اسم عربی - صفحه 24
دوست ( فارسی ) + علی ( عربی ) دوستدار علی
پسر
فارسی، عربی دیباج
دیبا، پارچه ابریشمی، ( معرب از فارسی ) ( = دیبا و دیباه )، ← دیبا
پسر
عربی ریاح
لطیف، ( جمعِ ریح )، بادها
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی رزق الله
روزی ای که خداوند می دهد
پسر
عربی رزین
محکم، استوار، متین، باوقار، ساکت، آرام، موقر، سنگین، خوش نظر، خوش فکر، نیک رأی، ( اَعلام ) نام دو ر ...
دختر، پسر
عربی رزین دخت
رزین ( عربی ) + دخت ( فارسی ) دختر موقر و متین
دختر
فارسی، عربی رشدیه
خردمند
دختر
عربی رشیدا
از خطاطان نامی ایران، رشید ( عربی ) + ا ( فارسی ) نام یکی از استادان خط نستعلیق در قرن یازدهم که خو ...
پسر
فارسی، عربی رشیدالدین
آن که در دفاع از دین دارای رشادت و شجاعت است، رشد یافته و بالنده در امور دین، صاحب رأی و عقیده در د ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی رضوا
نام یک کوه، ( منسوب به رَضوی ) نام کوهی میانِ مدینه و ینبع در جزیرةالعرب
دختر
عربی رضی الدین
پسندیده ی آیین و دین، ( اَعلام ) ) رضی الدین استرآبادی [قرن هجری] زبان شناس ایرانی، مؤلف شرح کافیه ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی رغد
خوش و فراخ
دختر، پسر
عربی رفیدا
نام مردی در منظومه ویس و رامین، ( رَفید، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به رفید، یار و یاور، مساعد و کمک ...
دختر، پسر
فارسی، عربی زراره
نام یکی از اصحاب امام جعفر صادق ( ع )، ( اَعلام ) نام چند تن از صحابیان است و نیز نام یکی از اصحاب ...
پسر
عربی زربان
از نام های حضرت ابراهیم خلیل ( ع )، ا، مصحف زرمان، ن، ک، زروان
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی زرقا
برنگ آسمان
دختر
عربی زروان
ایزدِ زمانِ بی پایان، ( اوستایی، zrvan )، در اوستا به معنی«زمان» و از آن فرشته ی زمانه ی بی کرانه ا ...
پسر
فارسی، عربی، اوستایی زعفران
گیاهی علفی، چند ساله، و از خانواده زنبق که گلهای پاییزی سفید یا بنفش دارد
دختر
عربی زعیم الدین
پیشوا و رهبر دین
پسر
عربی زلاله
منسوب به زلال، شفاف، ( زلال، ه ( نسبت ) )
دختر
فارسی، عربی زلفعلی
زلف ( فارسی ) + علی ( عربی ) مرکب از زلف ( گیسو، موی بلند ) + علی
پسر
فارسی، عربی حشمت اله
نشانه شکوه و برزگی خداوند
پسر
عربی حصان
زن شوهردار پاکدامن، یک دانه مروارید
دختر
عربی حصفه
شیر مونث، نام یکی از همسران پیامبر اسلام و دختر عمربن خطاب
دختر
عربی حصنا
زن پارسا
دختر
عربی حصیل
نام گیاهی است
پسر
عربی
طبیعت حصین
استوار و محکم، مستحکم، محکم، استوار
پسر
عربی دروار
مانند در، هچون در، ( عربی ـ فارسی ) ( دُر + وار ( پسوند شباهت ) ) ( = دُرسا )، دُرسا، در ( عربی ) + ...
دختر
فارسی، عربی دریانه
دُروار، ( مجاز ) روشن و درخشان، ( دری = مانند در، درخشان، روشن، انه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به در و ...
دختر
فارسی، عربی دریم
پرگوشت، خوش اندام
دختر، پسر
عربی درینوش
درخشندگی، تابندگی جاوید و جاویدان، ( مجاز ) زیبارو، ( دری= درخشان و تابان، نوش= جاوید و جاویدان )، ...
دختر
فارسی، عربی دعبل
ماده شتر نیرومند، نام یکی از شاعران شیعه، ( اَعلام ) دِعبل خزاعی [، قمری] شاعر شیعی عرب، که شعرهایی ...
پسر
عربی روحان
پاک و مقدس
پسر
فارسی، عربی روحیه
حالات روانی یک فرد
دختر
عربی رودا
منسوب به رود، نغمه، آهنگ، سرود، ( رود= نغمه، فرزند، ا ( پسوند نسبت ) )
دختر
عربی رانیه
بیننده، نظارت کننده بر چیزی
دختر
عربی راهبه
مقدس، عابد مسیحی گوشه نشین
دختر
عربی راوک
راوق صاف، لطیف و پالوده هر چیز، ( به مجاز ) راوق، صافی، پالونه، جام شراب، ( به مجاز ) شراب صاف و زل ...
دختر
فارسی، عربی راوی
نقل کننده ی حدیث و حکایت، ( در قدیم ) آن که شعر شاعری را در بارگاه حاکمان یا در بازار برای مردم می ...
پسر
عربی راکع
رکوع کننده، خم شونده، سرفرودآورنده، فروتنی کننده
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی راکعه
دختر رکوع کننده و فروتن، ( مؤنث راکع ) دختر رکوع کننده
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی رایان
نام کوهی در حجاز، راهنما
دختر، پسر
عربی، فارسی رایحه
بوی خوش، بوی خوب، بو
دختر
عربی رجب
نام ماه هفتم از سال قمری
پسر
عربی رحمه
مهربانی، نام همسر ایوب ( ع )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی رخامین
از جنس رخام، سنگ سفید، رخام ( عربی ) + ین ( فارسی ) از جنس رخام
دختر
فارسی، عربی ردا
عقل یا خرد، به کسر ر، چادر، رو انداز، در اصطلاحات رزمی شمشیر یا کمان، همچنین عقل یا خرد
دختر
عربی زهرا بانو
بانوی درخشان و نیکو
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی زهرا یاس
ترکیب دو اسم زهرا و یاس ( نیکو و نام گلی خوشبو )
دختر
فارسی، عربی زهرامریم
ترکیب دو اسم زهرا و مریم ( نیکو و زن پارسا )
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی زهراناز
درخشنده و نازنین، ترکیبی قشنگ از نام زهرا
دختر
فارسی، عربی زهید
بسیار متقی، کسی که از دنیا گوشه گیری می کند برای رسیدن به آخرت، شکل افراطی آن ریاضت اسلات که از نظر ...
پسر
عربی ریتاج
در بزرگ، دروازه
دختر
عربی ریحانا
گل خوشبو
دختر
فارسی، عربی
گل ریحانه زینب
ترکیب دو اسم ریحانه و زینب ( گیاهی خوشبو و زینت پدر )، از نام های مرکب، ریحانه و زینب
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی ریسلا
متحول شده
دختر
عربی ریما
آهو، نام حیوانی است
دختر
عربی، یونانی ریهام
باران
دختر
عربی
طبیعت زائر، زایر
عربی زیارت کننده
پسر
عربی زائره
مونث زائر، زیارت کننده، ( مؤنث زائر یا زایر )
دختر
عربی زافر
نام یکی از اصحاب امام جعفر صادق ( ع )، ( اَعلام ) نام یکی از اصحاب امام جعفر صادق ( ع ) و چند تن از ...
پسر
عربی زامیر
آواز
دختر
عربی زاهر
درخشان، روشن، تابان، ( به مجاز ) دارای تشخیص، ممتاز، عربی درخشان
پسر
عربی ساید
مهتر، سرور
پسر
عربی سایر
سیرکننده، رونده
پسر
عربی سادن
چاکر و خدمتگزار بت خانه
پسر
عربی زوفا
گیاهی پایا و معطر از خانواده نعناع
دختر
عربی زکی
پاک، طاهر، پارسا
پسر
عربی زکی الدین
پارسا در دین
پسر
عربی زیب النساء
زیب ( فارسی ) + نسا ( عربی )، بهترین زنان، زیباترین زنان، نام دختر پادشاه هند که به ادبیات فارسی و ...
دختر
فارسی، عربی زیبامحمد
زیبا ( فارسی ) + محمد ( عربی )، مرکب از زیبا + محمد ( نام پیامبر اسلام ( ص )، نام روستایی در نزدیکی ...
پسر
فارسی، عربی زیتون خاتون
زیتون ( عربی ) + خاتون ( فارسی )، مرکب از زیتون + خاتون ( بانو )، نام همسر ارسلان شاه پادشاه کرمان ...
دختر
فارسی، عربی زیتونه
یکدانه زیتون، ( زیتون، ه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به زیتون
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی زیدان
نام نویسنده ای عرب، او نخستین نویسنده عرب است که به سبک نویسندگان اروپایی مطالب علمی و تاریخی اسلام ...
پسر
عربی زیدعلی
نام شاخه ای از طایفه بیرانوند
پسر
عربی زیرجد
نام سنگی قیمتی به رنگ سبز مایل به زرد
دختر
عربی زینال
مخفف زین العابدین
پسر
عربی زینب گل
زینبِ چون گل زیبا و لطیف، مرکب از زینب و گل
دختر
فارسی، عربی
گل زینت الشریعه
موجب زیبایی دین، موجب زیبایی و آراستگی دین، زینت شریعت
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی زینعلی
مرکب از زین ( آراستگی، زیبایی ) + علی
پسر
عربی زییده
مصغر زبده، برگزیده کوچک، نام چندتن از زنان معروف عرب از جمله همسر هارو الرشید
دختر
عربی سائب
روان، شتابان
پسر
عربی سابق
مربوط به گذشته، پیشین، مقدم، پیشی گیرنده، سبقت گیرنده، نام چندتن از شخصیتهای تاریخی از جمله نام یکی ...
پسر
عربی سابق الدین
پیشی گیرنده در دین
پسر
عربی ساحر
سحرکننده، افسونگر
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی ساحره
سحر کننده، افسونگر
دختر
عربی سایره
ستاره گردنده، سیاره
دختر
عربی سایق
سوق دهنده، کسی که پیش می رود، بر انگیزاننده
پسر
عربی سبحات
انوار پروردگار و جلالت او
پسر
عربی سبحان قلی
سبحان ( عربی ) + قلی ( ترکی ) بنده سبحان، بنده خداوند
پسر
عربی، ترکی سبزه قبا
سبزه ( فارسی ) + قبا ( عربی ) پرنده ای به رنگ آبی لاجوردی و دم آبی مایل به سبز
دختر
فارسی، عربی سبوح
بسیار پاک، از نام های پروردگار
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی سبوحا
پاک و منزه، [سبوح = پاک و منزه، ا ( پسوند نسبت ) ]، منسوب به سبوح
دختر
فارسی، عربی سبیکه
قطعه طلا و نقره گداخته شده
دختر
عربی ستایش زهرا
ترکیب دو اسم ستایش و زهرا ( ستودن و روشن تر )، از نام های مرکب، ستایش و زهرا
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی ساطعه
درخشنده، روشن، مؤنث ساطع
دختر
عربی ساعی
کوشش کننده، کوشا، ( در قدیم ) گرد آورنده ی زکات
پسر
عربی ساقه
بخشی از پیکر گیاهان، ( در گیاهی ) بخشی از پیکر گیاهان که معمولاً بالای سطح زمین رشد می کند و برگ، گ ...
دختر
عربی
طبیعت سال مه
مؤنث سالم، فاقد بیماری، بدون عیب یا خرابی
دختر
عربی سالارمهدی
ترکیب دو اسم سالار و مهدی ( رهبر و هدایت شده )، از نام های مرکب، سالار و مهدی
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی