علی فروهر

علی فروهر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



deterrent٠٢:٥٥ - ١٤٠١/٠٢/٢٣با احترام به همه ی دوستان خوبم به جای عامل ترساننده بهتر است از "درس عبرت" استفاده کرد که ترجمه ی متون مختلف کاربردی تر است. fining him will be a de ... گزارش
2 | 0
tell it like it is٠٢:٢١ - ١٤٠١/٠٢/١٧حقیقت را گفتنگزارش
0 | 0
look some one in the eye٠٢:٢٠ - ١٤٠١/٠٢/١٧رو در رو شدن با کسیگزارش
0 | 0
work one's fingers to the bone٠٢:١٧ - ١٤٠١/٠٢/١٧جان کندن، سخت کار کردنگزارش
0 | 0
the wrong end of the stick١٩:٠٣ - ١٤٠١/٠٢/١٦misunderstandingگزارش
0 | 0
trinomial٢١:٠٨ - ١٤٠١/٠٢/١٥عبارت سه قسمتیگزارش
0 | 0
sympathy١٩:٠٣ - ١٤٠١/٠٢/١٥sympathy: همدردی empathy: همدلیگزارش
0 | 0
just grin and bear it٠٢:٤٤ - ١٤٠١/٠٢/١٥باید بسوزی و بسازیگزارش
0 | 0
lay off٠٢:٢١ - ١٤٠١/٠٢/١٤lay off fast food غذای فوری ( فست فود ) را بذار کنار.گزارش
2 | 0
be a copycat٠١:٤٩ - ١٤٠١/٠٢/١٣دنباله رو بودنگزارش
0 | 0
lead someone by the nose٠١:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/١٣کسی را آلت دست قرار دادنگزارش
0 | 0
cut the apron strings٠١:٤٥ - ١٤٠١/٠٢/١٣از خانه بریدنگزارش
2 | 0
all or nothing٠١:٣٢ - ١٤٠١/٠٢/١٣سرسخت بودنگزارش
0 | 0
hit him where it hurt most٠٢:٢٠ - ١٤٠١/٠٢/١٠تاثیر زیاد گذاشتین دست روی نقطه ضعف گذاشتن هم خوبه ولی مورد اول بهتره.گزارش
0 | 0
زهره ترک شدن٠٢:١٧ - ١٤٠١/٠٢/١٠scared the living daylights out of someoneگزارش
0 | 0
buck passing٠٢:١٠ - ١٤٠١/٠٢/١٠از زیر مسؤلیت شونه خالی کردنگزارش
0 | 0
juxtaposition٢٣:١٩ - ١٤٠١/٠١/٢٨همزمانیگزارش
0 | 0
well known١٥:٥٩ - ١٤٠١/٠١/١٩رایجگزارش
0 | 0
temporary nervous depression٠٣:٥٠ - ١٤٠١/٠١/١٦A slight hysterical tendencyگزارش
0 | 0
never say never٠٤:٠١ - ١٤٠١/٠١/١٥هیچوقت نگو نمیشهگزارش
0 | 0
encircled٠٨:٣٥ - ١٤٠١/٠١/١٣Mariupol right now is encircled. شهر ماریوپل درحال حاضر در محاصره است.گزارش
0 | 0
home٠٨:٢٦ - ١٤٠١/٠١/١٢مرکز ( مثل پایگاه ) they can't radio home for further instructions آن ها نمیتوانند دستورالعمل های بعدی را به مرکز مخابره کنند.گزارش
0 | 0
intensive care room٠٩:٤٨ - ١٤٠١/٠١/٠٨اتاق مراقبت های ویژهگزارش
0 | 0
republish١٨:٢٨ - ١٤٠٠/١٢/٢٤بازبینیگزارش
0 | 0
come top١٥:١٤ - ١٤٠٠/١٢/٢٤اول شدن در راس قرار گرفتنگزارش
0 | 0
work like a dog١٥:٠١ - ١٤٠٠/١٢/٢٣جان کندنگزارش
5 | 0
he works like dog١٥:٠٠ - ١٤٠٠/١٢/٢٣او خیلی پر تلاش است. او جان می کندگزارش
0 | 0
infinitesimal٠٢:١٥ - ١٤٠٠/١٢/٢٣Immeasurably smallگزارش
2 | 0
institutional translation٠٣:٣٦ - ١٤٠٠/١٢/٢١ترجمه ی عرفیگزارش
0 | 0
have a golden touch١٥:١٨ - ١٤٠٠/١٢/١٦He has a golden touch شانسش خوبه، سکه میزنهگزارش
0 | 0
specialise١١:٠٧ - ١٤٠٠/١٢/١١متخصص شدن، تخصص گرفتنگزارش
2 | 0
motional٠٥:٢٢ - ١٤٠٠/١١/٢١پر تنش، استرس زاگزارش
2 | 0
epa٠١:٣٨ - ١٤٠٠/١١/٢١آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده The Environmental Protection Agencyگزارش
2 | 0
providing٠٤:٠٦ - ١٤٠٠/١١/١٨با در نظر گرفتن اینکه. . .گزارش
2 | 0
you say what you mean١١:٢٠ - ١٤٠٠/١١/٠١تو آدم رکی ( صادقی ) هستی.گزارش
0 | 0
moment of truth٠٥:٥٩ - ١٤٠٠/١٠/٢٨el momento de la verdad : معادل اسپانیایی این واژه از این عبارت اسپانیایی تحت عنوان Calque در زبانشناسی گرفته شده که در این شیوه ی گرفتن واژه از زبان ... گزارش
0 | 0
fond٢٣:٥٠ - ١٤٠٠/١٠/٢٧English is one language that is particularly * fond of adding to its large vocabulary انگلیسی زبانی است که علاقه خاصی به افزودن واژه به واژه نامه بزر ... گزارش
2 | 0
inquire١٤:٤٥ - ١٤٠٠/١٠/٢٦استعلامگزارش
7 | 0
constructed١٠:٢٩ - ١٤٠٠/١٠/٢٣منعقد ( بسته ) شدن ( قرارداد ) رسیدن به ( توافق )گزارش
0 | 0
destabilize٠٨:٤٧ - ١٤٠٠/١٠/٢٣منجر به بی ثباتی شدنگزارش
0 | 0
deemed٠٨:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٣احتمالاًگزارش
0 | 0
impressive٠٨:٣١ - ١٤٠٠/١٠/٢٣ارزشمندگزارش
2 | 0
less٢٣:٣٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٢محدود ترگزارش
7 | 1
cross cut٠٥:٢١ - ١٤٠٠/١٠/٢١در جایگاه فعل: در یک سری از متون طبقه بندی کردن هم معنا می دهد: مثلا برای جدا کردن زیر رشته های مختلف موجود در یک رشته.گزارش
2 | 0
evil deeds٢٢:٢٨ - ١٤٠٠/١٠/١٧کار های نارواگزارش
2 | 0
take٠٥:٤٨ - ١٤٠٠/١٠/١٥در نظر گرفتن، مورد توجه قرار دادن Take, for example, the Strategic Arms Reduction Treaties ( START ) signed between the United States and Russia به ع ... گزارش
2 | 1
mighty grace١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٩/١٤bounty aboundingگزارش
2 | 0
pious man١٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٤پرهیزکار، مومنگزارش
0 | 0
put personality in٠٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٤put personality in something شخصی کرن موضوعیگزارش
0 | 0
public art٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٢هنری است ، در هر رسانه ای که عملکرد و معنای آن هنر را برای عموم مردم تولید میکند.گزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



even if٠٦:٣٢ - ١٤٠٠/١٠/٢٠
• Justice must be done even if the sky falls.
حتی اگر دنیا به آخر برسد، عدالت باید اجرا شود.
0 | 0
chosen٠٦:١٦ - ١٤٠٠/١٠/١٨
• my chosen seat in church
مکان همیشگی من در کلیسا
2 | 0
chosen٠٦:١٥ - ١٤٠٠/١٠/١٨
• my chosen seat in church
جای مشخص من در کلیسا
0 | 0
phonetics١٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٥
• Phonetics is the science of sounds.
آواشناسی ، علم مطالعه ی اصوات است.
0 | 0
phonetics١٣:١٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٥
• Phonetics deals with speech sounds.
علم آوا شناسی به بررسی اصوات گفتار می پردازد.
0 | 1