیشنهاد
١

جنگ اول به از صلح آخر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

که اینطور !

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ارزشمند ترین ( در برخی متون )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با احترام به همه ی دوستان خوبم به جای عامل ترساننده بهتر است از "درس عبرت" استفاده کرد که ترجمه ی متون مختلف کاربردی تر است. fining him will be a de ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

حقیقت را گفتن

پیشنهاد

رو در رو شدن با کسی

پیشنهاد
٥

جان کندن، سخت کار کردن

پیشنهاد
١

misunderstanding

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت سه قسمتی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

sympathy: همدردی empathy: همدلی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

باید بسوزی و بسازی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

lay off fast food غذای فوری ( فست فود ) را بذار کنار.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دنباله رو بودن

پیشنهاد
٢

کسی را آلت دست قرار دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

از خانه بریدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

سرسخت بودن

پیشنهاد
١

تاثیر زیاد گذاشتین دست روی نقطه ضعف گذاشتن هم خوبه ولی مورد اول بهتره.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

scared the living daylights out of someone

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از زیر مسؤلیت شونه خالی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

همزمانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

رایج

پیشنهاد
٠

A slight hysterical tendency

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

هیچوقت نگو نمیشه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

Mariupol right now is encircled. شهر ماریوپل درحال حاضر در محاصره است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرکز ( مثل پایگاه ) they can't radio home for further instructions آن ها نمیتوانند دستورالعمل های بعدی را به مرکز مخابره کنند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتاق مراقبت های ویژه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازبینی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اول شدن در راس قرار گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

جان کندن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

او خیلی پر تلاش است. او جان می کند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

Immeasurably small

پیشنهاد
٠

ترجمه ی عرفی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

He has a golden touch شانسش خوبه، سکه میزنه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

متخصص شدن، تخصص گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پر تنش، استرس زا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده The Environmental Protection Agency

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

با در نظر گرفتن اینکه. . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تو آدم رکی ( صادقی ) هستی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

el momento de la verdad : معادل اسپانیایی این واژه از این عبارت اسپانیایی تحت عنوان Calque در زبانشناسی گرفته شده که در این شیوه ی گرفتن واژه از زبان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

English is one language that is particularly * fond of adding to its large vocabulary انگلیسی زبانی است که علاقه خاصی به افزودن واژه به واژه نامه بزر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

استعلام

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

منعقد ( بسته ) شدن ( قرارداد ) رسیدن به ( توافق )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

منجر به بی ثباتی شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

احتمالاً

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

ارزشمند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

محدود تر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

در جایگاه فعل: در یک سری از متون طبقه بندی کردن هم معنا می دهد: مثلا برای جدا کردن زیر رشته های مختلف موجود در یک رشته.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

کار های ناروا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

در نظر گرفتن، مورد توجه قرار دادن Take, for example, the Strategic Arms Reduction Treaties ( START ) signed between the United States and Russia به ع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

bounty abounding

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرهیزکار، مومن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

put personality in something شخصی کرن موضوعی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

هنری است ، در هر رسانه ای که عملکرد و معنای آن هنر را برای عموم مردم تولید میکند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

Many organizations that produce public art have limited funds. The city often fund public art projects.