اسم عربی - صفحه 23

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

حصفه/hasafe/

شیر مونث، نام یکی از همسران پیامبر اسلام و دختر عمربن خطاب


دختر

عربی
حصنا/hasna/

زن پارسا


دختر

عربی
حصیل/hasil/

نام گیاهی است


پسر

عربی

طبیعت
حصین/hasin/

استوار و محکم، مستحکم، محکم، استوار


پسر

عربی
خوش لقا

خوش ( فارسی ) + لقا ( عربی ) خوش صورت، زیبا


دختر

فارسی، عربی
خیرالدین

آن که در دین بهترین است


پسر

عربی
خیرعلی

خیری که از علی ( ع ) رسیده است، آن که خبر و نیکی اش چون خیر و نیکی علی ( ع ) است


پسر

عربی
دائمه/dā’me/

همیشگی، جاویدان


دختر

عربی
جوادرضا/j.-rezā/

ترکیب دو اسم جواد و رضا ( بخشنده و خشنود )، از نام های مرکب، جواد و رضا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
جودت/jodat/

نیکویی، خوبی


دختر

عربی
جوشن/jo(w)šan/

زره، لباس ویژه جنگ، نوعی لباس جنگی قدیمی شبیه زره، ( به مجاز ) محافظت کننده از خطر و آسیب


پسر

عربی
جیحون/jeyhun/

رود، دریا، آمودریا، رود بزرگ، نام رودی در آسیای میانه، ( عربی )، نام رودخانه ای در آسیای میانه


پسر، دختر

عربی، فارسی

طبیعت
جیدا/jayda/

زنی که گردنی بلند، کشیده و زیبا دارد


دختر

عربی
جیهان/jayhān/

کیهان، جهان، گیتی، ( اَعلام ) نام دختر شاه جهان از سلسله ی تیمور لنگ که به تصوف و زیبایی مشهور بوده ...


دختر

کردی، عربی

تاریخی و کهن، کهکشانی
خلیل محمد/kh.-mohammad/

ترکیب دو اسم خلیل و محمد ( دوست و ستوده )، از نام های مرکب، خلیل و محمّد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حاذق/hāzeq/

زیرک و دانا در کاری، ماهر، استاد، مجرب، ( عربی )، کارآزموده و دارای تجربه ی کافی در دانش یا فنی، چی ...


پسر

عربی
حارثه/hārese/

زن کشاورز، نام یکی از راویان حدیث، ( عربی ) ( مؤنث حارث )، مؤنث حارث، کشاورز


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
حارس/hāres/

حفظ کننده، نگه دارنده، نگهبان، پاسبان، محافظ


پسر

عربی
حافظ الدین

آن که محافظ و نگهبان دین است


پسر

عربی
حامد حسین/h.-hoseyn/

ترکیب دو اسم حامد و حسین ( ستایشگر و خوب )، از نام های مرکب، حامد و حسین، ( اعلام ) حامدحسین، سیدمح ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حامد رضا/hamed-reza/

ترکیب دو اسم حامد و رضا ( ستایشگر و خشنود )


پسر

عربی
حامده/hamede/

مؤنث حامد، سپاسگزار


دختر

عربی
حامیم/hamim/

ستوده و با عظمت


پسر

عربی
حامین/hamin/

پشتیبان، حمایت کننده، جمع حامی


پسر

عربی
حانی

میش یا گاو وحشی


دختر، پسر

عربی
حبان/hoban/

نام یکی از صحابه پیامبر ( ص )


پسر

عربی
حجت الدین

آن که دلیل و برهان دین است


پسر

عربی
در تاج/dartāj/

گل آفتاب گردان، ( در عربی ) عین الشمس، ( در انگلیسی ) sun flower


دختر

فارسی، عربی

طبیعت، گل
درا/dor®ā/

منسوب به در، ( مجاز ) قیمتی و گران قیمت، ( در = مروارید، لؤلؤ، ا ( پسوند نسبت ) )، ( عربی ـ فارسی ) ...


دختر

فارسی، عربی
دربانو/dor bano/

مرکب از در ( مروارید )، بانو، در ( عربی ) + بانو ( فارسی ) مرکب از در ( مروارید ) + بانو


دختر

فارسی، عربی
درتا/dorta/

مانند مروارید، همتای دُر، در ( عربی ) + تا ( فارسی ) مانند در


دختر

کردی، عربی، فارسی
درثمین/dorsamin/

مروارید گران بها، لؤلؤ قیمتی، ( مجاز ) گران بها و ارزشمند، ( عربی ) ( در = مروارید، لؤلؤ، ثمین = گر ...


دختر

عربی
درجان/dorjan/

مروارید جان


دختر

کردی، عربی
بلوران/bolurān/

منسوب به بلور، ( بلور، ان ( پسوند نسبت ) )


دختر

فارسی، عربی
بلورین/bolurin/

شفاف و درخشان مانند بلور، بلوری، به شکل بلور، ساخته شده از بلور، ( به مجاز ) شفاف و درخشان، بلور ( ...


دختر

فارسی، عربی
بلیان/baliyān/

نام خضر پیغمبر ( ع ) که برادرزاده ی الیاس پیغمبر ( ع )، ( اعلام ) ) نام خضر پیغمبر ( ع ) که برادرزا ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
بمان علی

بمان ( فارسی ) + علی ( عربی ) نامی که با آن طول عمر کودک را با توسل به اسم علی ( ع ) بخواهند


پسر

عربی، فارسی
بن هور/benhor/

پسر خورشید


پسر

فارسی، عربی
بنان/banān/

سرانگشت، انگشت، ( اعلام ) غلامحسین بنان [، شمسی] خواننده ی ایرانی، فرزند کریم خان بنان الدوله بود، ...


پسر، دختر

عربی، کردی

مذهبی و قرآنی
بنت الحسنی/bentolhosnā/

دختر زنِ نیکو، دختری که از زن نیکو متولد شده است


دختر

عربی
تدین/tadayyon/

دینداری، درستکاری، مومن بودن، ( عربی ) دیندار بودن، مؤمن بودن


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
تسلا/tasallā/

آرامش یافتن یا کم شدن اندوه، آرامش، ( در قدیم ) خشنود، خرسند، راضی


دختر

عربی
تسکین/taskin/

ساکن و آرام قرار دادن کسی را


دختر

عربی
خبیر/khabir/

آگاه، دانا، از نام های خداوند تعالی، واقف، مطّلع


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
ختمی

گیاهی علفی، پایا، و زینتی از خانواده پنیرک که گلهای درشت دارد


دختر

عربی
خجسته لقا/kh.-leqā/

آن که چهره ای فرخنده و مبارک دارد، ( مجاز ) زیبارو، خجسته ( فارسی ) + لقا ( عربی ) خوش سیما، خوشرو


دختر

فارسی، عربی
خدا نظر

کسی که نظرکرده خداست


دختر

فارسی، عربی
خداطلب

خدا ( فارسی ) + طلب ( عربی ) خداجو


پسر

فارسی، عربی
خداکریم

خدا ( فارسی ) + مراد ( عربی ) نام یکی از سرداران کریمخان زند


پسر

فارسی، عربی
خدیجه زهرا/khadije-zahra/

ترکیب دو اسم خدیجه و زهرا ( برکت و روشن تر )


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
خدیر/khadir/

حسن و خوبی


پسر

عربی
حنیف رضا/h.-rezā/

ترکیب دو اسم حنیف و رضا ( راستین و خشنود )، از نام های مرکب، حنیف و رضا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حنین/hanin/

نام یکی از غزوه های پیامبر در مسیر مکه به طائف، ( عربی ) ( مصغر حِنّ )، به معنی «جماعتی کوچک از جنّ ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حور/hur/

زن زیبای بهشتی


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
حورآسا

حور ( عربی ) + آسا ( فارسی ) آن که چون حور زیباست


دختر

فارسی، عربی
حوراسا/ho(w)rāsā/

چونان زن زیباروی بهشتی


دختر

فارسی، عربی
حورآفرین

حور ( عربی ) + آفرین ( فارسی ) مرکب از حور ( زن زیبای بهشتی ) + آفرین ( آفریننده )


دختر

عربی، فارسی
حورالجمال/hurojjamāl/

زنی به زیبایی زنان بهشتی، نام یکی از دختران امام حسین ( ع )، زنی که زیبایی و روی او چون حورا ( زن ز ...


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
حوراماه/hora-mah/

زن زیبای بهشتی


دختر

فارسی، عربی
حوراوش/ho(w)rā vaš/

مانند زنان زیباروی بهشتی، چونان زن زیبا روی بهشتی


دختر

فارسی، عربی
حورجهان/hur-jahan/

آن که چهره ای زیبا چون حور دارد، حور ( عربی ) + چهر ( فارسی ) آن که چهره ای زیبا چون حور دارد


دختر

فارسی، عربی
حوردیس/hurdis/

آن که چون حور زیباست، حور ( عربی ) + دیس ( فارسی ) آن که چون حور زیباست


دختر

فارسی، عربی
حوررخ/hur-rokh/

آن که چهره ای زیبا چون حور دارد، حور ( عربی ) + رخ ( فارسی ) آن که چهره ای زیبا چون حور دارد


دختر

فارسی، عربی
حورزاد/horzad/

زاده حور، زیبا، حور ( عربی ) + زاد ( فارسی ) زاده حور


دختر

فارسی، عربی
حورسا/hursa/

همانند فرشته، زیبارو


دختر

فارسی، عربی
حورناز/hur nāz/

زن زیبای بهشتیِ دارای ناز و غمزه و کرشمه


دختر

فارسی، عربی
حوری بانو

حور ( عربی ) + ی ( فارسی ) + بانو ( فارسی ) زن زیبای بهشتی


دختر

عربی، فارسی
حوری دخت

حور ( عربی ) + ی ( فارسی ) + دخت ( فارسی ) مرکب از حوری ( زن زیبای بهشتی ) + دخت ( دختر )


دختر

عربی، فارسی
حوری رخ

حور ( عربی ) + ی ( فارسی ) + رخ ( فارسی ) آن که چهره ای زیبا چون حوری دارد


دختر

عربی، فارسی
حوری زاد

حور ( عربی ) + ی ( فارسی ) + زاد ( فارسی ) زاده حوری، زیبا


دختر

عربی، فارسی
حوری لقا

حور ( عربی ) + ی ( فارسی ) + لقا ( عربی )، آن که چون حوری زیباست، نام قهرمان کتاب عاشقانه و غنایی ح ...


دختر

عربی، فارسی
حوریسا/hurisā/

همانند حوری و پری، زیبارو، ( حوری = حور، زن زیبا، سا ( پسوند شباهت ) )، شبیه و مانند حوری


دختر

فارسی، عربی
حی/hay/

از نام های خداوند


پسر

عربی
حیفا/hayfa/

نام بندری در فلسطین


دختر

عربی
خاشعه/xāšeee/

متواضع، فروتن، خدا ترس و پرهیزکار، ( مؤنث خاشع )، متواضع و فروتن، به معنی متواضع و فروتن، مؤنث خاشع


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
خاطرآسا/khater-asa/

آسایش دهنده خاطر، خاطر ( عربی ) + آسا ( فارسی ) آسایش دهنده خاطر


دختر

فارسی، عربی
خاطرافروز/khater-afruz/

روشن کننده خاطر، شادی بخش، خاطر ( عربی ) + افروز ( فارسی ) شادی بخش


دختر

فارسی، عربی
خاطرنواز/khater-navaz/

دلکش، مطبوع، خاطر ( عربی ) + نواز ( فارسی ) دلکش


دختر

فارسی، عربی
دروار/dor vār/

مانند در، هچون در، ( عربی ـ فارسی ) ( دُر + وار ( پسوند شباهت ) ) ( = دُرسا )، دُرسا، در ( عربی ) + ...


دختر

فارسی، عربی
دریانه/doryāne/

دُروار، ( مجاز ) روشن و درخشان، ( دری = مانند در، درخشان، روشن، انه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به در و ...


دختر

فارسی، عربی
دریم

پرگوشت، خوش اندام


دختر، پسر

عربی
درینوش/dorri nuš/

درخشندگی، تابندگی جاوید و جاویدان، ( مجاز ) زیبارو، ( دری= درخشان و تابان، نوش= جاوید و جاویدان )، ...


دختر

فارسی، عربی
درریز/dorriz/

ریزنده ی در، ( مجاز ) گران بها و ارزشمند، ( در = مروارید، لؤلؤ، ریز = جزء پسین بعضی از کلمه های مرک ...


دختر

فارسی، عربی
درسان/dorsān/

درسا، مانند مروارید، ( عربی ـ فارسی ) ( در= مروارید، لؤلؤ، سان ( پسوند شباهت ) )، ( = درسا )، ← درسا


دختر

فارسی، عربی
درسین/dorsin/

مروارید آسمان


دختر

کردی، عربی
درفام/dor fām/

مانند در، به رنگ مروارید و لؤلؤ، ( مجاز ) زیبارو، ( عربی ـ فارسی ) ( در = مروارید، لؤلؤ، فام ( پسون ...


دختر

فارسی، عربی
درفش/de(a)rafš/

علم، پرچم، درفش کاویانی در داستان های ملی ایران، پرچمی که کاوه از پیشبند چرمین خود ساخت و مردم در ز ...


پسر

عربی، پهلوی

تاریخی و کهن
درگل/dor gol/

مروارید گلها، در ( عربی ) + گل ( فارسی ) مروارید گلها


دختر

فارسی، عربی

گل
دره/dorre/

مروارید بزرگ، یک دانه مروارید


دختر

عربی
درة التاج

مرواریدی که بر تاج نصب کنند


دختر

عربی
راحم/rāhem/

کسی که رحمت می آورد، رحم کننده، بخشاینده، آمرزنده، مهربان، ( در قدیم ) رحمت آورنده، دل سوزاننده


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
رادعلی

راد ( فارسی ) + علی ( عربی ) علی جوانمرد


پسر

فارسی، عربی
رادف/rādef/

پیروی کننده، پیرو


پسر

عربی
رادن/rāden/

زعفران، سرخی به زردی آمیخته، سرخی که به زردی آمیخته شود


دختر

عربی
رازقی/rāzeqi/

گلی سفید و کوچک و خوش بو که از آن عطر می گیرند، نوعی انگور با دانه های ریز، [قدیمی] خمر، شراب، ( عر ...


دختر

فارسی، عربی

طبیعت، گل
راسخ/rasekh/

برقرار، استوار، پابرجا


پسر

عربی
راشن/rāšen/

آرامنده، ثابت و برجای، انعام، پاداش، ثابت


پسر

عربی

تاریخی و کهن
راضی/razi/

خشنود، قانع


پسر

عربی
دادعلی

داد ( فارسی ) + علی ( عربی )، داده علی ( ع )، آن که عدل و دادی چون علی ( ع ) دارد


پسر

فارسی، عربی
دیمه/dime/

روی، رخسار، چهره، روشنی، روی و رخساره، روشنی باران و شبنم، ( در کردی ) نیز چهره


دختر

کردی، عربی



برچسب ها

اسماسم پسراسم دختراسم پسر عربیاسم دختر عربی