پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)
دوقندی
چندقند، چندقندی
چندقند، چندقندی؛ ماده ای فراهم آمده از ۲ تا ۱۰ مولکول قند مانند گلوکز.
چندقند، چندقندی
چندقندی، چندقند
کاواک زایی
جداینده، جداساز، جداگر
واشکافنده، فروشکافنده، واکاوَنده، فروکاونده، جداینده، پارنده
بندینه
بندینه
ریسه، ریسَک، رشتَک، بندَک
[ریسه، ریسَک، رشتَک، بندک] به جای رباط یا لیگامان، بندینه به جای تاندون
از واژه ی "بندپِی" می توان به جای واژه ی تازی [نخاع] بهره گرفت. پِی= عصب
اُستمیان= میان یا مغز استخوان، Ostmiyan
پِی= عصب، واژه ی پیشنهادی "بندپی" به جای واژه ی تازی [نخاع]
بندپِی؛ پِی= عصب، بندپی= نخاع
پوست آماس، پوستاماس؛ اگر منظور از سلولیت، چرک و آماس لایه های پوستی ( درماتیت ) باشد می توان از واژه ی پوستاماس بهره گرفت.
مغزپرده آماس، مغزپرداماس؛ [مغزپرده= مننژ]
مغزپرده آماس، مغزپرداماس، [مغزپرده=مننژ]
مغزپرده
نایژه آماس، نایژاماس
نایژه آماس، نایژاماس
پوست آماس، پوستاماس
پوست آماس، پوستاماس
بدچربی
بدچربی
پُرقند، بُلقند
پُرقند، بُلقند
چوبینه شکن، چوبقندشکن
سلولزشکن، چوبینه شکن، چوبقندشکن
چوبینه؛ چوبقَند، در زیست شناسی و گیاه شناسی می توان واژه ی چوبینه را به جای سلولز به کار گرفت. در شیمی و زیست شیمی که سخن از ساختار شیمیایی ماده می ...
چوبینه؛ چوبقَند، در زیست شناسی و گیاه شناسی می توان واژه ی چوبینه را به جای سلولز به کار گرفت. در شیمی و زیست شیمی که سخن از ساختار شیمیایی ماده می ...
در زیست شناسی و گیاه شناسی می توان واژه ی چوبینه را به جای سلولز به کار گرفت.
هممایه ( هم مایه ) [در کالاها]، همژاد [در ژادینِگی یا جنسیت]
شکرقند
شکرقند
شیرتیزاب تیزاب شیر
تیزاب شیر، شیرتیزاب
شیرقند
شیرقند
مِیقند ( قند میوه )
مِیقند ( قند میوه )
جوقند
جوقند
خونقند
خونقند
رَوایش، ( روایش= روا بودن، مشروعیت )
رَوایش ( روایش= روا بودن، مشروعیت )
رَوایش به جای مشروعیت؛ روایش قانونی، روایش مردمی، روایش سیاسی، روایش دینی و. . .
واژه ی روایش را می توان به جای واژه ی تازی مشروعیت به کارگیری کرد.