اسم عربی - صفحه 21

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

امیرستار/a.-sattār/

ترکیب دو اسم امیر و ستار ( فرمانروا و پوشنده )، از نام های مرکب، امیر و ستار


پسر

عربی
امیرسراج/a.-serāj/

ترکیب دو اسم امیر و سراج ( فرمانروا و روشنایی )، ( به مجاز ) امیر و پادشاهی که راهنما و چراغ روشنگر ...


پسر

عربی
امیرسرمد/a.-sarmad/

ترکیب دو اسم امیر و سرمد ( فرمانروا و پایدار )، امیر و پادشاه پایدار و جاویدان


پسر

عربی
امیرسعدی/amir-saedi/

ترکیب دو اسم امیر و سعدی ( فرمانروا و فرخندگی )


پسر

فارسی، عربی
امیرسیاوش/a.-siyāvo(a)š/

ترکیب دو اسم امیر و سیاوش ( فرمانروا و دارنده اسب نر سیاه )، از نام های مرکب، ی امیر و سیاوش


پسر

فارسی، عربی
امیرشریف/a.-šārif/

ترکیب دو اسم امیر و شریف ( فرمانروا و ارجمند )، از نام های مرکب، ی امیر و شریف


پسر

عربی
امیرشمس الدین/a.-šamsoddin/

ترکیب دو اسم امیر و شمس الدین ( فرمانروا و خورشید دین )، از نام های مرکب، ی امیر و شمس الدین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
امیرشکور/a.-šakur/

ترکیب دو اسم امیر و شکور ( فرمانروا و بسیار شکر کننده )، از نام های مرکب، ی امیر و شکور


پسر

عربی
امیرصابر/a.-sāber/

ترکیب دو اسم امیر و صابر ( فرمانروا و شکیبا )، از نام های مرکب، ی امیر و صابر، پادشاه و امیر صبور و ...


پسر

عربی
امیرصدرالدین/a.-sadroddin/

ترکیب دو اسم امیر و صدرالدین ( فرمانروا و پیشوای دین )، از نام های مرکب، ی امیر و صدرالدین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
امیرصیام/a.-siyām/

ترکیب دو اسم امیر و صیام ( فرمانروا و روزه )، از نام های مرکب، ی امیر و صیام


پسر

عربی
امیرضیاءالدین/a.-ziyā’oddin/

ترکیب دو اسم امیر و ضیاءالدین ( فرمانروا و نور دین )، امیر و پادشاهی که ( موجب ) روشنایی دین است، ح ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
امیرطارق/a.-tāreq/

ترکیب دو اسم امیر و طارق ( فرمانروا و ستاره صبح )، از نام های مرکب، ی امیر و طارق


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
امیرعابد/a.-ābed/

ترکیب دو اسم امیر و عابد ( فرمانروا و عبادت کننده )، از نام های مرکب، ی امیر و عابد


پسر

عربی
امیرعظیم/a.-azim/

ترکیب دو اسم امیر و عظیم ( فرمانروا و بزرگ )، از نام های مرکب، ی امیر و عظیم


پسر

عربی
امیرعلا/a.-alā/

ترکیب دو اسم امیر و علا ( فرمانروا و رفعت )، ( به مجاز ) پادشاه و امیر بلند مرتبه، فرمانروا و سردار ...


پسر

عربی
امیرفخر/a.-fakhr/

ترکیب دو اسم امیر و فخر ( فرمانروا و نازیدن )، از نام های مرکب، امیر و فخر


پسر

عربی
امیرفرامرز/a.-farāmarz/

ترکیب دو اسم امیر و فرامرز ( فرمانروا و آمرزنده دشمن )، از نام های مرکب، امیر و فرامرز


پسر

فارسی، عربی
امیرفرحان/a.-farhān/

ترکیب دو اسم امیر و فرحان ( فرمانروا و مسرور )، از نام های مرکب، امیر و فرحان


پسر

عربی
امیرفرداد/a.-fardād/

ترکیب دو اسم امیر و فرداد ( فرمانروا و مولود با شکوه )، امیر دارای شأن و شکوه، پادشاه با شوکت


پسر

فارسی، عربی
امیرفرزام/a.-farzām/

ترکیب دو اسم امیر و فرزام ( فرمانروا و شایسته )، از نام های مرکب، امیر و فرزام


پسر

فارسی، عربی
امیرفرزین/a.-farzin/

ترکیب دو اسم امیر و فرزین ( فرمانروا و فروزان )، از نام های مرکب، امیر و فرزین


پسر

فارسی، عربی
امیرفرشید/a.-faršid/

ترکیب دو اسم امیر و فرشید ( فرمانروا و شکوه درخشان )، از نام های مرکب، ← امیروفرشید


پسر

فارسی، عربی
امیرفرنام/a.-farnām/

ترکیب دو اسم امیر و فرنام ( فرمانروا و بالاترین نام )، از نام های مرکب، امیر و فرنام


پسر

فارسی، عربی
امیرفرهام/a.-farhām/

ترکیب دو اسم امیر و فرهام ( فرمانروا و نیک اندیش )، از نام های مرکب، امیر و فَرهام


پسر

عربی، اوستایی
امیرفضل الله/a.-fazlollāh/

ترکیب دو اسم امیر و فضل الله ( فرمانروا و بخشش خدا )، از نام های مرکب، ی امیر و فضل الله


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
امیرفواد/a.-fo’ād/

ترکیب دو اسم امیر و فواد ( فرمانروا و قلب )، امیر قلب ها، پادشاه دل ها، به تعبیری امیر صاحب دل، پاد ...


پسر

عربی
امیرفیاض/a.-fayyāz/

ترکیب دو اسم امیر و فیاض ( فرمانروا و پربرکت )، از نام های مرکب، امیر و فیاض


پسر

عربی
امیرقادر/a.-qāder/

ترکیب دو اسم امیر و قادر ( فرمانروا و توانا )، امیر دارای قدرت و توانایی


پسر

عربی
امیرماکان/a.-mākān/

ترکیب دو اسم امیر و ماکان ( فرمانروا و شجاع )، از نام های مرکب، ی امیر و ماکان


پسر

عربی
امیرمجید/a.-majid/

ترکیب دو اسم امیر و مجید ( فرمانروا و بزرگوار )، از نام های مرکب، امیر و مجید


پسر

عربی
امیرمحتشم/a.-mohtašem/

ترکیب دو اسم امیر و محتشم ( فرمانروا و دارای حشمت )، از نام های مرکب، امیر و محتشم


پسر

عربی
امیرمحراب/a.-mehrāb/

ترکیب دو اسم امیر و محراب ( فرمانروا و عبادتگاه )، از نام های مرکب، امیر و محراب


پسر

عربی
امیرمردان/a.-mardān/

ترکیب دو اسم امیر و مردان ( پادشاه دلیر و شجاع )، ( به مجاز ) پادشاه دلیر و شجاع، حاکم جوانمرد و بخ ...


پسر

عربی
امیرمرصاد/a.-mersād/

ترکیب دو اسم امیر و مرصاد ( فرمانروا و محل گذر )، از نام های مرکب، امیر و مرصاد


پسر

عربی
امیرمسلم/a.-moslem/

ترکیب دو اسم امیر و مسلم ( فرمانروا و پیرو دین اسلام )


پسر

عربی
امیرمشهود/a.-mašhud/

ترکیب دو اسم امیر و مشهود ( فرمانروا و آشکار )، از نام های مرکب، ا امیر و مشهود


پسر

عربی
امیرمظفر/a.-mozafar/

ترکیب دو اسم امیر و مظفر ( فرمانروا و پیروزی )، امیر و پادشاه پیروز، حاکم و فرمانروای ظفر یافته


پسر

عربی
امیرمهدیار/a.- mahdyar/

ترکیب دو اسم امیر و مهدیار ( فرمانروا و محافظ )


پسر

فارسی، عربی
امیرمهراس/a.-mehrās/

ترکیب دو اسم امیر و مهراس ( فرمانروا و نام پدر الیاس پیغمبر ( ع ) )، از نام های مرکب، ( امیر و مِهر ...


پسر

عربی، عبری
امیرمهرداد/a.-mehrdād/

ترکیب دو اسم امیر و مهرداد ( فرمانروا و داده ی مهر )، از نام های مرکب، امیر و مهرداد


پسر

فارسی، عربی
امیرمهرگان/a.-mehrgan/

ترکیب دو اسم امیر و مهرگان ( فرمانروا و مهربانی )


پسر

فارسی، عربی
امیرمومن/a.-mo’men/

ترکیب دو اسم امیر و مومن ( فرمانروا و مسلمان )، از نام های مرکب، امیر و مؤمن


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
امیرمیعاد/a.-mi‛ād/

ترکیب دو اسم امیر و میعاد ( فرمانروا و وعده )، از نام های مرکب، امیر و میعاد


پسر

عربی
امیرمیکائیل/a.-mikā‛il/

ترکیب دو اسم امیر و میکائیل ( فرمانروا و نام یکی از فرشتگان )، از نام های مرکب، امیر و میکائیل


پسر

عربی، عبری

مذهبی و قرآنی
امیرنظام/amir nezām/

ترکیب دو اسم امیر و نظام ( فرمانروا و آراستگی )، ( عربی ) فرمانده ی سپاه، عنوان و سمتِ فرمانده ی کل ...


پسر

فارسی، عربی
امیرنیما/a.-nimā/

ترکیب دو اسم امیر و نیما ( فرمانروا و نامور )، از نام های مرکب، امیر و نیما


پسر

فارسی، عربی
امیره/amireh/

مؤنث امیر


دختر

عربی
امیرهاتف/a.-hātef/

ترکیب دو اسم امیر و هاتف ( فرمانروا و ندا دهنده )، از نام های مرکب، امیر و هاتف


پسر

عربی
امیرهدایت/a.-hedāyat/

ترکیب دو اسم امیر و هدایت ( فرمانروا و ارشاد )، از نام های مرکب، ه امیر و هدایت


پسر

عربی
امیرهمت/a.-hemmat/

ترکیب دو اسم امیر و همت ( فرمانروا و اراده )، امیر صاحب اراده، امیر صاحب همت، پادشاه بلند نظر و بلن ...


پسر

عربی
امیرهوشیار/a.-hušyār/

ترکیب دو اسم امیر و هوشیار ( فرمانروا و باهوش )، از نام های مرکب، امیر و هوشیار


پسر

فارسی، عربی
امیرهومان/a.-humān/

ترکیب دو اسم امیر و هومان ( فرمانروا و نیک اندیش )، از نام های مرکب، ک امیر و هومان


پسر

فارسی، عربی
امیروحید/a.-vahid/

ترکیب دو اسم امیر و وحید ( فرمانروا و یگانه )، امیر و پادشاه یگانه، حاکم و پادشاه بی نظیر، فرمانده ...


پسر

عربی
امیروصال/a.-vesāl/

ترکیب دو اسم امیر و وصال ( فرمانروا و رسیدن به چیزی )، از نام های مرکب، امیر و وصال


پسر

عربی
امیروفا/a.-vafā/

ترکیب دو اسم امیر و وفا ( فرمانروا و به جا آوردن عهد )، امیر و پادشاه پایدار در قول و قرار، امیر و ...


پسر

عربی
امیروهاب/a.-vahhāb/

ترکیب دو اسم امیر و وهاب ( فرمانروا و بسیار بخشنده )، از نام های مرکب، امیر و وهاب


پسر

عربی
امیرکارن/a.-karen/

ترکیب دو اسم امیر و کارن ( فرمانروا و جنگجو )


پسر

فارسی، عربی
امیرکاظم/a.-kāzem/

ترکیب دو اسم امیر و کاظم ( فرمانروا و بردبار )، از نام های مرکب، امیر و کاظم


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
امیرکامیار/a.-kamyar/

ترکیب دو اسم امیر و کامیار ( فرمانروا و کامیاب )


پسر

فارسی، عربی
امیرکاوه/a.-kave/

ترکیب دو اسم امیر و کاوه ( فرمانروا و از شخصیت های شاهنامه )


پسر

فارسی، عربی
ابو/abo/

پدر


پسر

عربی
ابوالحسین/abol hossein/

پدر حسین، کنیه آهو


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
ابوالعباس/abol-abbas/

پدر عباس، کنیه شیر


پسر

عربی
ابوالعلا

پدر علا کنیه پرستو


پسر

عربی
ابوالفرج

پدر فرج، کنیه غذایی مرکب از برنج و گوشت و شکر


پسر

عربی
اکسیر/eksir/

کیمیا، جوهری گدازنده که ماهیت اجسام را تغییر می دهد و کامل تر سازد


دختر

عربی، یونانی

تاریخی و کهن
اکلیل

تاج


دختر

عربی
اکوان/akvān/

مخلوقات، موجودات، هست شدن ها


پسر

عربی

تاریخی و کهن
امام قلی

امام ( عربی ) + قلی ( ترکی )، غلام امام، نام پسر کوچک تر نادر شاه افشار


پسر

عربی، ترکی
ایهاب/ihāb/

عطیه، بخشش، دهش


پسر

عربی
باسل/bāsel/

شجاع، بهادر، دلیر، مرد دلیر، دلاوری، شیر


پسر

عربی
بانی

به وجود آورنده، عبری نام مردی از نسل جاد که از شجاعان زمان داوود ( ع ) بوده است


پسر

عربی
بانیه/bāniye/

بنا کننده، مؤسس، بنیانگذار


دختر

عربی
بایرام علی/bayram-ali/

ترکیب دو اسم بایرام و علی ( جشن و بلندقدر )


پسر

ترکی، عربی
بثینه/bosainah/

زن صاحب جمال و زیبا، ( مصغر بَثنَه یا بَثنَة )، به معنای مرغزار، زمین نرم و هموار، ( اَعلام ) ) نام ...


دختر

عربی
بخش علی

بخش ( فارسی ) + علی ( عربی )، کسی که نصیب و بخت از علی ( ع ) یافته، بخشیده شده از سوی علی ( ع )


پسر

فارسی، عربی
ایلنار/il nār/

آتش ایل، زیباروی ایل، ( ایل، نار = آتش )، ( به مجاز ) موجب روشنایی و گرمای ایل


دختر

ترکی، عربی
ایمنه/imaneh/

آمنه


دختر

عربی
بدرالجمال/badrojjamāl/

ماه رو، زیبارو، مه رو، ( به مجاز ) کسی که زیبایی آن چون ماه است


دختر

عربی
بدرالدین

ماه دین


پسر

عربی
بدیع الزمان/badieozzamān/

نادر روزگار، آن که در زمان خود یگانه است و نظیری ندارد، ( اعلام ) ) بَدیع الزمان فروزانفر [، شمسی] ...


پسر

عربی
براخاص/bara khas/

برادر خاص، برا ( کردی ) + خاص ( عربی ) برادر خاص


پسر

کردی، عربی
برید 2/borayd/

گوارا، ( مصغر بَرد ) به معنای گوارا، ( اَعلام ) برَید ابن معاویه عِجلی از صحابه و فقهای بزرگ شیعه د ...


پسر

عربی
بریدخت/bari dokht/

دختر پاکیزه و پاکدامن، ( بَری = پاکیزه، مبرا، دخت = دختر )، دختر پاکیزه و پاکدامن و مبرا از گناه


دختر

فارسی، عربی
بنسان/bensan/

پسر برکت


پسر

عربی
بنیام/benyām/

بنیامین، ( مخفف بنیامین )


پسر

عربی
به تام/behtām/

ویژگی شخصِ خوب و دارای اخلاق نیکو که به کمال رسیده است، [ به = خوب، بهتر، خوبتر، شخص خوب و دارای اخ ...


پسر، دختر

فارسی، عربی
بها/bahā/

درخشندگی، روشنی، قیمت، ارزش، ( در عربی ) درخشندگی و روشنی، ( به مجاز ) فر و شکوه، ( اَعلام ) بهاء ز ...


پسر

فارسی، عربی
بهار زهرا/b.-zahrā/

ترکیب دو اسم بهار و زهرا ( فصل اول سال خورشیدی و روشن تر )، از نام های مرکب، ه بهار و زهرا


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
بهار فاطمه/b.-fāteme/

ترکیب دو اسم بهار و فاطمه ( فصل اول سال خورشیدی و رانده شده از آتش )، از نام های مرکب، ه بهار و فاط ...


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
بهرامعلی/bahram-ali/

ترکیب دو اسم بهرام و علی ( پیروزمند و بلندقدر )


پسر

فارسی، عربی
امیرکرار/a.-karrar/

ترکیب دو اسم امیر و کرار ( فرمانروا و حمله کننده )


پسر

عربی
امیرکسری

مرکب از امیر ( عربی ) به معنای حاکم و فرمانروا + کسری ( فارسی ) به معنای خسرو و پادشاه است


پسر

فارسی، عربی
امیرکنعان/a.-kaneān/

ترکیب دو اسم امیر و کنعان ( فرمانروا و بردبار )، از نام های مرکب، امیر و کنعان


پسر

عربی
امیرکوشا/a.-kušā/

ترکیب دو اسم امیر و کوشا ( فرمانروا و تلاشگر )، از نام های مرکب، ه امیر و کوشا


پسر

فارسی، عربی
امیرکوشان/a.-kušān/

ترکیب دو اسم امیر و کوشان ( فرمانروا و کوشا )، از نام های مرکب، امیر و کوشان


پسر

فارسی، عربی
امیرکیارش/a.-kiyāraš/

ترکیب دو اسم امیر و کیارش ( فرمانروا و پادشاه دلیر )، امیر و پادشاه دلیر، حاکم شجاع


پسر

فارسی، عربی
امیرکیانوش/a.-kiyānuš/

ترکیب دو اسم امیر و کیانوش ( فرمانروا و بزرگ جاودان )، از نام های مرکب، امیر و کیانوش


پسر

فارسی، عربی
امیرکیهان/a.-keyhān/

ترکیب دو اسم امیر و کیهان ( فرمانروا و جهان )، امیر جهان، پادشاه عالم


پسر

فارسی، عربی



برچسب ها

اسماسم پسراسم دختراسم پسر عربیاسم دختر عربی