held on to
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
نگه داشتن / حفظ کردن
چنگ زدن به چیزی
رها نکردن
از دست ندادن
🔸 مثال ها:
"It has held on to hundreds of kilograms of enriched uranium. "
صدها کیلوگرم اورانیوم غنی شده رو نگه داشته / حفظ کرده.
... [مشاهده متن کامل]
"She held on to her dreams no matter what. "
صرف نظر از هر چیزی، به رویاهاش چنگ زد.
"He held on to the rope to avoid falling. "
به طناب چنگ زد تا نیفته.
"Don't hold on to things that no longer serve you. "
به چیزایی که دیگه بهت کمک نمی کنن چنگ نزن.
نگه داشتن / حفظ کردن
چنگ زدن به چیزی
رها نکردن
از دست ندادن
🔸 مثال ها:
صدها کیلوگرم اورانیوم غنی شده رو نگه داشته / حفظ کرده.
... [مشاهده متن کامل]
صرف نظر از هر چیزی، به رویاهاش چنگ زد.
به طناب چنگ زد تا نیفته.
به چیزایی که دیگه بهت کمک نمی کنن چنگ نزن.
محکم چسبین به چیزی مثل رسم و رسوم یا حتی از نظر فیزیکی. حفظ کردن چیزی
they held on to their social hierarchies and traditions
Hold onto the railing so that you don't lose your balance.