باوجود
/bAvujude/
مترادف باوجود: باعرضه، باکفایت، کارآ، کاردان، لایق
متضاد باوجود: نالایق
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف ها
باوجود اینکه، باوجود
مخالف، با وجود، علیرغم، با اینکه
مخالف، با وجود، علیرغم، باوجود اینکه
جز، بدون، بل، با وجود، باستثنای
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
با بودنِ،
با اینکه، با آنکه،
به جای [با وجودِ]
؛
کاربر گرامی جناب خوش خلق سیما، [بودش] در ساختار دستوری پارسی، یک پیشنهاد نادرست است، پسوند بُنواژنامساز ( اسم مصدرساز ) - ِش، هرگز به بن گذشته نمی پیوندد، این پسوند ویژه ی بن کنونی است همگی بنواژنامهایی که ما در پارسی داریم اینگونه اند.
با اینکه، با آنکه،
به جای [با وجودِ]
؛
کاربر گرامی جناب خوش خلق سیما، [بودش] در ساختار دستوری پارسی، یک پیشنهاد نادرست است، پسوند بُنواژنامساز ( اسم مصدرساز ) - ِش، هرگز به بن گذشته نمی پیوندد، این پسوند ویژه ی بن کنونی است همگی بنواژنامهایی که ما در پارسی داریم اینگونه اند.
به پارسی : با بودشِ
در عین
چیزی که وجود دارد
علی رغم