پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)
دینروا ( دین روا )
دینروایی= مشروعیت؛ دینروا= مشروع
دینروا ( دین روا )
آفتابرو ( aftabru ) ؛ هنگام گفتن از سویه ( جهت ) خانه، خانه آفتابرو به چم خانه ایست که رو به آفتاب است ( جنوبی )
ابروباد یک روش چاپ و آراستن کاغذ است که دستاورد پایانی آن کاغذهایی با نقش های پنداری، زیبا و همانند جابجایی ابر و باد است. شیوه ی ساخت ابروباد: ۱ - ...
از واژه ی "برونگاه" می توان به جای واژه های تازی [خروج یا خروجی] بهره گرفت. درونگاه= ورودی
کاربردی
جماد= بیجان، جمادات= بیجانان
راهبردشناس، راهبردگر
راهبردگر
خَفرَنج، ( خف رنج، خفه رنج، خفه رنج شدن= کابوس دیدن )
- عنصر کمیاب، - عنصر کمنیاز [در جانداران]
- عنصرهای کمیاب، - عنصرهای کمنیاز
- عنصر کمیاب، - عنصر کمنیاز
بی پشتوانه
بی پایه، بی پشتوانه، سست، نااستوار
ناکارا، ناکارامد، بی سود
ناکارا، ناکارامد، بی سود
افزایش یافتن، سخت شدن، ناجور شدن
سخت شدن، ناجور شدن
زهدان نگاری، روش نگاره سازی یا عکسبرداری رادیولوژی از زهدان ( رحم ) : با فرستادن داروی حاجب ( جذب کننده پرتو ایکس ) به درون زهدان، این دارو با فشار ...
همبندی، همبندش
همبندش
از واژه ی همبندش می توان به جای مونتاژ بهره گرفت.
پرواگرانه، دوراندیشانه
پرواگرانه، دوراندیشانه، پایشمندانه
شناور، غوته ور؛ [در جایگاه برابرواژه]
گرایش همگانی، کشش همگانی، خواست همگانی
شناور، غوته ور
ماده شناوری
شناورانه، غوته ورانه ؛ [شناور یا غوته ور=کلوئید]
شناوری، غوته وری
پاساج، پاساچ؛ واژه های [زاچ، زاج، زاچه، زاجه] به چم [زن تازه زا] است که از بن [زای] از بنواژه "زاییدن" به همراه پسوند [چه] ساخته شده اند. درینجا پس ...
ویژند= برند، ویژندسازی= برندینگ
ویژند= برند، ویژندسازی= برندینگ
ویژندسازی
ویژندسازی
بازارگردی گشت و گذار و وقت گذرانی در بازار و فروشگاه هاست بیشتر با هدف دیدن یا بازبینی کالاها و نرخها گاهی همراه با خرید یک چیز کوچک.
بازارگرد
چشمی، چشمیک، دیداری، دیدنی، آشکار، پیدا
چشمی، دیداری، آشکار، هویدا
پازاج، پازاچ؛ [واژه های [زاچ، زاج، زاچه، زاجه] به چم [زن تازه زا] است که از بن [زای] از بنواژه "زاییدن" به همراه پسوند [چه] ساخته شده اند. درینجا پ ...
واژه های [زاچ، زاج، زاچه، زاجه] به چم [زن تازه زا] است که از بن [زای] از بنواژه "زاییدن" به همراه پسوند [چه] ساخته شده اند. درینجا پسوند "چه" که به ...
جناب عطار میوه ی تلخ فساد و تباهی که امروز داریم می بینیم ریشه اش خود این حکمرانی تباهی گستر و فسادزاست. شاید اون گاهنامه ی آنچنانی که قانون نامیده ...
ابزار فرمانگاه
فرمانگاه
فرمانگاه
فرمان گزاری: گزاردن یا انجام فرمان، بجای فرواژه ی تازی [اجرای احکام]
فرمان گزاری، انجامِ فرمان؛ [درینجا واژه ی فرمان، دربردارنده ی یک درونمایه ی ویژه و کلی است بنابراین نیاز به جمع بستن به ریخت فرمانها ندارد]